شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

روستای ماخونیک

روستای ماخونیک

استان خراسان جنوبي، شهرستان بيرجند، بخش سربيشه، دهستان درح، روستاي ماخونيك. اين آدرس همان‌جايي است كه مي‌خواهيم در موردش صحبت كنيم.

منطقه ماخونيك متشكل از 12 آبادي است كه روستاي ماخونيك بزرگترين آنهاست. اهالي بقيه آبادي‌ها از لحاظ مذهب، شيوه زندگي و اوضاع اجتماعي با هم وجه اشتراك زيادي دارند و اصل و نسب خود را از روستاي ماخونيك مي‌دانند.

از ماخونيك تا مرز افغانستان در حدود نيم ساعت راه است و اهالي ماخونيك اصليت افغاني دارند كه در حدود سه چهار قرن پيش به اين ناحيه آمده‌اند و اينجا را براي سكونت انتخاب كرده‌اند.

ازدواج فاميلي ميان كوتاه قدها و نوع تغذيه باعث شده بود كه افراد روستاي ماخونيك كوتاه قد باشند ولي چند سالي مي‌شود كه با تغيير وضعيت تغذيه‌ اهالي و مصرف قرص و قطره آهن، نسل جديد بهتر شده‌اند.

براي وارد شدن به خانه‌هاي روستاي ماخونيك بايد كمر را خم كرد. در داخل خانه هم نمي‌شود راست‌راست ايستاد. ظاهراً از آنجا كه هواي آن ناحيه سرد است مردم خانه‌ها را كوچك و كم‌‌ارتفاع مي‌سازند تا راحت‌تر گرم شوند.

مردم ماخونيك تا 50 سال پيش، چاي نمي‌نوشيدند، شكار نمي‌كردند و اصلاً گوشت هم نمي‌خوردند و هنوز سيگار نمي‌كشند. مردم ماخونيك اين قبيل كارها را گناه مي‌دانستند.

ورود تلويزيون به اين روستا به معناي ورود شيطان بود و اهالي تا چند سال پيش به تلويزيون مي‌گفتند شيطان. آنها هرگز اجازه نمي‌دادند كودكان پاي صفحه تلويزيون بنشينند و جادو شوند. شايد حق با آنها بود.

روستای ماخونیک - جام جم

روستای ماخونیک از نظر تقسیمات کشوری جزء دهستان درح، بخش سربیشه و شهرستان بیرجند محسوب می شود. این روستا در جنوب غربی شهرستان بیرجند و در فاصله 143 کیلومتری این شهرستان واقع شده است.

ماخونیک، روستایی است معروف به روستای لی‌لی پوت های ایران. روستایی که قد مردم آن شهره عام و خاص است.

مردم شناسان می گویند اکنون دیگر قد مردم ماخونیک، کوتاه نمانده، چنان که می گفتند زمانی از 1.40 سانتیمتر فراتر نمی رفت و به مرور، آن ها از قدهای معمول برخوردار می شوند.

با این حال خانه های مسکونی لی‌لی پوت های ایران همچنان پابرجاست و خانه هایی با ساخت امروزی و گاه شهری و دارای آجرنما، اگرچه قد برافراشته و خانه های تو سری خورده را در سایه خود قرار داده اما نتوانسته اند نگاه ها را از آن برگیرند. ماخونیک همچنان زنده است.

مردم ماخونیک، مسلمان و اهل تسنن است. کارشان، کارگری در معدن گرانیت روستا و قالیبافی است. بز، همدم همیشگی شان و فقر همراه دیروز و امروزشان.

ماخونیک از سه جزء "ما"، "خونی" و "ایک" تشکیل شده که خونی در عربی به معنی چشمه است و ماخونیک شاید به معنی چشمه ماه و یا چشمه ماد باشد. ولی در واقع بسیاری از اهالی معتقد بودند به علت سردی و خنکی بیش از حد هوا، این روستا، ماخونیک نام دارد.

پیرمردی که در ورودی روستا ایستاده بود در پاسخ به ما، وقتی از او خواستیم معنای ماخونیک را بگوید، گفت:‌ ماخونیک یعنی سرما. یعنی فقر. یعنی فلاکت. یعنی نداری. وقتی خواستیم از آن ها که عکس گرفتن از زن‌ها را گناه می دانند، عکس بگیریم، گفتند:‌عکس به چه درد ما می آید. پول می شود مگر ما را؟

پیرمرد دیگری گفت:‌ هر روز آدم های زیادی می آیند و از ما عکس می گیرند، درباره ما می نویسند و معروف شده ایم، اما کسی به داد بیکاری ما، به داد نداری ما نمی رسد.

پیرمرد دیگری حرفش را پی گرفت و گفت: 120 خانواریم ما. تنها پیرمرد دیدیم و زن هایی با چادرهای روشن و کودکانی پابرهنه. فقر، جوانان را از ماخونیک فراری داده است.

زن ها و کودکان پا برهنه هرکدام مشتی فسیل در دست دارند و اینگونه، محبت می خواهند با فروش فسیل های حلزون ها و صدف ها و شاخ بز و...

ماخونیک روستای مردم باصفایی است که در گرما و خاک و یکرنگی شان،‌ درختی در خانه دارند و کودکان شان را با پابرهنگی آموخت می کنند.

می گفتند اینجا دختر و پسرهای جوان باید سه سال با هم نامزد بمانند تا به عقد هم درآیند.

می گفتند کار نداریم و آسمان نیز ، بارانش را دریغ کرده از سرمان.
می گفتند ما هم مسلمان هستیم
می گفتند ما هم ایرانی هستیم
می گفتند ما هم انسان هستیم

 

منبع: irandeserts

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.