شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

ديدار بازاغ بور در دلبر

ديدار بازاغ بور در دلبر

فروردين ماه گذسته به حوالي شاهرود و مي‌امي‌ مي‌ رفتم، تا در پارک ملي توران رفتار تخمگذاري زاغ بور را بررسي کنم.
زاغ بور، احتمالاً تنها پرنده اي است که تنها درايران يافت مي‌ شود و همين بايد کافي باشد که پرنده ملي کشور باشد، اما نه تنها در ميان بيشتر مردم ناشناخته است، پرنده شناسان هم چيز زيادي از آن نمي‌ دانند. به پارک توران مي‌ رفتم و به سر محيطباني دلبر. مسير زيباي ميان تهران و ميامي‌ پر است از کاروانسراهاي باشکوه و خاک گرفته. خود کاروانسراها کم کم تبديل به خاک مي‌ شوند مانند انسانهايي که مرده اند، اما کس کفن بر تنشان نکرده اسيت و حلوا هم نپخته. روزي جاده اي بوده پرهياهو و زندگي، همان جاده ابريشم. اما کو ابريشم؟ راه، گاهي سبز، گاهي خشک، زير دامن الوان البرز مي‌ خرامد که دل هر زمي‌ن شناسي را مي‌ لرزاند، اگر ببينيد! بيشتر مردم مي‌ خوابند. راه طولانيست و کمتر کس مي‌ تواند نخوابد.
کلات عاي باشکوه در مي‌ان باغهاي سرسبزشان فرو مي‌ ريزند. کاروانسراها هم از دم از نفس افتاده اند. بعضي تابلو قراضه اي دارند که ادعا مي‌ کنند که اين اثر عزيز تاريخي تحت حمايت است، اما پيداست که از خود تابلوها مدتهاست کسي حفاظت نکرده است. در اين راه زيبا، زيبايي فرواني است، اما به جرات مي‌ گوييم که حتي يک مسجد زيبا هم نديدم. آن هم در سرزمي‌ن مسجدهاي زيبا! راه دراز است آدم از کار خسته ... کار که نگو! آدم وقتي که کارش را دوست نداشته باشد، سر کار مي‌ رود، کار نمي‌ کند و شگفت اين که باز هم خسته مي‌ شود. شايد به همي‌ن دليل ما ايرانيها مي‌ گوييم خسته نباشيد. اما، گويي در جاده خسته اند.
از آدمي‌ بگويم، که در يکي از جادههاي فرعي جاده ابريشم سالهاست که خسته نشده است. احمد عجمي‌‌، مسوول پارک ملي توران، صبح ساعت شش کارش راه آغاز مي‌ کند و شب هم معلوم نيست کي به خانه بازگردد. فکر مي‌ کنم تا به حال زياد به گفته باشند که خسته نباشد. اما آدم توانش حد و اندازه دارد. سر محيطباني دلبر تابلويي دارد که به کسانس که با هزار دردسر مجوز ورود به پارک ملي را گرفته اند، گوشزده مي‌ کند که به يکي از مناطق حفاظت شده ايران خوش آمده اند. يخچالي هم دارد، نفتي! راتش باورم نمي‌ شد که بانفت بتوان چيزي را سرد کرد، اما بهم ثابت شد.
سال گذشته هم حقوق محيطبانان يازده ماه عقب افتاده بود. نفت هم ناياب است. موتور سيکلتها با تلاش محيطبانان راه مي‌ روند. همان تلاشي که آخرين گورخرهاي ايراني و يوزپلنگهاي آسيايي را زنده نگاه داشته است.
در منطقه اي که بهشت است، از هر نظر. و انسانهايي که بهشتي اند در مي‌ان اشرف مخلوقات. و جايي که مي‌ توان چاقاله بادام وحشي و اهلي را در يک روز خورد و شام هم ماست جوش.
زاغ بور، پرنده ناشناخته ايران
زاع بور، با نام علمي‌ Podoces pleskei‌، تنها پرنده ايران است که ظاهراً بيرون از مرزهاي ايران يافت نمي‌ شوند. جاي تأسف است. که درباره پرنده با اين ويژگي، تقريباً هيچ تحقيقي نشده و ما چيز زيادي درباره جناوري که مي‌ بايست پرنده ملي کشورمان باشد نمي‌ دانيم.
زاغ بور در بيابانهاي مرکزي ايران و مانند ديگر زاغهاي زمي‌ني در بوته زارها زندگي مي‌ کند. زاغهاي زمي‌ني در دشتها و صحراهاي آسيا، از ايرانتا مغولستان پراکنده اند، رنگشان نخودي تا خاکستري با لکههاي سياه و سفيد روي سينه، بالها و دم است.
اين پرندگان، که از خانواده کلاغ سانان اند، بيشتر عمر خود را روي زمي‌ن مي‌ گذرانند. جثه شان کمي‌ از کلاغ کوچکتر و ظريف تر است و منقارشان انحناي خفيفي رو به پايين دارد.
زاغ بور در مي‌ان بوتههايي مانند قيچ و کاروانکش حشرات و خزندگان کوچک را شمار مي‌ کند و از دانه گياهان نيز تغذيه مي‌ کند. اين پرنده از انسان خيلي نمي‌ ترسد و از پس مانده سفره چوپانان و مسافران و همچنين بذري که از گامي‌ونها مي‌ ريزد، مي‌ خورد. به همبن دليل در کنار جادهها در حالي که به دنبال تخم خربزه و نظر آن مي‌ گردد ديده مي‌ شود.
لانه زاغ بور در مي‌ان شاخههاي بوتههاي بياباني قرار دارد و کف آن با پشم گوسفند، الياف گياهي و گل پوشانده شده است. اين پرنده اواسط اسفند ماه، زماني که هنوز باد سردي در دشت مي‌ وزد، چهر تا شش عدد تخم مرغ شيري رنگ و خالدار مي‌ گذارد. جوجه پس از حدود بيست روز سر از تخم بيرون مي‌ آورند، با چشمهايي بسته و بدون پر. پدر و مادر هر دو به دنبال غذا، به ويژه لارو پروانههاي مختلف مي‌ روند، که در آن فصل بر بوتهها فراوانند. و جوجهها آرام کف لانه منتظر مي‌ مانند. جوجهها تقريباً پس از 15 روز از لانهه بيرون مي‌ آيند و به دنبال پدر و مادرشان روي زمي‌ن مي‌دوند.
تا زماني که تخم يا جوجه در لانه باشد، پرنده بالغ در صورت احساس خطر به سرعت از لانه دور مي‌ شود و سر بوته اي مي‌ نشيند و آواز سر مي‌ دهد تا دشمن احتمالي دنبالش کند و از لانه دور شود. آوازش سوتهاي ريز پشت سر هم به سرعت حدوداً ده سوت در ثانيه است. پرنده هنگام آواز خواندن دم خود را باز مي‌ کند و پرهاي سرش را مانند تاجي سيخ مي‌ کند.
براي ديدن زاغ بور بايد به دشتهاي مرکزي ايران سفر کرد؛ به ويژه جادههايي که از بوته زارها مي‌ گذرند در اوايل تابستان و پاييز بسيار مناسب هستند، چون همان طورکه گفته شد پرندهها به کنار جاده مي‌ آيند تا از غذايي که از اتومبيلها مي‌ ريزد، تغذيه کنند.
زاغ بور مانند بسياري از کلاغ سانان ديگر دانه و بذر گياهيان را چال مي‌ کند تا به هنگام کمبود غذا ذخيره اي داشته باشد، اما بسياري از آنها را فراموش مي‌ کند. به اين ترتيب باعث انتشار بذر و رويش گياهان مي‌ شود. اين پرنده همچنين باشکار حشرات، تعادل محيط زيستش را فراهم مي‌ کند. متاسفانه تا به حال تحقيقي درباره جمعيت زاغ بور انجام نشده است، اما اهمي‌ت آن در طبيعت بارز است و بايد که از اين جانور و محيط زيستش حفاظت گسترده اي شود، به ويژه که احتمالاً اين پرنده خارج از ايران يافت نمي‌ شود.

سام رجبي

 

منبع: irandeserts

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.