شماره تلفن تماس با ما

051-34225776

 

My title

ایران‎شناسی در روسیه

ایران‎شناسی در روسیه
در جهان علمی، اسامی دانشمندان روسیه قبل از انقلاب مانند ب. دورن، ای. برزین، و. روزن، ن. خانیکوف، و. میللر، و. ژوکوفسکی و دیگران شهرت زیادی دارد. با آغاز دوران شوروی ایران‎شناسی با مسایل جدیدی روبرو شد. تغییر ایدئولوژی دولتی موجب پیدایش مبنای اسلوبی جدید علمی گردید.بسیاری از مسایل ایران‎شناسی که نه فقط با عصر حاضر بلکه با تاریخ و حتی فرهنگ و مطالعه آثار خطی قدیمی ارتباط داشتند، فقط و فقط از مواضع مارکسیسم-لنینیسم مطالعه می‎شدند. این امر به خصوص در زمینه ارزیابی جنبشهای ملی و رهبران آنها مشهود بود. سیاست خارجی عملی اتحاد شوروی و اولویت روابط با کشورهای مختلف بر همین اساس تعیین می‎شد. کافی است برخورد متفاوت با متن اولین قراردادهای دوستی دولت نوبنیاد شوروی با ایران و ترکیه ذکر شود.
این تفاوتها عمدتاً ناشی از ارزیابی متفاوت احتمال مشارکت این کشورها در روند انقلابی جهانی بود (منظور، وجود ماده‎های ۵ و ۶ در متن معاهده با ایران است). ساختار موضوعی ایران‎شناسی هم دچار تغییرات زیادی شد. در کنار پژوهش زبانها، ادبیات و تاریخ که قبل از انقلاب در مقام اول قرار داشت، مسایل تاریخ نوین مورد توجه فزاینده‎ای قرار گرفتند. قبل از انقلاب ۱۹۱۷ شهرهای سنت‎پترزبورگ و مسکو مراکز اصلی ایران‎شناسی بودند. در دوران شوروی چنین مراکز پژوهشی در شهرهای دیگر، عمدتاً در پایتختهای جمهوری‎های ماورای قفقاز و آسیای میانه به وجود آمدند. البته، در مسکو که پایتخت شوروی بود و نهادهای دولتی مرکزی واقع در آنجا به اطلاعات و داده‎های جاری نیازمند بودند، به مسایل تاریخ جدید و نوین توجه زیادی مبذول می‎شد. حتی در انستیتوهای آکادمیک به ویژه در انستیتوی شرق‎شناسی آکادمی علوم اتحاد شوروی، تدوین یادداشتهای تحلیلی برای کمیته مرکزی حزب کمونیست و نهادهای دولتی بخش قابل توجه فعالیت را تشکیل داد.
پیشبینی‎های بلندمدت توسعه سیاسی و اجتماعی-اقتصادی توسعه ایرانی تهیه می‎شدند. همزمان مطالعه جنبه‎های فرهنگی، زبانی و تاریخی توسعه ایران هم صورت می‎گرفت ولی در برنامه‎های فعالیتهای پژوهشی تأکید بر مسایل معاصر کاملاً آشکار بود. ولی موضوعات ایران‎شناسی سنت‎پترزبورگ تغییری نکرده بود. سنت‎پترزبورگ اکنون هم مرکز اساسی پژوهشهای آثار خطی، زبان، فرهنگ، ادبیات و تاریخ ایران باستان و قرون وسطی می‏باشد. در مراکز جدید ایران‎شناسی نیز یک نوع "تقسیم کار" پدید آمد. در ارمنستان به مطالعه آثار فارسی و ارمنی در مورد گذشته تاریخی مشترک این دو ملت پرداختند. در تفلیس ادبیات و زبان‎شناسی اولویت داشت ولو اینکه در سالهای ۱۹۸۰-۱۹۷۰ پژوهشهای زیادی در زمینه جغرافیای اقتصادی، جمعیت‎شناسی و مسأله شهرهای ایران به عمل آمد.
در باکو پژوهشها در زمینه تاریخ جدید و نوین، صنایع و اصناف، مسایل کشاورزی، تاریخ آذربایجان ایرانی و مسایل مشترک برای ایران و آذربایجان از همه جالب‎تر بود. در جمهوری‎های آسیای میانه عمدتاً به مطالعه آثار خطی قدیمی، ادبیات و زبان، هنر و تاریخ قرون وسطای ایرانی توجه داشتند. برنامه‎های مطالعات علمی ایران‎شناسان به طور متمرکز تنظیم و توزیع می‎شد. برنامه‎های انتشارات منطقه‎ای در زمینه انتشار آثار ایران‎شناسان با انتشارات اساسی "ادبیات شرقی" مسکو هماهنگ می‎شد تا یک کتاب دو بار منتشر نشود. طی بیست سال اخیر در توسعه ایران‎شناسی تغییرات جدیدی پدید آمده است. جا دارد به برخی از مسایل ایران‎شناسی که در سالهای اخیر به وجود آمدند، اشاره‎ای داشته باشیم. این مسایل با مهمترین رویدادهای سیاسی این دوران ارتباط دارد. مهمترین رویدادی که برای ایران‎شناسی مسایل جدیدی مطرح کرد، ظهور جمهوری اسلامی ایران بر روی نقشه سیاسی جهان در سال ۱۹۷۹ بود. مسایل مربوط به شکست برنامه‎های اجتماعی و اقتصادی که در جهان مورد امتحان قرار گرفته و نتایج خوبی داده‎اند ولی در ایران با ناکامی روبرو شدند و نیز مسایل به قدرت رسیدن روحانیت مورد مطالعه قرار گرفتند.
در همه مراکز ایران‎شناسی اتحاد شوروی و به خصوص در مسکو به تجزیه و تحلیل علل وقوع انقلاب اسلامی در ایران پرداختند. ایران‎شناسان مسکو علاوه بر ارائه مقالات در همایش‎های علمی، مجلات عام الفهم علمی، تخصصی و بررسی‎های تحلیلی اوضاع جاری، همچنین به تدوین و انتشار آثار مونوگرافی علمی مبادرت ورزیدند. کتب ذیل به مسایل انقلاب ایران اختصاص داشت: س. ل. آقایف. ایران در گذشته و حال، مسکو، ۱۹۸۱؛ آ. رزنیکوف. ایران: سقوط رژیم شاهنشاهی. مسکو، ۱۹۸۳؛ س. آقایف. انقلاب ایران، ایالات متحده آمریکا و امنیت بین‎المللی. مسکو، ۱۹۸۳؛ ی. دوروشنکو. روحانیت شیعه در ایران معاصر. مسکو، ۱۹۸۵؛ س. آقایف. ایران بیم گذشته و آینده: رویدادها، افراد، اندیشه‎ها. مسکو، ۱۹۸۷. علاوه بر آن، در آثار زیادی که مستقیماً به انقلاب اختصاص نداشت، تلاش به عمل آمد تا علل تعویض نظام دولتی ایران تشریح شود و سالهای اول فعالیت حکومت اسلامی در شرایط نفوذ مستقیم روحانیت در سیاست و اقتصاد کشور بررسی شود.
مجموعه‎ مقالات در این زمینه به قرار ذیل است: "اسلام در تاریخ اقوام مشرق‎زمین"، مسکو، ۱۹۸۱؛ "ایران. مسایل توسعه اقتصادی و اجتماعی"، مسکو، ۱۹۸۲؛ "اسلام در کشورهای خاور نزدیک و میانه"، مسکو، ۱۹۸۲؛ "اسلام. دین، جامعه و دولت"، مسکو، ۱۹۸۴. کتابهای مونوگرافی: ن. مامدوا "تمرکز تولید و سرمایه در ایران سالهای ۱۹۷۰-۱۹۶۰"، مسکو، ۱۹۸۳؛ آ. آراباجیان. "ایران. تغییرات در ساختار شاخه‎های اقتصاد در سالهای ۱۹۷۰-۱۹۶۰"، مسکو، ۱۹۸۳؛ ن. کوزنتسوا. "ایران در نیمه اول قرن نوزدهم"، مسکو، ۱۹۸۳؛ صالح علی‎اف "نفت و توسعه اجتماعی و سیاسی ایران در قرن بیستم"، مسکو، ۱۹۸۵؛ ن. مامدوا "کارفرمایی شهری در ایران"، مسکو، ۱۹۸۸. مونوگرافی چند مؤلف تحت عنوان "انقلاب ایرانی: علل و درسها" که در سال ۱۹۸۹ در مسکو منتشر شد، تلاشی در جهت بررسی علل و عواقب انقلاب ایران بود. حتی در دوران شوروی برداشت واحد از علل و چگونگی انقلاب اسلامی وجود نداشت.
در کتاب مذکور دیدگاههای مختلف در این مورد منعکس شد.تغییر اوضاع ژئوپلتیکی منطقه و جهان بر اثر مواضع ضدآمریکایی جمهوری اسلامی ایران به ارزیابی نظریات اقتصادی و اجتماعی مدرنیزاسیون، رشد اقتصادی و مسایل دیگر محتوای جدیدی بخشید. مسأله ایران بهترین محک اهمیت و حقانیت این نظریات از آب در آمد. همانا عامل ایرانی بود که به تحقیقات و پژوهشهای جدیدی تحرک بخشید که نه عوامل فنی بلکه عوامل تمدنی توسعه را در اولویت قرار می‎دهند. متأسفانه، ایران‎شناسی شوروی بیشتر به جنبه‎های اجتماعی و طبقاتی مسایل مربوط به ایران توجه داشت.رویداد دوم بیست سال اخیر که بر ایران‎شناسی اثر فراوانی گذاشت و برای آن مسایل جدیدی مطرح کرد، فروپاشی اتحاد شوروی بود.
بسیاری از مراکز ایران‎شناسی به مراکز خارجی تبدیل شدند. باید خوب فهمید که حتی اگر همکاری مراکز روسی با مراکز جمهوری‎های شوروی سابق تا بالاترین سطح ممکن احیا شود، این دیگر چیزی جز روابط بین‎دولتی نخواهد بود. هر یک از دولتهای جدید دارای منافع خود و نظریه ملی خود است و لذا حتی در صورت هماهنگی پژوهشها، ایران‎شناسی نمی‎تواند واحد باشد. به همین دلیل علم روسی باید وارد آن زمینه‎های پژوهشی شود که قبلاً عرصه فعالیت ایران‎شناسان جمهوری‎های شوروی بود. امتناع از مارکسیسم-لنینیسم به عنوان ایدئولوژی واحد دولتی این ضرورت را به وجود می‎آورد که نه فقط جهتگیری‎های جدید ایران‎شناسی بررسی شود بلکه مسایلی هم که گویا به اندازه کافی حل شده بودند، مورد بازنگری قرار گیرند. این امر در مورد ارزیابی جنبشهای ملی، استقرار نظام سرمایه‎داری، توسعه اندیشه اجتماعی در ایران، فعالیت سرمایه خارجی، روحانیت، ویژگی‎های فرهنگی و استفاده از منابع آرشیوی روسی و ایرانی است که قبلاً به خاطر محدودیات ایدئولوژیکی کاربرد آنها مجاز نبود. دسته سوم مسایلی که بعد از فروپاشی اتحاد شوروی برای ایران‎شناسی روسی مطرح شدند، با تأمین مالی ارتباط دارد.
کاهش اختصاصات مالی علمی به خاطر مشکلات مالی کشور بر کسی پوشیده نیست ولی ما نمی‎توانیم از این موضوع بگذریم. مسأله فقط این نیست که دانشمندانی که در زمینه علوم پایه فعالیت می‎کنند، زندگی دشواری دارند. به علت افت اعتبار کار علمی، جوانان وارد عرصه علم نمی‎شوند. با این حال، گرایش دولت روسیه به توسعه مناسبات همه‎جانبه با ایران، علاقه عملی به مطالعه این کشور را تشویق می‎کند. نیاز به ایران‎شناسان کاهش نمی‎یابد، تعداد روزافزون دانشجویان وارد این رشته تحصیلی می‎شوند ولی بدیهی است که کاهش پژوهشهای بنیادین بر کیفیت مواد درسی اثر منفی می‎گذارد. اکنون در روسیه کتب درسی تاریخ جدید و نوین ایران به خصوص در زمینه اقتصاد و تاریخ وجود ندارد. به علت فقدان تأمین مالی مناسب، امکان تکمیل کتابخانه‎ها هم کاهش یافته است. همین مسأله توسعه تکنولوژی‎های جدید انفورماتیک را محدود می‎کند. این مسأله بزرگی نه فقط برای مطالعات اساسی و تربیت نیروی جوان علمی بلکه برای کل ایران‎شناسی به عنوان علم کاربردی است. فقدان منابع دست اول باعث می‎شد که پژوهشگران به آثار مؤلفان غربی که بیشتر در دسترس آنها می‎باشد، مراجعه کنند. ولی نویسندگان غربی فقط از آن مواد آماری و از آن واقعیاتی استفاده می‎کنند که بار خاص ایدئولوژیکی و سیاسی دارد و با نظریه کلی آنها مغایرت ندارد.
تماسهای علمی در سطح پایینی قرار دارد. به علت کمبود تأمین مالی، سفرهای دانشمندان روس به ایران محدود می‎شود. برقراری تماسهای نزدیک با مراکز علمی و کتابخانه‎های ایران از اهمیت خاصی برخوردار است. از جمله می‎توان به مراکز اسلامی قم و مشهد اشاره کرد که در آنجا امکان آشنایی بهتر با دیدگاههای علمای ایرانی معاصر، نظر آنها در باره گذشته، حال و آینده کشور، جایگاه دین در جامعه، تأثیر آن بر مدرنیزه کردن نظام سیاسی و اقتصادی و روابط با ادیان دیگر وجود دارد. کمبود تأمین مالی طبیعتاً مانع از انتشار آثار علمی هم می‎شود.
بسیاری از آثار ایران‎شناسان روس و از جمله آثاری که اوایل سالهای ۱۹۹۰ در بخش ایرانی انستیتوی شرق‎شناسی آکادمی علوم روسیه تهیه شد، تا کنون منتشر نشده یا به صورت بسیار تلخیص شده منتشر شده است. اکنون تغییراتی در این زمینه پدید می‎آید. انتشارات انستیتوی شرق‎شناسی و انتشاراتی که با کمکهای مالی خصوصی فعالیت می‎کند، به آثار در زمینه ایران‎شناسی علاقه‎مند شده‎اند. کتب در باره ایران فوراً به فروش می‎رود. در این رابطه جا دارد به حمایت و پشتیبانی طرف ایرانی تقریباً از همه سفرهای دانشمندان روس به ایران اشاره شود. با پشتیبانی سفارت جمهوری اسلامی ایران در مسکو مجموعه مقالات "جمهوری اسلامی ایران در سالهای ۱۹۹۰" (مسکو، ۱۹۹۸) به چاپ رسید. به برکت کمک مالی رایزنی فرهنگی ایران و سفارت ایران در سال ۱۹۹۹ مجموعه مقالات "انقلاب ایرانی: گذشته، حال و آینده" (بر اساس مواد همایش بین‎المللی) انتشار یافت. در میان مؤلفین این مجموعه، نویسندگان ایرانی هم هستند.
همکاری دانشمندان روسیه و ایران در زمینه انتشار مجموعه مقالات مشترک می‎تواند بسیار ثمربخش باشد. هر مقاله‎ یا باید به زبان اصل یا چکیده ترجمه منتشر شود. باید مرکز علمی روسی-ایرانی هماهنگی انتشار آثار مشترک و برگزاری همایشهای علمی را تشکیل داد. صرف نظر از اینکه در محافل نخبگان سیاسی و اقتصادی روسیه گروههایی با دید قطبی در باره ضرورت توسعه مناسبات با ایران و دورنمای این مناسبات وجود دارند، دانشمندان ایران‎شناس و به خصوص کسانی که روی زندگی ایران معاصر کار می‎کنند، باید دید بی‎طرفانه علمی را حفظ کنند.
ایران‎شناسی روسی در وضعیت به ویژه متشنجی قرار گرفته است چرا که ایران در سیاست معاصر به "آتویی" تبدیل شده است که نه فقط در مناسبات بین روسیه و ایالات متحده بلکه در داخل روسیه بین احزاب گوناگون به بازی گرفته می‎شود. در روسیه مراکز مختلف خودمختاری به وجود آمده‎اند که روی مسایل ایران کار می‎کنند. این مراکز قاعدتاً به تحلیل مسایل معاصر در رابطه با ایران می‎پردازند. اکثر این مراکز فعالیت خود را بر مبنای انعکاس دیدگاههای سیاسی گروهها و احزابی که آنها را تأمین می‎کنند، برقرار می‎سازند. می‎توان گفت که در این زمینه ایران‎شناسی حالت آشکارا کاربردی بخود می‎گیرد. این پدیده اصولاً جدید باید ضمن بررسی وضعیت ایران‎شناسی روسیه در نظر گرفته شود ولی نباید تمام ایران‎شناسی را تداعی کند. در خاتمه باید به مسایل علمی ایران‎شناسانی اشاره شود که روی مسایل تاریخ معاصر کار می‎کنند و به خصوص در زمینه‎هایی فعالیت می‎کنند که اکنون کمتر مورد توجه قرار می‎گیرند.
پژوهشهای اساسی این مرحله تاریخ ایران در بخش ایران انستیتوی شرق‎شناسی آکادمی علوم روسیه متمرکز شده است. این پژوهشها عمدتاً با توسعه ایران در مرحله حکومت اسلامی ارتباط دارد. انستیتوی شرق‎شناسی، مونوگرافی دسته‎جمعی مربوط به جنبه‎های مختلف توسعه جامعه بعد از سرنگونی رژیم شاه را تهیه می‎کند. متأسفانه، در این کتاب مسأله ارضی مورد توجه کافی قرار نگرفته است. در واقع، جهتگیری جداگانه مطالعه اسلام در ایران، جریانات، اشکال سازمانی اسلام و ارتباط بین اصول و واقعیات اسلامی وجود ندارد. مسایل قوانین مالیاتی و کاری، مسأله زنان، شکلگیری قشر نخبگان، تجارت داخلی و اشکال آن، موقعیت اقشار مختلف جامعه و اوضاع جمعیتی کمتر مورد مطالعه قرار می‎گیرد. آثار پژوهشی مخصوصی در باره زیربنای اقتصادی و اجتماعی ایران وجود ندارد. با وجود باز شدن آرشیوهای متعدد و فقدان نظارت ایدئولوژیکی، فعلاً جنبه‎های متعدد روابط روسیه با ایران در قرن بیستم و در گذشته دور مورد بازنگری قرار نگرفته است.نینا مامدوا رئیس شعبه اقتصاد معاصر ایران در انستیتو خاورشناسی فرهنگستان علوم روسیه است.
نینا مامدوا
برگرفته از: مجله "پارس"، شماره ۱، ۲۰۰۱
 
دسته ها: ایرانگردی

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.