شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

غار کتل خور، زنجان

غار کتل خور، زنجان

موقعیت

غار کتل خور در استان زنجان، در 155 کیلومتری جنوب آن، 173 کیلومتری شمال همدان، 70 کیلومتری شرق بیجار، و 5 کیلومتری (روستا شهر) گرماب واقع شده است.

معرفی

در گویش فارسی «کتل» به معنی کوه کم ارتفاع و «خور» کوتاه شده خورشید است، پس «کتل خور»؛ یعنی کوه خورشید و نام غار برگرفته از نام کوهی است که درون آن زایش یافته. این نام مناسب، با توجه به وجود چندگور در نزدیکی دهانه و یافت شدن تعدادی سفال شکسته درون غار، احتمالاتی را در مورد گذشته غار مطرح میکند. یکی آن که با توجه به یافت شدن جمجمه پلنگی درون یکی از گودالهای غار و نبود هر گونه استخوان دیگری از پلنگ، شاید غار مکانی مورد احترام بوده و همانند غار باباجابر در آن مراسم آیینی انجام میشده است. احتمال دیگر این است که درون غار ماده مومیایی، که از آن برای شکسته بندی و سایر درمانها استفاده میشده و مالکیت آن در اختیار شاهان بوده، یافت میشده است؛ زیرا نام دیگر کوه که سقزلو (دارنده سقز) است، مؤید وجود مادهای قابل تغییر و انعطاف پذیر مانند موم است که مومیایی به آن شاهت دارد و نزدیک منطقه قرارگیری غار، دَر کوه چنگ الماس، یافت میشود. به هر حال غار از گذشتههای دور شناخته شده بوده و نام پرمعنا و اسرار آمیزش، خورشید، گویای ارزش والای آن در گذشته است.

تاریخچهای کوتاه از غار

این غار در سال 1330 توسط زنده یاد اسدالله جمالی، از پایه گذاران و پیش کسوتان ورزش کوهنوردی زنجان، شناسایی شد. یک سال بعد کوهنوردان باشگاه نیرو و راستی به راهنمایی ایشان غار را مورد بازدید فنی قرار دادند. وجود دهلیز سقف کوتاه 400 متریِ ورودی غار، که باید نشسته از آن عبور کرد، همواره مانعی سر راه ورود به غار بوده و همین مشکل ورود سبب سالم ماندن غارسنگها از تاراج بازدیدکنندگان شده است. از سال 1365 به بعد غار توسط گروههای کوهنورد از همدان مورد بازدید مکرر قرار گرفت و در این بازدیدها از سرِ پلنگ و اسکلت دو گوسفند و سایر جاذبههای غار عکس گرفته شد. مهمتر از همه نقشه درون غار توسط یکی از گروههای بازدیدکننده آن ترسیم شد که زیبایی بخش نخستین چاپ این کتاب بود. در سالهای بعد تصمیم به توریستی کردن غار گرفته شد که با گشاد کردن دهلیز 400 متری ورودی به ابعاد 4×3 متر و اقدامات دیگر، غار به شکل امروزی در آمد.

ساختمان

این غار یک ورودی دهلیز مانند به طول 400 متر و تعدادی دالان اصلی دنبال هم، تشکیل شده است. در بعضی از بخشها دالانها وسعت یافته و به تالارهایی وسیع تبدیل شدهاند. این استخوان بندی ادامه مییابد تا غار در مسیر اصلی به پایان برسد. دالان و تالارهای دیگری از این مسیر جدا میشوند که همگی در حاشیه قرار دارند و راه به جایی دیگر ندارند. غار شامل سه طبه است که از راه دهلیزهای چاه مانند با یکدیگر ارتباط مییابند. طبقه دوم شامل دو بخش جدا از هم است که هر یک از راهی به طبقه اول میپیوندد. بخش غربی طبقه دوم از طریق یک دهلیز به طبقه سوم متصل میشود. عمیقترین بخش غار در انتهای طبقه سوم قرار دارد و فاصله عمودی آن تا دهانه ورودی 50 متر است.

کتل خور از پیچیدهترین غارهای ایران از دیدگاه زایش و غارسنگ است و از بیشتر غارهای ایران در خود نشانی دارد. آن جا که با چکیده غول پیکر شیری رنگ (الهه نگهبان) روبه رو میشویم، چکیده آدمک در غار کرفتو تداعی میشود. جای دیگر، بلورهای زایش یافته درون دخمهها، چاه غار بگلیجه راه به یاد میآورند، در تالار ستونها مانند این است که در غار کهک هستیم، و با دیدن آبشارسنگهای رنگارنگ خود را داخل غار علی سرد تصور میکنیم. غار در منطقهای آهکی به وسعت 25 هکتار با گسلها و ترکهایی که یکدیگر را قطع کردهاند و در ارتفاع 1700 متری از سطح دریا پدید آمده است. دو عملکرد در زایش غار نقش داشتهاند؛ یکی آبهای فرورو اسیدی حاصل از بارندگی و دیگری نفوذ آب چشمهای ماگمایی از اعماق زمین به همراه گازها و بخارهای حاصل از بارندگی و دیگری نفوذ آب چشمهای ماگمایی از اعماق زمین به همراه گازها و بخارهای حاصل از فعالیتهای گسل درونی که با نیروی محرکه خود آبهای فرورو منطقه را به بالا فرستاده است. فعالیت این چشمه طی سالها با افزایش و کاهش فراوان همراه بوده است، چشمه پس از ایجاد استخوان بندی غار حرکتی بسیار آهسته آب اشباع از کلسیم بیکربنات از اطراف و به سبب قانون جاذبه مولکولی مقداری از کلسیم کربنات حین گذر جذب ستونهای رُسی میشود و چتری زیبا از قارچها پدید میآورد، ستون دارای سرستون میشود، و روی بیضی سقف لایهای شیری رنگ کشیده میشود. و اما پایه قارچها بدون پوشش میماند زیرا در حرکت افقی در محیطهای بسته حرکت آب در سطح انجام میشود، نه در عمق. فرایند گردش آب حاوی کلسیم بیکربنات و تماس آن با دیوارهای غار سبب زایش لبههای قرنیزمانند و نشستن یک لایه شیری رنگ در دو سطح آن میشود. این عملکرد به شکل افقی و هم سطح در سراسر غار قابل مشاهده است. وجود سقف کاملاً افقی و شیری رنگ در بخشی از غار، که در تالار نیم طاق کریستالها دیده میشود و وسعتی حدود 300 متر مربع دارد، عملکرد ابتدایی فضاسازی غار بر اثر حرکت آب و سپس ایجاد پوشش کربناته شیری رنگ را در بخش بالایی غار به نمایش میگذارد. احتمالاً بنا به علل درون زمینی، نیروی محرکه آب چشمه ماگمایی تقلیل مییابد، دریایی از آب اشباع از کلسیم بیکربنات و سایر املاح درون اسکلت ساخته شده غار حالت سکون نسبی پیدا میکند، و حرکتی دیگر، که زایش کریستالها در دخمهها و برخی دهلیزها و کف بوده است، آغاز میشود. به خاطر داشته باشیم برای زایش یک تکه کوچک الماس تحت شرایط مناسب، یک میلیون سال لازم است) حین انجام فرایند بلورسازی، ورود آب از طریق چشمه ماگمایی به درون غار به تدریج فروکش میکند و با خروج آب موجود در غار از مسیر چشمه غارساز و درنتیجه تخلیه آن از آب، فرایند غارسنگسازی در فضایهایی که قبلاً به علت وجود آب ممکن نبوده، آغاز میشود. در پایان با کاهش آبدهی چشمه ماگمایی، آب موجود در غار از مسیر چشمه غارساز، تهی میشود و غار به شکل امروزی در میآید؛ ضمن آن که عملکرد آبهای فرورو در غار و فرایند غارسنگسازی تا امروز ادامه داشته و چشمه ماگمایی نیز به کل از حرکت باز نمانده است. ورودی چشمه ماگمایی احتمالاً در اعماق غار است اما چشمه غارساز، همان سراب قرار گرفته در مسیر غار است و آب آن از طریق چشمه ماگمایی و آبهای فروروِ بالاتر از سطح ایستابی آن تأمین میشود.

ویژگی

سراسر غار مملو از ویژگی  پدیده خاص است اما در بین آنها کیک سقفی و قارچها منحصر به فردند. نیم کردههایی هم در کف غار وجود دارند که مانند پاتیل نباتسازی هستند. این پاتیلها مملو از بلورهای زیبا بودهاند که اکنون تهی شده آنها باقی مانده است و با جست و جوی بیشتر درون دهلیزها میتوانیم نظیر آنها را بیابیم. از همه جالبتر گودالهای آب هستند که پیش آمدگی لبهها و رنگهای گوناگون لایههای آن تغییرات سطح ایستابی را در مقاطع زمانی مختلف نشان میدهد.

توصیه

غار، محلی بی نظیر و جهانی، و سرمایهای ملی و ماندگار است که باید برای استفاده نسلهای آینده حفظ شود. هر نوع حفاری و تغییر در منطقه غار، به ویژه برای استحصال آب، باید زیر نظر زمین شناسان خبره، میراث فرهنگی، و مرکز حفاظت محیط زیست ایران انجام شود. عملیات استحصال آب از درون زمین در این منطقه باید ممنوع شود و سطح ایستابی

هر نوع انتقال آب به ناحیه باید پایینتر از سطح ایستابی سراب پایین غار باشد تا از نفوذ آب به درون غار جلوگیری شود. غار یک مجموعه زنده و مرتبط به هم است که هر آسیبی به یکی از بخشهای آن بر تمامی مجموعه اثر گذار خواهد بود.

موقعیت

غار کتل خور در استان زنجان، در 155 کیلومتری جنوب آن، 173 کیلومتری شمال همدان، 70 کیلومتری شرق بیجار، و 5 کیلومتری (روستا شهر) گرماب واقع شده است.

معرفی

در گویش فارسی «کتل» به معنی کوه کم ارتفاع و «خور» کوتاه شده خورشید است، پس «کتل خور»؛ یعنی کوه خورشید و نام غار برگرفته از نام کوهی است که درون آن زایش یافته. این نام مناسب، با توجه به وجود چندگور در نزدیکی دهانه و یافت شدن تعدادی سفال شکسته درون غار، احتمالاتی را در مورد گذشته غار مطرح میکند. یکی آن که با توجه به یافت شدن جمجمه پلنگی درون یکی از گودالهای غار و نبود هر گونه استخوان دیگری از پلنگ، شاید غار مکانی مورد احترام بوده و همانند غار باباجابر در آن مراسم آیینی انجام میشده است. احتمال دیگر این است که درون غار ماده مومیایی، که از آن برای شکسته بندی و سایر درمانها استفاده میشده و مالکیت آن در اختیار شاهان بوده، یافت میشده است؛ زیرا نام دیگر کوه که سقزلو (دارنده سقز) است، مؤید وجود مادهای قابل تغییر و انعطاف پذیر مانند موم است که مومیایی به آن شاهت دارد و نزدیک منطقه قرارگیری غار، دَر کوه چنگ الماس، یافت میشود. به هر حال غار از گذشتههای دور شناخته شده بوده و نام پرمعنا و اسرار آمیزش، خورشید، گویای ارزش والای آن در گذشته است.

تاریخچهای کوتاه از غار

این غار در سال 1330 توسط زنده یاد اسدالله جمالی، از پایه گذاران و پیش کسوتان ورزش کوهنوردی زنجان، شناسایی شد. یک سال بعد کوهنوردان باشگاه نیرو و راستی به راهنمایی ایشان غار را مورد بازدید فنی قرار دادند. وجود دهلیز سقف کوتاه 400 متریِ ورودی غار، که باید نشسته از آن عبور کرد، همواره مانعی سر راه ورود به غار بوده و همین مشکل ورود سبب سالم ماندن غارسنگها از تاراج بازدیدکنندگان شده است. از سال 1365 به بعد غار توسط گروههای کوهنورد از همدان مورد بازدید مکرر قرار گرفت و در این بازدیدها از سرِ پلنگ و اسکلت دو گوسفند و سایر جاذبههای غار عکس گرفته شد. مهمتر از همه نقشه درون غار توسط یکی از گروههای بازدیدکننده آن ترسیم شد که زیبایی بخش نخستین چاپ این کتاب بود. در سالهای بعد تصمیم به توریستی کردن غار گرفته شد که با گشاد کردن دهلیز 400 متری ورودی به ابعاد 4×3 متر و اقدامات دیگر، غار به شکل امروزی در آمد.

ساختمان

این غار یک ورودی دهلیز مانند به طول 400 متر و تعدادی دالان اصلی دنبال هم، تشکیل شده است. در بعضی از بخشها دالانها وسعت یافته و به تالارهایی وسیع تبدیل شدهاند. این استخوان بندی ادامه مییابد تا غار در مسیر اصلی به پایان برسد. دالان و تالارهای دیگری از این مسیر جدا میشوند که همگی در حاشیه قرار دارند و راه به جایی دیگر ندارند. غار شامل سه طبه است که از راه دهلیزهای چاه مانند با یکدیگر ارتباط مییابند. طبقه دوم شامل دو بخش جدا از هم است که هر یک از راهی به طبقه اول میپیوندد. بخش غربی طبقه دوم از طریق یک دهلیز به طبقه سوم متصل میشود. عمیقترین بخش غار در انتهای طبقه سوم قرار دارد و فاصله عمودی آن تا دهانه ورودی 50 متر است.

کتل خور از پیچیدهترین غارهای ایران از دیدگاه زایش و غارسنگ است و از بیشتر غارهای ایران در خود نشانی دارد. آن جا که با چکیده غول پیکر شیری رنگ (الهه نگهبان) روبه رو میشویم، چکیده آدمک در غار کرفتو تداعی میشود. جای دیگر، بلورهای زایش یافته درون دخمهها، چاه غار بگلیجه راه به یاد میآورند، در تالار ستونها مانند این است که در غار کهک هستیم، و با دیدن آبشارسنگهای رنگارنگ خود را داخل غار علی سرد تصور میکنیم. غار در منطقهای آهکی به وسعت 25 هکتار با گسلها و ترکهایی که یکدیگر را قطع کردهاند و در ارتفاع 1700 متری از سطح دریا پدید آمده است. دو عملکرد در زایش غار نقش داشتهاند؛ یکی آبهای فرورو اسیدی حاصل از بارندگی و دیگری نفوذ آب چشمهای ماگمایی از اعماق زمین به همراه گازها و بخارهای حاصل از بارندگی و دیگری نفوذ آب چشمهای ماگمایی از اعماق زمین به همراه گازها و بخارهای حاصل از فعالیتهای گسل درونی که با نیروی محرکه خود آبهای فرورو منطقه را به بالا فرستاده است. فعالیت این چشمه طی سالها با افزایش و کاهش فراوان همراه بوده است، چشمه پس از ایجاد استخوان بندی غار حرکتی بسیار آهسته آب اشباع از کلسیم بیکربنات از اطراف و به سبب قانون جاذبه مولکولی مقداری از کلسیم کربنات حین گذر جذب ستونهای رُسی میشود و چتری زیبا از قارچها پدید میآورد، ستون دارای سرستون میشود، و روی بیضی سقف لایهای شیری رنگ کشیده میشود. و اما پایه قارچها بدون پوشش میماند زیرا در حرکت افقی در محیطهای بسته حرکت آب در سطح انجام میشود، نه در عمق. فرایند گردش آب حاوی کلسیم بیکربنات و تماس آن با دیوارهای غار سبب زایش لبههای قرنیزمانند و نشستن یک لایه شیری رنگ در دو سطح آن میشود. این عملکرد به شکل افقی و هم سطح در سراسر غار قابل مشاهده است. وجود سقف کاملاً افقی و شیری رنگ در بخشی از غار، که در تالار نیم طاق کریستالها دیده میشود و وسعتی حدود 300 متر مربع دارد، عملکرد ابتدایی فضاسازی غار بر اثر حرکت آب و سپس ایجاد پوشش کربناته شیری رنگ را در بخش بالایی غار به نمایش میگذارد. احتمالاً بنا به علل درون زمینی، نیروی محرکه آب چشمه ماگمایی تقلیل مییابد، دریایی از آب اشباع از کلسیم بیکربنات و سایر املاح درون اسکلت ساخته شده غار حالت سکون نسبی پیدا میکند، و حرکتی دیگر، که زایش کریستالها در دخمهها و برخی دهلیزها و کف بوده است، آغاز میشود. به خاطر داشته باشیم برای زایش یک تکه کوچک الماس تحت شرایط مناسب، یک میلیون سال لازم است) حین انجام فرایند بلورسازی، ورود آب از طریق چشمه ماگمایی به درون غار به تدریج فروکش میکند و با خروج آب موجود در غار از مسیر چشمه غارساز و درنتیجه تخلیه آن از آب، فرایند غارسنگسازی در فضایهایی که قبلاً به علت وجود آب ممکن نبوده، آغاز میشود. در پایان با کاهش آبدهی چشمه ماگمایی، آب موجود در غار از مسیر چشمه غارساز، تهی میشود و غار به شکل امروزی در میآید؛ ضمن آن که عملکرد آبهای فرورو در غار و فرایند غارسنگسازی تا امروز ادامه داشته و چشمه ماگمایی نیز به کل از حرکت باز نمانده است. ورودی چشمه ماگمایی احتمالاً در اعماق غار است اما چشمه غارساز، همان سراب قرار گرفته در مسیر غار است و آب آن از طریق چشمه ماگمایی و آبهای فروروِ بالاتر از سطح ایستابی آن تأمین میشود.

ویژگی

سراسر غار مملو از ویژگی  پدیده خاص است اما در بین آنها کیک سقفی و قارچها منحصر به فردند. نیم کردههایی هم در کف غار وجود دارند که مانند پاتیل نباتسازی هستند. این پاتیلها مملو از بلورهای زیبا بودهاند که اکنون تهی شده آنها باقی مانده است و با جست و جوی بیشتر درون دهلیزها میتوانیم نظیر آنها را بیابیم. از همه جالبتر گودالهای آب هستند که پیش آمدگی لبهها و رنگهای گوناگون لایههای آن تغییرات سطح ایستابی را در مقاطع زمانی مختلف نشان میدهد.

توصیه

غار، محلی بی نظیر و جهانی، و سرمایهای ملی و ماندگار است که باید برای استفاده نسلهای آینده حفظ شود. هر نوع حفاری و تغییر در منطقه غار، به ویژه برای استحصال آب، باید زیر نظر زمین شناسان خبره، میراث فرهنگی، و مرکز حفاظت محیط زیست ایران انجام شود. عملیات استحصال آب از درون زمین در این منطقه باید ممنوع شود و سطح ایستابی

هر نوع انتقال آب به ناحیه باید پایینتر از سطح ایستابی سراب پایین غار باشد تا از نفوذ آب به درون غار جلوگیری شود. غار یک مجموعه زنده و مرتبط به هم است که هر آسیبی به یکی از بخشهای آن بر تمامی مجموعه اثر گذار خواهد بود.

نام انگلیسی:  Katalkhor Cave   

نام فارسی :  غار کتل خور 

 

منبع: irandeserts

 

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.