شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

مهاجرت عوامل و پیامدهای آن

مهاجرت عوامل و پیامدهای آن

سابقه پدیده مهاجرت به تاریخ عمر بشر باز می گردد. انسان اولیه همواره مهاجرت و جابه جایی های مکانی را یگانه راهبرد و راه حل گریز از مصائب و مشکلات خود دیده است. گرد آوری خوراک و امنیت جانی از جمله عواملی بودند که بشر اولیه را ترغیب به مهاجرت می کردند. در طول تاریخ، شکل مهاجرت بر حسب زمان و تحولات محیطی و اجتماعی تغییر یافته است.

مهاجرت را شکلی از تحرک جغرافیایی یا مکانی جمعیت دانسته اند که بین دو واحد جغرافیایی انجام می گیرد. این تحرک باید به تغییر محل اقامت معمولی فرد از مبدا یا محل اقامت قبل از مهاجرت وی، به مقصد یا محل اقامت جدید بینجامد.

از آغاز قرن هفدهم سعی و تلاش اندیشمندان اجتماعی این بوده است که بتوانند از میان پدیده های گوناگون اجتماعی و اقتصادی، علل واقعی مهاجرت را بیابند. این تحفص ابتدا در قالب گفته ها و مباحث نظری جریان داشت. پس از آن، مهاجرت در مطالعات تجربی نیز وارد شده و برای پاسخ به پرسش های متعدد در باب موضوعاتی نظیر ویژگی های مهاجرین، عوامل عمده مهاجرت، پیامدهای مهاجرت، مطالعات میدانی انجام گرفت.

واقعیت این است که جهانی شدن رابطه بین محل سکونت و راه و رسم، تجربه و هویت فرهنگ ما را از اساس دگرگون می کند. مورلی و رابینزبه نحو تحریک آمیزی ادعا می کنند که "محل ها دیگر تکیه گاه های محرز تعیین هویت ما نیستند".

یکی از جنبه های اصلی بحث گیدنز این است که مدرنیته روابط اجتماعی را از قید و بندهای تعامل رو در رو در محله های جوامع پیشامدرن آزاد می سازد، و امکان کش آمدن این روابط را در طول زمان و مکان که ، به نظر او، جوهره جهانی شدن است، فراهم می کند. چنان که گیدنز می گوید: بافت تجربه مکانی تغییر می کند و دوری و نزدیکی به شیوه هایی به هم می پیوندد که نظیر آن را در دوره های پیشین کمتر می توان یافت.

اما برای مهاجرت دلایل زیادی برشمرده اند. خباز در یک تقسیم بندی انگیزه های مهاجرت را به سیاسی، حقوقی و اخلاقی تقسیم می کند. اما نظریه جذب و دفع، مدل "لی" تبیین کامل تری از مهاجرت به دست می دهد. چون به واسطه آن می توان عوامل جاذب، عوامل دافع و هم عوامل مداخله کننده در امر مهاجرت را شناخت.

علامت مثبت و منفی موجود در مبدا و مقصد، عوامل جاذبه و دافعه مهاجرت را نشان می دهند. عوامل مثبت عواملی هستند که باعث نگه داشتن افراد در یک جامعه می شوند و یا دیگران را به آنجا می کشانند. عوامل منفی نشان دهنده عواملی هستند که مردم را از آن منطقه می رانند. عوامل خنثی نقش چندانی در دفع و جذب مهاجرین ندارند.

یکی از پیامدهای عمده مهاجرت، آشنایی مردم با فرهنگ و تمدن های مختلف است. گرچه پذیرش فرهنگ های گوناگون به وسیله مهاجران و ساکنان بومی در ابتدا با مقاومت و عکس العمل های منفی همراه است. آنچه که در آغاز به شکل برخورد تمدن ها خودنمایی می کند به تدریج به تعاطی فرهنگی تبدیل می شود و از بده بستان های آنها فرهنگ های متعالی تری به وجود می آید.

از سوی دیگر تبادل فرهنگی بین اقوام مختلف در کشورهایی که تحت تاثیر مهاجرت های سیاسی سلطه گر قرار گیرند، از روال عادی خارج شده و به نوعی استیلای فرهنگی قوم مهاجر بر ساکنان بومی تبدیل می شود. سیاست و عملکرد روس ها در جمهوری های سابق آن کشور نمونه بارزی از این نحوه عملکرد است. تغییر خط و زبان بویژه وقتی زمان طولانی تری از آن بگذرد به سادگی قابل برگشت نیست. امروزه بسیاری از کشورهای تازه به استقلال رسیده آسیای میانی و قفقاز به زبان روسی تکلم می کنند و زبان ملی خود را با الفبای روسی می نگارند که در طول دوران استیلای روسیه نگاشته شده و نوعی انقطاع فرهنگی را بین عصر حاضر و گذشته تاریخی آنان پیش آورده است. هیچ یک از کودکان و جوانان این کشورها قادر نیستند آثار علمی، ادبی و تاریخی گذشته خود را به زبانی که نوشته شده بخوانند و از احساس تعلقی که به آن دارند لذت ببرند. این وضع به شکلی دیگر در کشورهای آفریقایی تحت استیلای فرانسه و انگلستان نیز دیده می شود. نهضت بازگشت به فرهنگ ملی خود که در این کشورها تجلی کرده و نوعی ملی گرایی افراطی را پیش آورده است، عکس العمل منطقی به تنفر و تحقیری است که از طرف مهاجران سلطه گر بر مردمان بومی روا داشته شده است.

 

منبع: aftabir

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.