شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

بازار تهران، مقاومتی صدساله

بازار تهران، مقاومتی صدساله
بازار تهران یادگار دوران ناصرالدین‌شاه قاجار است. تهران ۲۱۸ل قبل توسط آغامحمدخان سرسلسله قاجار به پایتختی کشور برگزیده شد اما تا دوران ناصرالدین‌شاه تحول عمده‌ای جز تبدیل چند باغ بزرگ به قصر سلطنتی در آن رخ نداد.
امروز جز چند کاخ سلطنتی و مسجد و امامزاده، عمارت شمس‌العماره و یکی از دروازه‌‌ها که نگه داشته شده، تنها بازار تهران است که از قرن ۱۹ یادگارانی در خود دارد.
بازار تهران یادگار دوران ناصرالدین‌شاه قاجار است که در میانه سلطنت ۵۰ساله خود یک شهرساز فرانسوی را مامور کرد که نقشه‌ای از «دارالخلافه ناصری» تهیه کند.
جهانگردان و دیپلمات‌‌های خارجی مقیم تهران، از اواخر قرن نوزدهم، بازار مسقف این شهر را به عنوان دیدنی‌ترین نقطه پایتخت ایران توصیف کرده‌اند، بازاری که تجارت تمامی‌تولیدات داخلی و کالاهای وارداتی کشور بدان ختم می‌شد و صنایع کوچک در آن شکل می‌گرفتند.
به ظاهر، گرمای تابستان‌‌های تهران است که ساخت بازاری مسقف را ایجاب می‌کند و سرمایه‌داران و اشراف هم با وقف تیمچه‌‌ها و بازارچه‌‌ها بر آن می‌افزایند، ناصرالدین‌شاه هم عمارتی بزرگ به سبک «اپراخانه‌‌های فرنگ» برای تغزیه و برگزاری مراسم رسمی ‌در نزدیکی آن می‌سازد [تکیه دولت] و بزرگ‌ترین مسجد را چسبیده به آن برپا می‌دارند [مسجد امام خمینی امروز] تا در نزدیکی کاخ‌‌های سلطنتی، شهری شکل گیرد.
جهانگردان و دیپلمات‌‌های خارجی مقیم تهران، از اواخر قرن نوزدهم، بازار مسقف این شهر را به عنوان دیدنی‌ترین نقطه پایتخت ایران توصیف کرده‌اند، بازاری که تجارت تمامی‌ تولیدات داخلی و کالاهای وارداتی کشور بدان ختم می‌شد و صنایع کوچک در آن شکل می‌گرفتند.
در تمام دوران مشروطیت تا انقراض سلسله قاجار بازار تهران، بزرگ‌ترین بازار کشور و محل اصلی حرکت‌‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پایتخت بود و تنها بعد از آغاز دوران نوسازی شهرها [سلطنت رضاشاه] به آرامی‌طبقه مرفه و متوسط شهری از بازار مسقف تهران دل کندند و به محلات نوساز رخت برکشیدند.
در همان دوران تصمیماتی از طرف شهربانی کشور به اجرا گذاشته شد که به بهانه حفظ امنیت سرمایه‌‌های تجار و کسبه بازار، ورود و خروج به بازار را از ورودی‌‌های هشت‌گانه آن کنترل کند و از جمله بعد از ساعت شش بعدازظهر نوعی قرق در آنجا برقرار دارد.
تدبیری که بی‌نتیجه ماند چراکه ورود به هزارتوی بازار تهران تنها از ورودی‌‌های هشت‌گانه آن نبود بلکه صدها کوچه و پس کوچه، امکان دسترسی افراد را به محله‌‌های دیگر فراهم می‌کرد.
پیچیده بودن راه‌‌ها و کوچه‌‌های تودرتو بازار، چند بار این منطقه را به پنهانگاه مخالفان حکومت تبدیل کرد، به جز ماه‌‌های اول انقلاب مشروطه، که با وجود مواظبت نظمیه، هر صبح بر دیوار بازار ده‌‌ها شبنامه نصب بود، مرکز کمیته مجازات که صد سال پیش با چند‌ترور سیاسی توانست رعبی در دل‌‌های سیاسیون بیندازد، در بازار تهران بود.
● مقاومت در برابر نوسازی
در سال ۱۳۵۴درآمد حاصل از نفت چهره تهران و شهرهای کشور را تغییر داده بود، با توجه به احاطه کامل حکومت به بازار و شاخه‌‌های آن، غلامرضا نیک‌پی، شهردار وقت تهران ماموریت یافت تا کاری را که در سال‌‌های گذشته آغاز شده بود، به انجام برساند.
طرح جامع شهرداری در آن زمان دادن نظم به بازار و انتقال کارگاه‌‌های مزاحم و آلوده‌کننده از آن بود که با ممنوعیت صدور مجوز ساخت و تعمیر در محوطه بازار آغاز شد. تازه در این زمان بود که آشکار شد مالکیت مغازه‌‌ها و خانه‌‌ها درون مجموعه بازار تهران چه امر پیچیده‌ای است.
بیش از نیمی ‌از بازار وقف است و مانند اکثر موقوفات، متولیان نیز آن را رها کرده‌اند و در نتیجه حجره‌‌هایی که سرقفلی آن به میلیون‌‌ها [اینک میلیاردها] می‌رسد، روی کاغذ و با توافق متصرف و مالک جدید رد و بدل می‌شود، در حالی که اجاره رسمی‌ آنها هنوز به بهای اندک گاهی ماهانه بیست تومان است.
۱۰ سال بعد از انقلاب، غلامحسین کرباسچی طرح‌‌های وسیع بازسازی تهران را آغاز کرد که از جمله بخش‌‌های پراهمیت آن تغییر شکل و کاربری بازار و میدان‌‌های بار تهران بود، این هر دو عمل وی با مقاومت شدید بازاری‌‌ها و میدانی‌‌های سابق که اینک جناح‌‌های سیاسی پرنفوذ را می‌ساختند، روبه‌رو شد. برای جهانگردانی که به تهران سر می‌زنند، بازار این شهر هنوز هم از نقاط دیدنی است.
● مشکل خدمت شهری
اما جدا از مسائل سیاسی، آنچه در ۵۰ سال گذشته مجموعه بازار تهران را در صدر توجه سازمان‌‌های خدماتی قرار داده، بافت فرسوده و پیچیده بازار تهران است که در مسیر انواع تحول‌‌هایی که تهران را گسترده کرده، همچنان دست نخورده مانده است. رساندن خدمات شهری از آب و فاضلاب، برق، گاز و تلفن به درون این مجموعه دارای پیچیدگی‌‌هایی بوده است.
به گفته کارشناسان خدمات شهری، در صورت وقوع زلزله در تهران، با وجود تاق‌‌های ضربی مقاوم، از آنجا که بیشتر خانه‌‌ها و مغازه‌‌های بازار تهران با مصالح سنگین و بدون مقاوم‌سازی ساخته شده و همچنین با توجه به بافت متراکم آن می‌توان پیش‌بینی کرد که فاجعه‌ای بزرگ به بار آید.
مشکل‌ترین کار در هنگام وقوع حوادثی مانند آتش‌سوزی و زلزله، نبود راه‌‌های دسترسی به درون بافت کهنه بازار است. این در حالی است که هنوز در انبارها و تیمچه‌‌های بازار میلیون‌‌ها تن کالای قابل اشتعال انبار شده است بدون آنکه وسایل و امکانات مدرن ضدآتش در آنها کار گذاشته شده باشد.
مطابق آمار آتش‌نشانی مرکز تهران، هر هفته پنج آتش‌سوزی در منطقه بازار رخ می‌دهد که بعضی مانند آتش‌سوزی بزرگ سال قبل میلیاردها خسارت به بار می‌آورد. این امر نشان‌دهنده آن است که ساخت پایانه‌‌ها و انبارهای مدرن در نقاط مختلف و انتقال بسیاری از کارگاه‌‌ها از بازار به مناطق دیگر باز هم از ‌تراکم کالا در بازار نکاسته است.
● و امروز
بازاری که روزگاری مجمع هنرمندان و استادان نامی ‌صنایع ظریف بود و در طول زمان صنعتگران و هنرمندان از آن رخت برکشیدند و چنان که از روزنامه‌‌های دوران مشروطیت بر می‌آید کسانی نگران فراوانی کالاهای وارداتی خارجی در آن شدند، کالاهای پلاستیکی، کفش‌‌ها و لباس‌‌های کارخانه دوز، ظروف سبک وزن و کالاهای وارداتی از زیر و بالای آن می‌جوشد، حتی روابط انسانی و قوانین حاکم بر دادوستد در آنجا دگرگون شده است، اما در برابر تغییر شکل ظاهری همچنان مقاومت می‌کند.
گرچه امروز هم جهانگردانی که به تهران سر می‌زنند، از جمله دیدنی‌‌هاشان بازار تهران است اما در آن جز فرش، طلا و گاهی عتیقه‌‌های بیشتر ساختگی چیز زیادی برای خریدن وجود ندارد. بازماندگان صاحبان و واقفان تیمچه‌‌های درون بازار دیگر آن را از یاد برده‌اند.
چند سقاخانه بی‌آب یادگار روزگارانی است که متملکین، تشنه‌لبان را در ازای دعایی سیراب می‌کردند و مهم‌تر از همه کتابخانه و موزه حاج حسین آقاملک که همچنان پر از بدایع کتاب‌‌های خطی و اشیای عتیقه است، گرچه چندان بازدیدکننده‌ای ندارد.

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.