شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

در دامنه البرز

در دامنه البرز

وقتی تو هیاهوی خیابونای شلوغ کرج راه می رم و وقت عبور از خیابون به خاطر اینکه رنگ چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی برای رانندگان عجول سبز سبزه، مردد می مونم، وقتی صدای بوق و جیغ تیز ترمز ماشین ها بد ترین آهنگ دنیا رو می نوازه، وقتی قد و قواره ساختمونای شهرو می بینم که چه طور حتی تو خیابونای کم عرض با هم کورس بلندی گذاشتند، وقتی می بینم مدرنیته پس از سال های طولانی جای سنت نشسته و جا خوش کرده، با خودم میگم کاش زمان درشکه و گاری بود و جای ترمز ماشین ها و بوق کشدارشون، صدای پای اسب و زنگوله گاری به گوش می رسید.

روزگاری به اقوال گذشتگان، کرج دهکده ای بیش نبود و بیش از۱۰۰ خانه روستایی نداشت. شب ها در روشنایی نور ستارگان و مهتاب، صدای زنگ کاروانیانی به گوش می رسید که بین کاروانسراهای مسیر ری و قزوین در حرکت بودند و گاه برای استراحت در کاروانسرای شاه عباسی و سرایی در میدان کرج، بیتوته می کردند اما امروز نه کاروانی باقی مانده و نه کاروانسرایی و نه ماموری که خراج دروازه را از کاروانیان بستاند. اما امروز دیگر کاروانی نیست تا زیر طاق های کاروانسرای شاه عباسی دمی بیاساید.

پیشینه تاریخی دامنه سلسله جبال البرز از دیر باز به دلیل آب و هوای مناسب، رودخانه های جاری و پناهگاه های مطمئن، همیشه محل استقرار و سکونتگاه های دائمی و موقت اقوام و گروه های مختلف بوده است. طبق اسناد و منابع تاریخی و آثاری چون تپه های باستانی آق تپه، مرد آباد، بقایای معابد و قلعه های شاه دژ و قلعه دختر، دژهای استوار جاده چالوس - کرج و تختگاه هایی چون تخت رستم و تخت کیکاووس در جنوب کرج، همه وهمه معرف تمدن این منطقه پیش از اسلام است.

راوی فصل های تاریخی کرج در سفر به روزگار کهن این شهر باستانی، علی رضا دهقان مهرجردی کارشناس پژوهشی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کرج است. به گفته وی یکی از منابع معتبری که از کرج یاد کرده ابوعبدالله محمد مقدسی است. او در کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» که مربوط به قرن چهارم ( ه .ق) است از کرج به عنوان یکی از قراء ری نام برده که این موضوع مورد قبول سعد الدین حمویه معروف به حموی از عارفان قرن هفتم نیز هست، اما در قرن پنجم، ابن اثیر منطقه کرج را جزئی از طالقان برمی شمارد. چنانچه در کتاب «نزهه القلوب» نوشته حمدالله مستوفی به سال۷۴۰ ( ه .ق) نیز آمده است: «کرج در ضمن ولایات عراق عجم از توابع طالقان بوده است.»

در اسناد تاریخی آمده است تا پیش از حمله مغول، رفت و آمد، بیشتر از راهی بود که از طریق سگز آباد و کناره شهریار مستقیما به ری می رفت ولی از این دوره به بعد راه قزوین - کرج جایگزین شد. کاروانسرا ها، پله ها و قلعه های به جا مانده در حاشیه این مسیر که امروز در پس سرعت بالای ماشین ها از چشممان دور می مانند، یادگاری از این دوران است.

روزگار تیموریان، ایلخانیان و صفویان، شاهراه خراسان که از شهرهایی چون ری، نیشابور و بغداد می گذشت به شهرهای مراغه، تبریز، سلطانیه و قزوین منتقل شد و با این کار، کرج از اهمیت خاصی برخوردار گردید و رو به آبادنی گذاشت.

دهقان می گوید: در کرج آثار تاریخی مشخصی که مربوط به دوره پیش از صفویان باشد هنوز شناسایی نشده است. چنانچه به روایتی تاریخی، «رودخانه کرج و آبادی های اطراف آن تا قبل از شکل گیری و قدرتمند شدن حکومت صفوی در سال ۱۰۰۶( ه .ق) جزء خاک رویان بوده و قلمرو سلاطین مازندران به پشت دروازه کرج می رسیده است.» اما با مطالعاتی که بر روی پل صفویه کرج انجام شده، این احتمال وجود دارد که ساخت پل مربوط به دوره پیش از صفویه باشد و پل حاضر بنای جدیدی است که بر بقایای پل قدیمی ساخته شده است.

در برگی دیگر از تاریخ کرج روایت شده که در روزگار سلطنت شاه طهماسب صفوی و پایتختی قزوین، بناهای مختلفی ساخته می شد که نمونه آن در کرج بنای امام زاده حسن است اما با انتقال پایتخت به اصفهان توسط شاه عباس، کرج و تهران تا حدودی فراموش شدند و از سرعت پیشرفت آنها کاسته شد. یکی از شکوفا ترین دوره های تاریخی در کرج به عنوان منطقه خوش آب هوا، دوران قاجار است.کاخ زیبای سلیمانیه که در میان درختان قدمت دار دانشکده کشاورزی واقع شده، یادگاری از زمان فتحعلی شاه قاجار است که در سال۱۲۲۵ محمد حسین خان نظام الدوله اصفهانی آن را بنا کرد و نام پسرش سلیمان میرزا را بر آن نهاد. کاخ شهرستانک نیز که در این دوره و به خواست ناصر الدین شاه در روستای ییلاقی شهرستانک ساخته شده، نشان می دهد کرج به عنوان منطقه ای خوش آب و هوا و ییلاقی مورد توجه شاهان قاجار بوده است. در سال۱۳۱۰ ه. ش با احداث تاسیساتی مانند کارخانه ذوب آهن، دانشکده کشاورزی، کارخانه قند و موسسه دامپروری، کرج پا در عرصه رشد و توسعه در زمینه های مختلف گذاشت که تا به امروز نیز ادامه دارد.

معنای نام کرج

در لغت نامه دهخدا، کرج به معنی تباه کردن نان و کره، برآوردن و یا پارچه را گویند که از گریبان بیرون آوردند. در کتاب برهان قاطع نیز به معنی تراشه خربزه و هندوانه است. شاید منظور از این معنی این باشد که دره کرج چون تراشه ای در دل کوهستان های تراشه ای شکل قرار گرفته است. در فرهنگ نفیسی، کرج به معنی گوی، گریبان، چاک و شکاف آمده و آن رودخانه ای است که در کوه های شمال غربی ری جاری می شود و بلوک شهریار و ساوجبلاغ را مشروب می سازد و نام دهی است در کنار این رودخانه که پادشاهان قاجار در آنجا بنا ها و قصر های عالیه بر پا کردند. به گفته دهقان، معانی کرج در بین فرهنگ ها و محققین، متفاوت است ولی طبق گویش و زبان اصلی این منطقه که زبان تات بوده، کرج از لغت کاوک (کاواک) به معنای میان تهی ماخوذ شده که در میان دره کرج واقع شده است. اگر ریشه لغت کرج را از کراج بدانیم به معنی بانگ و فریاد است که به اعتقاد کارشناس پژوهشی سازمان میراث فرهنگی کرج، با سابقه تاریخی آن ارتباط پیدا می کند، زیرا در تپه های معروف آتشگاه و کلاک، قلعه دختر شهرستانک و کوه های مراد تپه که برای خبر رسانی و دیده بانی، آتش افروزی می کردند، بدین وسیله مردم را از هجوم و حمله دشمنان با خبر می ساختند. دهقان می گوید: لفظ کرج در کتب مختلف از کلمات کرژ به معنی کوهپایه است اما در بین مردم به معنی قایق بزرگ و لنج که از لغت کراجی و کرجی گرفته شده است.

● زبان و گویش

بر اساس تحقیقات و منابع موجود، گویش مردمان قدیم کرج، تات بوده است. کارشناس پژوهشی سازمان میراث فرهنگی کرج در مورد گویش تاتی می گوید: تات ها و تالشی ها دو تیره ایرانی هستند که در کناره های غربی دریای خزر و آذربایجان شرقی زندگی می کردند. زبان تاتی در زمان های گذشته گسترش بسیار داشته و همه مردم آذربایجان و قزوین را در برمی گرفته که پس از اشاعه زبان ترکی به تدریج تاتی از میان برداشته شد و تنها ساکنین چند آبادی، این زبان را نگهداری کرده اند. مردم اشتهارد کرج از شاهی به نام تات که روی کلاهش دو شاخ بوده که احتمالا همان کوروش است، یاد کرده و می گویند اهالی در روزگار باستان به پیشواز این شاه رفته و آن پادشاه، بستگانش را در این دهکده ساکن می کند و با این کار زبان شان تاتی می شود. اکنون که پس از گذشت سال های زیاد، کرج از باغ شهری ییلاقی به کلانشهری بزرگ تبدیل شده و مفاخر و مشاهیر بزرگی را در شجره نامه خود جای داده، حال که دیگر کرج، ده و آبادی نیست و حتی نمی خواهد شهرستان هم باقی بماند، جای ریشه های سنتی و آثار باستانی برای مردمان این دیار کهن که استان البرز شدن را انتظار می کشند کجاست؟ به راستی چند نفرمان با آثار تاریخی این شهر، هر چند اندک آشناییم؟

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.