شماره تلفن تماس با ما

051-34225776

 

سفرنامه چین، تبّت و بیس کمپ اورست - روزهای اول تا پنجم

سفرنامه چین، تبّت و بیس کمپ اورست - روزهای اول تا پنجم

روز اول: در مسیر چنگدو

چندماهی بود که فکر سفر به تبّت در ذهنم شکل گرفته و در حال تحقیق برای انجام آن بودم. از قدیم شنیده بودم که سفر به تبّت بسیار مشکل و سخت است. هم سخت به لحاظ اجرای برنامه و هم سخت به خاطر گرفتن مجوز ورود به منطقه تبّت که دولت چین سختگیریهای بسیار زیادی برای رفتن به این منطقه انجام می دهد. شرکتهای زیادی را بررسی کردم و در نهایت یک شرکت معتبر برای اخذ مجوز تبّت پیدا کردم. یک ایمیل فرستادم و درخواست خودم را برای سفر به آن منطقه ارسال کردم. بلافاصله جواب از شرکت تبّت تراول برای من آمد. خوشحال شدم از اینکه خیلی سریع توانستم پاسخ سوالات خودم را بگیرم.

حالا چند ماه از آن نامه نگاریها می گذرد و در حال بستن کوله پشتی و جمع و جورکردن وسایل برای سفر به این منطقه هستم.بعد از معرفی برنامه و ثبت نام چندین نفر و اعلام آمادگی تعداد زیادی برای حضور در این برنامه نهایتاَ اعضای تیم مشخص و مدارک برای گرفتن ویزای چین ارسال شد. همزمان هماهنگی های به عمل آمده مدارک جهت پیگیری مجوز ورود به منطقه تبّت به چنگدو نیز ارسال شد. کارها به سرعت انجام و بلیط پرواز به مقصد چنگدو از شرکت هواپیمایی قطر خریداری و پیگیری ها و برنامه ریزی های قبل از سفر نیز همزمان انجام شد. بالاخره روز دوشنبه ساعت 23.30 دقیقه گروه در فرودگاه امام خمینی یگدیگر را ملاقات و به سمت چنگدو حرکت کردیم. ابتدا به سمت دوحه پرواز کرده و بعد از یک ترانسفر کوتاه دو ساعته، دوحه را به مقصد چنگدو در چین ترک کردیم.

بعد از سپری کردن 7 ساعت در ساعت 2.45 بعدازظهر به وقت محلی به شهر چنگدو رسیدیم. بعد از خروج از هواپیما برای انجام تشریفات مرزی وارد ایمگریشن فرودگاه چنگدو شدیم. از آنجا که کنسول چین در تهران ویزای ما را به صورت بیزینسی صادر کرده بود، ساعاتی را در مرز معطل شدیم تا اجازه ورود را دریافت کردیم. ماموران مرزی اصرار داشتن که ما برای سفر به تبّت نیاز به ویزای توریستی داریم نه ویزای تجاری و بیزینسی. موضوع کاملا منطقی بود و ما البته برای آنها توضیح دادیم که کنسول سفارت چین در تهران با اطلاع کامل از برنامه سفر ما به تبّت این ویزا را صادر کرده است. قاعدتا وی باید متوجه این موضوع باشد که با ویزای تجارتی و بیزینسی اجازه سفر به تبّت صادر نمی شود. به هر حال این موضوع باعث شد که در عین خستگی فراوان دو سه ساعتی در فرودگاه معطل شویم.
در نهایت بعد از دریافت اجازه ورود به سمت هتل حرکت کردیم. هتل "هالی دی اکسپرس" در مرکز شهر چنگدو پذیرای ما بود. هتلی خوب با اتاقهایی تمیز و یک دوش آب گرم عالی که بیشتر از هر چیز به آن احتیاج داشتیم.

 

فردا چند برنامه بازدید داریم که انشاا... انجام خواهیم داد. بازدید از میدان تیانفو در مرکز شهر چنگدو و همچنین پارک و موزه از جمله این برنامه ها خواهد بود. شب هنگام چرخی کوتاه در شهر چنگدو میزنیم و برای استراحت به هتل برمیگردیم. اینترنت هم وضعیت خوبی ندارد اما وجود دارد...

 

روز دوم: شهر چنگدو

چنگدو در استان سیچوآن واقع شده است. کلانشهر چنگدو بیش از ۱۴ میلیون تن جمعیت دارد و خود شهر بیش از ۱۰ میلیون تن جمعیت دارد. چنگدو یک شهر مدرن است و زندگی شبانه در آن جریان دارد. چنگدو میزبان صنایع و بازارهای مهم و کلیدی در چین است.

استان سیچوآن و شهر چنگدو از دیرباز  پایتخت طب سنّتی چینی بوده‌اند. این شهر همچنین به عنوان بنیانگذار صنایع الکترونیک و فناوری اطلاعات ملی در کشور شناخته می‌شود. شرکت‌های چندملیتی زیادی مانند اینتل، آی‌بی‌ام، نوکیا، آلکاتل، موتورولا، ساپ و مایکروسافت در این شهر مشغول به فعالیت هستند. به دلیل رونق کشاورزی چنگدو را «سرزمین شیر و عسل» نامیده‌اند.

صبح بعد از صرف صبحانه به سمت میدان تیانفو (天府广场) حرکت کردیم. تا رسیدن به میدان فاصله زیادی نداشتیم. بعد از گذشتن از چند چهارراه نسبتا بزرگ به میدان رسیدیم. در این میدان تندیس بزرگ مائو قرار داده شده است و آبفشان‌های آن هر شب نورافشانی می‌شوند. یکی از خطوط متروی شهر چنگدو دقیقاَ از زیر این میدان می‌گذرد. 

بعد از گرفتن چند عکس یادگاری در میدان تیانفو عازم پارک مردم یا پارک خلق شدیم. این پارک نزدیک میدان تیانفو می باشد. بعد از چند چهارراه به یکی از ورودی های این پارک رسیدیم.پارک خلق (人民公园یک مکان آرام و بی سر و صدا در مرکز چنگدو می باشد. مناظر زیبا، پیاده‌روهای زیبا، دریاچه‌هایی با قایق‌های پارویی اجاره‌ای، چایخانه، رستوران، سواری سرگرمی برای بچه‌ها و امکانات رفاهی از جمله وسایلی است که در این پارک قابل دسترس می باشد.. بعضی افراد مسن برای رقص و آوازخوانی به پارک می‌آیند. بعضی افراد روی آب خوشنویسی تمرین می‌کنند. این پارک جای مناسبی برای آوردن بچه‌ها یا قرار گذاشتن است.

در قسمتی از پارک یک محوطه با نام پارک چای وجود دارد. جمعیت بسیار زیادی در داخل این محوطه در حال نوشیدن چای هستند. چای با طعم ها و رنگهای مختلف در دسترس می باشد. سنت نوشیدن چای در چین یک سابقه چندین هزارساله دارد. چای نوشیدنی ملی چین است. علاوه بر اهمیتش در فرهنگ چین، چای مزایای زیادی برای سلامتی داشته و یک نوشیدنی فوق‌العاده محبوب در سراسر جهان است. چین چندین نوع چای دارد که هر کدامشان به شکل‌های مختلف تخمیر شده و فرآوری می‌شوند. اصلی‌ترین انواع چای در چین که در ادامه به آن‌ها می‌پردازم چای سبز، چای سفید، چای اولانگ، چای سیاه و یا تخمیر شده و چای Pu'er هستند.

انواع مختلف چای در چین

چای سبز چین قدیمی‌ترین و محبوب‌ترین نوع چای در چین است. این چای در چین برای هزاران سال مورد علاقه مردم این کشور بوده است. چای سبز از شاخه‌های تازه چای تهیه می‌شود. برگ‌های چای خشک شده و برای به دست آمدن نوع مورد پسند چای فرآوری می‌شوند. تکنیک‌های فرآوری چای سبز به سه دسته تقسیم می‌شوند: زدودن آب، غلتاندن و خشک کردن. چای سبز سنتی چین رنگ پریده است و مزه‌ای تیز و گس دارد. این نوع چای بیشتر در استان‌های Jiangxi، ژجیانگ و Anhui تولید می‌شود. مشهورترین چای سبز، چای چاه اژدها از دریاچه غربی است که در هانگزو تولید می‌شود.

چای زرد با خشک کردن برگ‌های چای به صورت طبیعی به دست می‌آید. این چای عطری متمایز داشته و مشابه چای قرمز است، ولی مزه آن نزدیک به چای سفید و سبز است. چای زرد همچنین به عنوان چایی با کیفیت بالا شناخته می‌شود چرا که این چای در زمان‌های قدیم برای امپراتورها سرو می‌شده است. چای زرد Junshan Yinzhen در استان هونان چین تولید می‌شود و محبوب‌ترین چای زرد کشور است.

چای سفید یک نوع چای سبز است که تخمیر نشده و خیلی سریع خشک شده است. این نوع چای مختص استان فوجیان است. رنگ این چای از دیگر چای‌ها روشن‌تر است و مزه‌ای لطیف و خوش‌طعم دارد. چای سفید نام خود را از سنت مردمان فقیر چین گرفته که تنها آب جوش خالی به مهمانان ارائه می‌کردند، چرا که آن‌ها چای نداشتند و در نتیجه آن را چای سفید می‌نامیدند. برندهای معروف چای سفید در چین White Peony و Silver Needle هستند.

نوشیدن چای چین1

چای اولانگ که چای آبی نیز شناخته می‌شود یک چای تخمیر نشده با خصوصیات منحصر به فرد است. این چای از ترکیب چای قرمز و سبز به دست می‌آید. چای اولانگ طعم و رایحه‌ی عالی هر دو چای را یکجا دارد. باور عموم بر این است که چای اولانگ که گاهی برگه‌های سبز با لبه‌های قرمز شناخته می‌شود، می‌تواند در از بین بردن چربی‌های بدن کمک کننده باشد و در زیبایی نیز موثر باشد. چای Wenshan Baozhong و چای اولانگ Dongding دو نمونه از برندهای این چای محبوب هستند.

نوشیدن چای ژاپن

چای سیاه دومین چای پرطرفدار چین است. این چای از برگ‌های تازه چای تهیه می‌شود. آب برگ‌ها توسط حرارت گرفته می‌شود، تخمیر می‌شوند و در نهایت خشک می‌شوند. نتیجه این نوع فرآوری یک رنگ قرمز دوست داشتنی و رایحه‌های فوق‌العاده ملایم و لطیف است. Keemun و Dianhong دو برند معروف چای سیاه در چین هستند.

نوشیدن چای ژاپن1

چای تیره نوعی چای است که فرایند تخمیر آن ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها به طول بیانجامد. فرایند تخمیر چای به کمک باکتری‌ها صورت می‌پذیرد. کل پروسه تولید این چای شش مرحله دارد: زدودن آب، غلتاندن اولیه، توده کردن، غلتاندن ثانویه، پختن و خشک کردن. چای تیره در قرن شانزدهم و در شهر Anhua در استان Hunan شکل گرفته است. معمول‌ترین برندهای چای تیره در چین چای تیره Anhua، چای Hubei Laobian، چای تبتی سیچوانی، چای Guangxi Liubao هستند. چای تیره در هنگ کنگ، ماکائو، جنوب شرقی آسیا و ژاپن بسیار پرطرفدار است.

نوشیدن چای انگلیس1

چای Pu'er در حقیقت یک چای تیره است. اما در یک دسته‌بندی جداگانه قرار می‌گیرد چرا که خصوصیات متمایز و ویژه‌ای دارد. چای Pu'er از استان Yunnan شکل گرفته است و تاریخی باستانی بیش از 2 هزار ساله دارد. چای Pu'er تنها با این تعریف چای Pu'er شناخته می‌شود: این چای باید از گیاه چای که برگه‌های بزرگی داشته و در مناطقی خاص کشت می‌شوند تهیه شود. این چای با یک فرایند خاص به چای فشرده شده یا چای آجری تبدیل می‌شود. تصریح شده است که تنها چایی که در 639 شهر استان Yunnan در 11 منطقه و بخش این استان شامل Pu'er و Dali کشت میشوند می‌توانند چای Pu'er خوانده شوند.
البته داستان خوردن چای در چین بسیار فراتر از این می باشد. در پارک مردم یا همان پارک خلق، مراسم صرف چای بیشتر به صورت گروهی برگزار میشود. کمتر می‌توان شخصی را دید که تنهایی مشغول نوشیدن چای باشد. البته یکی دیگر از نکاتی که در این پارک کاملا محسوس می باشد، نسبت بالای افراد مسن و پیرمردها و پیرزنها در این پارک نسبت به جوانان می باشد.

در حین گذشت و گذار در پارک متوجه شدم که در یک قسمت نوشته های بسیار زیادی بر روی درختها و در کنار پیاده روها آیخته شده و یا بر روی زمین در کنار هم گذاشته شده است. جمعیت بسیار زیادی نیز در حال مطالعه مطالب کاغذها و یا عکس گرفتن از محتوی آن بودند. بعد از کمی پرس و جو به نظر رسید که این کاغذها مشخصات متقاضیان ازدواج می باشد. چه مرد و چه زن. سن و سال، قد و احتمالا اطلاعات بیشتری همراه با شماره تلفن فرد درج شده بود. در بعضی از کاغذها حتی عکس متقاضی نیز موجود بود. به نظر می رسد معظل پیدا کردن شوهر و یا همسر در این کشور جدی باشد. 

بعد از بازدید از پارک و صرف یک چای لیمو به سمت هتل حرکت کردیم. امروز برنامه دیگری برای دیدن شهر چنگدو به جز بازدید از چندین مجتمع بزرگ تجاری نخواهیم داشت. فردا به دیدار باغ وحش بزرگ چنگدو خواهیم رفت.

 

روز سوم: باغ وحش بزرگ شهر چنگدو

امروز تصمیم داریم از باغ وحش بزرگ شهر چنگدو بازدید کنیم. اصولا یکی از جاذبه های اصلی شهر چنگدو باغ وحش و خصوصا مرکز پرورش و نگهداری خرس های پاندا می باشد. تنها جایی که بر روی کره زمین میتوان خرس پاندا را پیدا کرد همین شهر چنگدو می باشد. با تلاشها و همت مسئولین، جلوی انقراض این حیوان کمیاب گرفته شده است. پاندا نوعی خرس است که در نواحی مرکزی و جنوب غربی چین زندگی می‌کند. البته حیوانات کمیاب و بی نظیری همچون پلنگ، چیتا، ببر بنگال، ببر سفید، زرافه، کرگدن و ... نیز در این پارک وجود دارد. در مجموع اما بیشتر چنگدو را به خاطر خرسهای پاندای آن می‌شناسند.
خط 1 و خط 99 اتوبوس از مرکز شهر، شما را به باغ وحش چنگدو خواهند رساند.  با ما همراه باشید تا به دیدار خرسهای پاندا برویم.

 

پاندا به سادگی توسط لکه‌های سیاه روی گوش و دور چشم و دور بدنش قابل شناسایی است. این حیوان هرچند در راسته زیستی گوشتخوارسانان قرار دارد اما ۹۹٪ رژیم غذایی آن را گیاه بامبو تشکیل می‌دهد. پانداهایی که در اسارت نگهداری می‌شوند غذاهایی مانند عسل، تخم پرندگان، ماهی، مرکبات، موز، برگ گیاهان و سیب زمینی را هم مصرف می‌کنند. پاندا امروزه فقط در چند کوهستان مرکزی چین عمدتاً در ایالت سیچوآن و در حد کمتری در شاآن‌ شی و گانسو زندگی می‌کنند. پانداها زمانی در نواحی کم ارتفاع تر هم زندگی می کردند اما با پیشرفت زمینهای زراعی و همزمان از بین رفتن جنگل ها و برخی از عوامل دیگر پانداها به مناطق مرتفع پناه آوردند. نسل این جانور به شدت در معرض تهدید است. بر اساس گزارش ها ۲۳۹ پاندا در چین در باغ وحش و ۲۷ پاندا نیز در باغ وحش های بیرون از چین زندگی میکنند. همچنین تخمین زده می شود حدوداً ۱٬۵۹۰ پاندا در طبیعت زندگی می کنند اما یک مطالعه بر اساس تحلیل های ژنتیکی تخمین زده که بین ۲٬۰۰۰ تا ۳٬۰۰۰ پاندا می تواند در طبیعت وجود داشته باشد و گزارش هایی نیز نشان می دهند که پانداهای موجود در طبیعت در حال ازدیاد می باشند. اما اتحادیه بین المللی حفاظت از محیط زیست اعتقاد دارد این گزارشها برای بیرون آوردن نام پاندا از جانوران در معرض خطر انقراض کافی نیست.


در حالی که همچنان اژدها اثر ملی و تاریخی چین است در این اواخر پاندای بزرگ نیز به یک علامت و مشخصه برای چین تبدیل شده است. تصویر خرس پاندا روی بسیاری از سکه های نقره و طلا و پلاتین مربوط به چین مدرن حک شده و حتی تمبر با عکس و اسم خرس پاندا منتشر شده است. حالت خوردن گیاه بامبو توسط خرس پاندا به یک نماد صلح جویی در مقابل شکارچیان تبدیل شده است. گفته شده خرس پاندا یک حیوان اهلی و آموزش پذیر است و حمله آن به انسان اغلب به خاطر آزار و اذیتی بوده که از انسان به آن رسیده تا به علت خوی وحشی خود جانور. طبقه بندی جانورشناختی پاندا تا مدتها مورد بحث بود چرا که این حیوان مشخصات خرس ها و راکون ها را همزمان در خود دارد. اما تحقیقات مولکولی جدید اثبات کرده که پاندا قطعاً نوعی خرس است و نزدیکترین خویشاوند زنده آن خرس عینکی بومی آمریکای جنوبی است.

شکل ظاهری پاندا
پوست پاندا سیاه و سفید است. نوع بالغ این حیوان عرضش به یک متر و نیم و اندازه شانه اش ۷۵ سانتیمتر است. نرها ۱۰-۲۰٪ از نوع ماده درشت تر هستند. نرها می توانند به ۱۱۵ کیلوگرم هم برسند اما ماده ها کوچکترند. با این وجود می توانند به ۱۰۰ کیلوگرم نیز برسند. از نظر رنگ بندی گوشها و دستها و دور چشم پاندا، سیاه و بقیه بدن سفید است. دانشمندان نمی دانند به درستی چرا بدن این خرس به این رنگ درآمده اما حدس می زنند که به علت ایجاد توانایی استتار در میان برف و سنگ این طور شده باشد. پاندا دندان های آسیاب بزرگ با فکی قوی دارد که برای خوردن گیاه بامبو مناسب است. بسیاری از مردم پاندا را حیوانی خپل و بانمک می پندارند اما این حیوان نیز می تواند به اندازه سایر هم نوعانش خطرناک باشد. پنجه پاندا پنج انگشت و یک شست دارد. انگشت شست حیوان برای راحتی در گرفتن و خوردن گیاه بامبو به مرور زمان تغییر شکل یافته است. پاندا دومین دم بلند در میان خانواده خرس ها را دارد. دم این حیوان ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر است. اولین دم بلند در میان خرسها متعلق به خرس تنبل است. پانداها ۲۰ تا ۳۰ سال عمر می کنند.

 

عادت‌های پاندا
در حیات وحش پانداها جزو جانورانی هستند که بر روی زمین زندگی می کنند و وقتشان را به گشت و گذار و در تپه ها و تغذیه از گیاه بامبو می گذراند. پانداها چه نر چه ماده به تنهایی زندگی می کنند و حتی حیوانات ماده حضور یک ماده دیگر در محدوده خود را تحمل نمی کنند. پانداها با صداهایی که از خود تولید می کنند با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و همچنین با پنجه کشیدن بر درخت و همچنین با بوی ادرار خود محدوده خود را نشانه گذاری می کنند. این حیوان می تواند از درخت بالا برود و در درختان توخالی و یا شکاف سنگ ها پناه بگیرد اما برای خود لانه دائمی نمی سازد. پانداها مانند سایر  به خواب زمستانی نمی روند بلکه در زمستان ها به ارتفاعات گرمتر نقل مکان می کنند. نکته دیگر درباره پاندا این است که این حیوان بیشتر روی حافظه فضایی تکیه می کند تا حافظه دیداری. پانداها تنها در طول دوران کوتاه جفت گیری در کنار همدیگر جمع می شوند اما بعد از جفت گیری، نر ماده را تنها می گذارد و ماده، توله اش را به تنهایی بزرگ می کند.

تغذیه پاندا
با اینکه پاندا در رده حیوانات گوشتخوار است اما خوراک غالب این حیوان گیاه و به ویژه گیاه بامبو است. با این وجود سیستم گوارشی پاندا ویژهٔ خوردن گوشت است و نمی تواند به خوبی سلولز گیاهی را هضم کند. در نتیجه انرژی و پروتئین کمی از خوردن بامبو بدست می آورد. پانداها به طور معمول روزانه ۹ تا ۱۴ کیلوگرم بامبو مصرف می کنند و به علت فقر ارزش غذایی بامبو برای خرسهای پاندا، آنها مجبورند شکمشان را کاملاً پر کرده و تا آنجا که می توانند بخورند. پانداها بسیار دقت می کنند تا انرژیشان بیهوده تلف نشود و به این ترتیب از گذشتن از شیب های تند و یا عکس العمل های زیاد نسبت به سایر خرس ها پرهیز می کنند. دو خرس پاندا از نظر ظاهر و اندازه صورت و اندازه بدن و حتی میزان خوردن بامبو با هم متفاوت هستند، «راسل سیچون» پژوهشگر پانداشناس مشاهده نموده است که : «(پاندا) بیشتر شبیه یک گوریل گیاهخوار است و اندازه پایین تنه به حجم کلی بدن نشان دهنده سوخت و ساز پایین بدن است. این سطح پایین سوخت ساز بدن و همچنین روش زندگی پاندا به وی اجازه می دهد که توسط منابع غذایی ضعیفی چون بامبو بتواند به زندگی ادامه دهد.» پاندا دارای یک آرواره ای قوی و دندان های آسیای بزرگ است که به وی اجازه می دهد به راحتی گیاهان را بخورد. بر اثر تجارت پر سود الوار پانداها به سوی مناطق مرتفع تر رانده شده اند و همین خود باعث از بین رفتن مناطق جنگلی و از بین رفتن بامبوها که غذای اصلی پاندا را تشکیل می دهند شده است و به خاطر این اقدامات از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۴ یعنی در حدود تنها ۱۱ سال چیزی حدود ۵۰٪ از تعداد این حیوان کاسته شده است.

25 نوع بامبو توسط این حیوان در طبیعت مصرف شده است و تنها تعداد کمی از انواع بامبو در ارتفاعات رشد می کنند یعنی همان جایی که پانداها اکنون می زیند. برگ های بامبو پروتئین زیادی دارند اما ساقهٔ آن از پروتئین کمی برخوردار است. به خاطر شکوفه دهی، مرگ و گرده افشانی همزمان انواع گیاهان بامبو، پانداها باید حداقل به ۲ نوع بامبو دسترسی داشته باشند تا گرسنه نمانند. اما تا زمانی که پانداها دندان‌های خرس مانند خود را حفظ کرده اند می توانند گوشت، ماهی و تخم پرندگان را در صورت در دسترس بودن بخورند. در باغ وحش‌ها نیز به خرسها بامبو می دهند اما مقداری بیسکویت تقویتی نیز برای حفظ سلامت بهتر به آنها می دهند.

تولید مثل پاندا
سابقاً در تکثیر نسل پانداها در اسارت مشکل وجود داشت و آن مشکل عدم تمایل پانداها به برقراری ارتباط جنسی با یکدیگر در اسارت بود و این مشکل دانشمندان را بر آن داشت که راهی برای حل این مشکل بیابند. آنها راه هایی چون نشان دادن فیلم نزدیکی پانداها با هم و حتی دادن داروی ویاگرا (تحریک کننده جنسی) را امتحان نمودند اما نتیجه دلخواه را نگرفتند. از روشهای ابتدایی دیگر لقاح مصنوعی بود. فقط اخیراً با استفاده از راه هایی توانستند هر دو سال یک نوزاد به دنیا بیاورند. توانایی جنسی پانداها از ۴ تا ۸ سالگی شروع و ممکن است تا ۲۰ سالگی ادامه یابد. دوره جفت گیری در سه ماه بهار می باشد که ماده ها برای ۲ تا ۳ روز که آن هم فقط یک بار در سال است آماده جفت گیری می شوند. در طول مدت زمان جفت گیری ۲ تا ۵ نر برای بدست آوردن یک ماده با هم به رقابت می پردازند و نرغالب ماده را بدست می آورد. مدت زمان برقراری ارتباط جنسی بسیار کم است و از ۳۰ ثانیه تا ۵ دقیقه طول می کشد ولی ممکن است حیوان نر برای اطمینان از حسن انجام کار، عمل لقاح را چند بار تکرار کند. دورهٔ آبستنی ۹۵ تا ۱۶۰ روز طول می کشد. توله پاندا بین ۹۰ تا ۱۳۰ گرم وزن دارد که یک نهصدم وزن مادرش می باشد. پاندا بین ۱ تا ۲ توله به دنیا می آورد و اگر توله ها ۲ تا باشند پاندای مادر یکی از آنها را رها می کند و توله فوراً می میرد. فعلاً دانشمندان نمی دانند پاندای ماده چگونه و بر چه مبنایی یکی از دو توله را انتخاب می کند. شاید توله ضعیفتر را رها کند اما چیزی ثابت نشده است. پدر هیچ کمکی به بزرگ شدن توله نمی کند.


هنگامی که توله بدنیا می آید صورتی، بی مو و نابینا است و ۶ تا ۱۴ دفعه در روز و هر دفعه تا ۳۰ دقیقه از مادرش شیر می خورد. مادر ممکن است ۳ تا ۴ ساعت توله خود را در پناهگاه رها کند و به دنبال غذا خوردن برود و در طول این چند ساعت توله کاملاً بی دفاع است. یک تا دو هفته بعد از تولد، نقاطی از پوست که قرار است سرانجام خز سیاه درآورد تغییر رنگ داده و سیاه می شود. مقدار کمی رنگ صورتی ممکن است روی خز توله به وجود آید که حاصل واکنش شیمیایی بین آب دهان مادر و خز توله است. یک ماه پس از تولد رنگ توله کامل می شود اما هنوز نمی تواند راه برود بلکه تنها در ۷۵ تا ۹۰ روزگی شروع به خزیدن می کند. مادر با غلتاندن و کشتی گرفتن با توله اش بازی می کند. توله تا ۶ ماه فقط شیر می خورد و تازه بعد از شش ماهگی می تواند تنها مقدار کمی بامبو بخورد. به هر حال شیر مادر تا ۱ سالگی مهمترین منبع غذایی توله حساب می شود. توله در پایان یک سالگی به ۴۵ کیلوگرم می رسد و تا یک سال و نیم تا دو سالگی با مادر زندگی می کنند. مدت زمان بین دو زایمان برای خرس پاندای ماده ۲ سال می باشد و بعد از ۲ سال از زایش نوزاد، دوباره آماده جفت گیری و تولد نوزاد بعدی می شود.

نام پاندا
هیچ منبع قطعی در مورد مبدا نام پاندا در انگلیسی وجود ندارد و نزدیکترین احتمال این است که از واژه تبتی «پونیا» که احتمالاً به خاطر انگشت شست تغییر یافته خرس پاندا است، گرفته شده باشد. در غرب نام پاندا در اصل تنها برای پاندای قرمز که حیوانی دیگر و بسیار کوچکتر از خرس پاندا است، بکار می رفت. تا زمان شناخته شدن رابطه خویشاوندی بین خرس پاندا و پاندای قرمز، خرس پاندا با نام های خرس خالدار یا خرس ابلق شناخته می شد. پیش از آن مجموعه‌ ای از نوشته های چینی، ۲۰ نام مختلف را برای این حیوان استفاده کرده بودند که یکی از آنها که حتی امروزه هم به کار می رود، «خرس گربه ای بزرگ» و یا تنها «خرس بزرگ» که ممکن است این اسم به خاطر شباهت مردمک چشم خرس پاندا به چشم گربه باشد، چراکه هر دو عمودی هستند، می باشد. در برخی از جاها در استان های چین از نام های کهن مانند «خرس خالدار» یا «خرس بامبو» استفاده می شود. در تایوان نام تازه اش، «خرس گربه ای» است که در اینجا گربه، صفت است و خرس اسم و چون از لحاظ دستوری درست است، تلاشی برای دگرگون کردن آن نمی شود.

 

افسانه پانداها :
یک افسانه قدیمی چینی می گوید که پانداها ابتدا سفید رنگ بوده اند دختر یکی از امپراطوران چین به پانداها علاقه زیادی داشت بعد از مرگ این دختر پانداها بسیار ناراحت میشوند و بخشی از بدن خود را به خاطر این دختر سیاه می کنند و این رنگ همیشه باقی میماند.

در باغ وحش :
پانداها از زمان دودمان هان در باغ وحش نگهداری می شدند، سیما شیانگرو نویسنده چینی آن دوران اشاره کرده است که پاندا با ارزش ترین حیوانی بوده که در باغ امپراتور در شی‌آن نگهداری می شده است. در مقاله ای در نشریه نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۶ عنوان شد که هزینه نگهداری پاندا از دیدگاه اقتصادی ۵ برابر از گران ترین حیوان بعد از آن یعنی فیل بیشتر است.

در مجموع می توان گفت که باغ وحش شهر چنگدو یک گنجینه بسیار ارزشمند از حیوانات گوناگون می باشد که با دقت و حساسیت زیادی نگهداری میشوند. در تمامی باغ وحش وای فای دولتی نیز وجود دارد. همچنین با داشتن اپلکیشن بارکد خوان میتوان با اسکن کدهای ارکیو هر حیوان اطلاعات کامل هر مرتبط با آن را در موبایل مطالعه نمود.

فردا بعدازظهر به سمت تبت حرکت خواهیم کرد. بلیطهای قطار به مقصد لهاسا را دریافت کردیم. احتمالا در طول مسیر به سمت لهاسا که بیش از دو روز و 3400 کیلومتر خواهد بود، دسترسی ما به اینترنت کاملا قطع خواهد شد. سفر با قطار تبت واقعا یکی از عجیب ترین سفرهای من خواهد بود. هیجان زیادی دارم. برای رفتن به بام جهان و دیدن فلات تبّت واقعا ذوق زده هستم. خودم را برای دیدن یکی از منحصربه فردترین نقاط روی کره زمین آماده کرده ام. البته داشتن همسفران خوب و پرانرژی قوّت قلب زیادی در من ایجاد کرده است. بعد از رسیدن به لهاسا و دسترسی به اینترنت ادامه سفرنامه را خواهم نوشت.

 

روز چهارم و پنجم: حرکت به سمت لهاسا با قطار تبّت
امروز به سمت شهر لهاسا حرکت خواهیم کرد. فعلا نقشه مسیر حرکت قطار رو منتشر میکنم تا بعد از رسیدن به لهاسا سفرنامه را بنویسم. ما 3400 کیلومتر مسیر بین شهر چنگدو و لهاسا رو با قطار تبّت خواهیم رفت. در بین راه به بالاترین ایستگاه قطار در روی کره زمین هم خواهیم رسید. ایستگاه قطار در ارتفاع 5068متری. تصور اینکه کارگران در این ارتفاع کار میکردند و ریل راه آهن درست میکردند واقعا سخته. عجب مردمان عجیبی هستند این چینی ها

 

 

ساعت حرکت ما از چنگدو 14:48 دقیقه بعدازظهر می باشد. ساعتی زودتر خودمان را به ترمینال بزرگ قطار شهر چنگدو می رسانیم. چین یکی از بزرگترین شبکه های ریلی دنیا را دارد و وضعیت سرویس های ریلی این کشور بسیار عالی است. قطارهای سریع السیر بین شهرهای بزرگ این کشور در حرکت هستند و فاصله تردد بین شهرهای کوچک و بزرگ این کشور پهناور را به حداقل رسانده اند.


شاید یکی از بزرگترین مشکلات توریست ها در کشور چین، نبود تابلو به زبان های بین المللی خصوصا انگلیسی می باشد. تقریبا اکثر تابلوها به چینی هستند و به جز معدود تابلوهایی که آن هم عملا به کار نمی آیند؛ تمامی تابلوها به زبان چینی است. این واقعا کار را برای برنامه ریزی دقیق بسیار سخت میکند. در داخل ایستگاه قطار نیز طبق معمول اکثر تابلوها چینی بودند و فقط از روی شماره قطار توانستیم ورودی خودمان را پیدا نماییم. نیم ساعت قبل از حرکت قطار درهای ورودی به سمت قطار باز شد. جمعیت زیادی به سمت قطار در حرکت بودند. سیستم ریلی چین شبیه به روسیه است. در یک قطار واگن های مختلف با درجه های مختلف وجود دارد. عمده واگن ها متعلق به کلاس عادی است. در این واگن ها فضاها اشتراکی می باشد. با اینکه تخت وجود دارد اما هیچگونه حفاظی بین تخت ها وجود ندارد. در یک واگن تعداد زیادی صندلی و تعداد زیادی هم تختخواب سه طبقه وجود دارد. این فضاها به دلیل ارزان بودن بلیط آنها زیاد استفاده می شود. یک کلاس دیگر هم که ما در آنجا ساکن شدیم، مثل ایران خودمان کوپه های چهارتخته وجود دارد. به گمانم حتی کوپه های یک نفر و دو نفره هم وجود دارد.

کوپه ها بسیار تمیز و مرتب بودند. من و کیوان به اتفاق دو توریست انگلیسی در یک کوپه بودیم. همسفران دیگر من نیز هر کدام در کوپه های جداگانه قرارداشتند. کوپه بسیار خنک و آب جوش رایگان در داخل واگن در اختیار همه قرار داشت. بعضی از مهمانداران وظیفه فروش میوه و نوشانه به همراه غذا را بر عهده داشتند. البته قیمت ها نسبت به بیرون گران تر بود. اما کیفیت غذا و میوه ها خیلی عالی بود. البته همه دوستان با غذاهای موجود سرناسازگاری داشتند، ولی دوستانی که استفاده کرده اند، از کیفیت آن راضی بودند.

 قطار z233 به مقصد لهاسا همچنان در بین مزارع سرسبز و زمین ها و شالیزارهای پراز برنج حرکت میکرد. آنچه بیش از همه خودش را به رخ آدم می کشد، پل های عظیم و جاده های بزرگ و کارخانه های رنگا و رنگ است که قطار از بین آنها عبور میکند. بی سبب نیست که چین توانسته است به چنین رشد اقتصادی عظیمی دست پیدا کند. رشد صنعت و زیر ساختها کاملا پیداست. کشوری که می خواهد به این رشد اقتصادی برسد باید در همه حوزه ها پیشرفت داشته باشد و چین به واقع اینگونه است. در بهداشت، در محیط زیست، در راه سازی، در جاده سازی، در صنعت ریلی، در صنعت هوایی، در صنعت خودرو و... به هر کجا که چشم آدمی می افتد، فقط رشد و پیشرفت به چشم می آید.

 در مسیر قطار فرم هایی را تکمیل و امضاء می کنیم که نشان میدهد ما با علم به سلامتی کامل به سمت تبت حرکت میکنیم. به نوعی تعهدی است که برای جلوگیری از اتفاقات بعدی اخذ می شود. ما باید تایید کنیم که می دانیم در حال سفر به ارتفاعات بالای 3000متر هستیم و همچنین باید تایید کنیم که هیچگونه بیماری قلبی و یا بیماریهای حاد اینگونه نداریم. تکمیل این فرم برای تمامی خارجی ها که به سمت تبت حرکت می کنند الزامی است. ضمن اینکه مجوز سفر ما به سمت تبت نیز مرتب در طول مسیر کنترل و چک می شود.

 بعد از 24 ساعت در یک ایستگاه قطار را به مقصد تبت عوض کردیم. کل وسایل را از یک قطار به یک قطار دیگر انتقال دادیم. قطار جدید دارای امکانات بیشتری برای حرکت در ارتفاعات می باشد. در درون هر کوپه یک محفظه اکسیژن وجود دارد که می توان از آن در ارتفاعات بالا استفاده نمود. اصولا حرکت در ارتفاعات بالای 4000 متر همیشه با ارتفاع زدگی و کوه گرفتگی همراه است. این عارضه ها برای بعضی بسیار شدید و برای بعضی ممکن است خفیف و یا اصلا وجود نداشته باشد. اما در هر صورت وجود اکسیژن می تواند کمک بسیار بزرگی برای سلامت عبور کردن از این مسیر باشد. قطار جدید هم مانند قطار قبلی از امکانات خوبی برخوردار است. همه چیز تمیز و مرتب و در جای خودش قرار دارد.

حرکت ما به سمت لهاسا ادامه پیدا کرد تا سرانجام بعد از عبور از میان دره ها و کوهها و دیدن دریاچه ها و رودخانه های فراوان به تبت رسیدیم. مسوول قطار می گوید:«سفر به تبت با قطار هرچند بسیار طولانی است، اما در مقایسه با هواپیما، مسافران خیلی زود به شرایط جوی عادت می کنند. قطار از استان گوان جئو حرکت کرده و با عبور از 7 استان به مقصد نهایی می رسد. آنها می توانند در طول مسیر، مناظر زیبای مختلفی را مشاهده کنند. همچنین زمان کافی برای تطبیق دادن خود با آب و هوای فلات خواهند داشت. برای کاهش احتمال دچار شدن به فلات زدگی، قطار مجهز به سیستم تهویه مطبوع است. سفر به تبت با قطار، اولین گزینه بسیاری از مسافران است. زیرا که در طول سفر می توانند از دیدن مناظر زیبا در طول مسیر لذت ببرند. مسول راه آهن می‌گوید: "پس از ورود به منطقه خالی از سکنه در "گذرگاه تا گو لا" که ارتفاع آن به 5072 متر می رسد، مسافران می توانند حیوانات وحشی بسیاری، از جمله بزکوهی تبتی را ببینند.
در زمستان، دریاچه "ناموزو" چنان یخزده می‌شود که از دور همچون آینه ای به رنگ آبی به نظر می رسد. در مراتع زیبای چیان‌وو نیز، مسافران می توانند از هر نقطه ای، عکسی زیبا بگیرند. در طول این سفر درهر ایستگاه از قطار پیاده می‌شدیم و مناظر بیرون را از نزدیک تماشا می کنیم. هرچند که زمان توقف ما در هر ایستگاه بسیار کوتاه است، ولی همین مدت کوتاه را نیز غنیمت شمرده و تلاش می‌کنیم که از قطار خارج شده و با مردم بومی صحبت کرده و از بودن در طبیعت زیبا لذت ببریم.

 بعد از ورود به ایستگاه قطار شهر لهاسا طبق معمول با پلیس مواجه شدیم. البته خیلی زود متوجه شدیم که حضور پلیس در این شهر بسیار بسیار زیاد و عجیب است. به نظر می رسد فضای شهر کاملا امنیتی است. احتمالا بعد از تظاهراتهای گسترده بوداییان برای جدایی از چین و برخوردهای خشونت آمیز سالهای 90 تا 93 دولت چین استیلای نظامی و سیاسی خود بر این شهر را به نحو بسیار زیادی گسترش داده است. البته پلیس در ایستگاه فقط مجوز ورود ما را بررسی و پاسپورتها را کنترل نمود. اما کاملا مشخص بود که وضعیت پلیس های بیرون از ایستگاه به نحوی است که در آماده باش 100درصد قرار دارند. ماشین های ضدشورش حتی در محوطه ایستگاه قطار نیز به وفور پیدا بود.
خانم چادران لیدر ما در تبت در ایستگاه قطار منتظر ما بود. به محض ورود به شهر لهاسا با استقبال گرم خانم چادران مواجه شدیم و به رسم یادبود به گردن همه همسفران یک دستمال بزرگ سفید گره زد. استقبال با رنگ سفید.

 

برای خواندن ادامه سفرنامه کلیک نمایید.

 

دسته ها: سفرنامه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.