شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

کشف یک مسیر درگردشگری ایرانی

کشف یک مسیر درگردشگری ایرانی

پیشنهاد ایجاد هزار و دومین مسیر گردشگری از طریق سلطانیه تا ماسوله

گردشگری و توسعه آن در اغلب کشورهای دنیا از جمله ایران به فراخور امکانات بالقوه و بالفعل عموماً در قالب طرح هایی برای نقاط مختلف به عنوان مقاصد گردشگری تعریف می شود، یعنی منطقه، بنا و یا سایتی به عنوان مقصد گردشگری انتخاب می شود سپس برای بهبود امکانات و ایجاد تسهیلات خدماتی و رفاهی و ‎/‎/‎/ برای جذب گردشگر اقدامات لازم صورت می گیرد. اما نکته ای شاید کمتر مورد توجه بوده ثبت و یا ایجاد مسیرهای گردشگری است که در این راه چه بسا با ایجاد کمپ یا ایستگاه های بین راهی و مورد توجه قرار گرفتن روستاها و اماکن فرهنگی هدف های گسترده تر و جامع تری مدنظر قرار گیرد. بدیهی ترین مزیت تعیین مسیر به جای سایت و انتخاب محل مشخص و ثابت گردشگری، توزیع عادلانه امکانات در ابعادی وسیع تر در مناطق مورد نظر است. اگرچه اخیراً در راستای توسعه گردشگری، توجهاتی به این مسئله شده که از جمله طرح ثبت ۱۰۰۱ مسیر گردشگری در سطح کشور است که نهادهای بین المللی نیز از آن استقبال کرده اند.

● چرا مسیر گردشگری

توجیهات پیشنهاد مسیرهای گردشگری از چند بعد قابل طرح است. بدون تردید اولویت نخستین آن است که گردشگری یا همان توریسم، از مفهوم سفر قابل تفکیک نیست و بالطبع سفر با راه و جاده عجین است.

وقتی از راه یا مسیر سخن می گوییم ممکن است، یک راه پلکانی کوهستانی همراه با یک پیاده روی سخت ولی لذتبخش مانند آنچه در قلعه رودخان فومن وجود دارد و یا راه تله کابین و یا مسیر کوهستانی چالوس به ذهن برسد.

این توجه به راه در فرهنگ ایرانی دارای پیشینه است تا جایی که حتی مسافرت های زیارتی نیز با مفهوم جاده تعریف می شدند به طوری که راهی که طی می شد بخشی از زیارت بود. مثال هایی از این مورد مانند کاروان های کربلا و مکه وجود دارد که در این نوع سفرهای زیارتی، مسافر (زائر) پس از طی مسیری سخت و طولانی به مقصد زیارتی خود می رسید و نکته حائز اهمیت این که زیارت از زمانی آغاز می شد که زائر، مصائب راه را به جان می خرید و گاه شاید به مقصد هم نمی رسید.

این توجه به مسیر در حال حاضر نیز در بیشتر مقاصد گردشگری نیز به چشم می خورد. برای نمونه ماسوله را نمی توانیم از مسیر فومن ـ ماسوله جدا کنیم همچنان که سفرهای شمال کشور نیز با حذف جاده های جنگلی و کوهستانی آن بی معنی خواهد بود. براساس مطالعات آماری که از گردشگران در مناطق مختلف کشور در این زمینه صورت پذیرفت، در مناطق شمال و شمال غرب کشور ۷۲ درصد پرسش شوندگان وجود جاده هایی با جاذبه خاص را در مقایسه با فاکتورهای دیگر دارای اهمیت بیشتری دانسته اند که این رقم در سفرهای مناطق مرکزی و جنوبی به ۴۴ درصد می رسد البته از جاذبه های کویر و جاده های کویری نیز آسان نمی توان گذشت.

مورد دیگری که از طریق آن می توان ایده مسیر گردشگری را توجیه پذیر نمود، توجه به مفهوم اساسی تور و توریسم است. چنانکه کلمه tour دارای ریشه فرانسوی و به معنای چرخش و گردش است و البته به گردشی اطلاق می شود که از نقطه ای آغاز شود و پس از طی مسیری به نقطه اول بازگردد، به عنوان مثال:تهران ـ رشت ـ ماسوله ـ طارم ـ زنجان ـ تهران

به بیان دیگر سفرهایی با مسیر رفت و برگشتی و گردشگری به قصد دیدن یک مورد ثابت و مشخص (بدون این که قصد زیر سؤال بردن آنها را داشته باشیم) با مفهوم اصیل گردشگری در تناقض است.

اما پراهمیت ترین جنبه آن است که برخی از این اماکن و مناطق بن بست گردشگری محسوب می شوند. نمونه بارز آن که بهانه این مقاله نیز شده مجموعه سلطانیه است. سلطانیه به رغم گنبد رفیعش که بزرگترین گنبد خشتی جهان محسوب می شود و به گفته مرحوم پیرنیا الگویی برای گنبد سانتاماریا دل فیوره بوده کمتر مورد توجه گردشگران بخصوص گردشگران خارجی قرار می گیرد.

در حالی که سلطانیه به دلیل ارزش تاریخی و فرهنگی، دارای جاذبه مهم گردشگری است. مک کالن جامعه شناس صاحبنظر در امر توریسم می گوید: چشم توریست به دنبال قدمت و تاریخ است، حتی نمود این مسئله در گردشگران مناطق صنعتی نیز دیده می شود. این توریست ها بازدید از مناطق صنعتی قدیمی را ترجیح می دهند. این جامعه شناس از این بیان نتیجه می گیرد که اگر می خواهیم منطقه ای توریستی ایجاد کنیم باید آن را تبدیل به منطقه ای تاریخی کنیم و البته راهکاری که ارائه می کند سنت ابداع و جعل است. (نقل به مضمون)

اگر اخیراً سری به سلطانیه زده باشید، به یقین رکود آزاردهنده حاکم بر آنجا را مشاهده کرده اید. یکی از عواملی که برای این رکود می توان متصور شد، آن است که به طور مثال گردشگری که از تهران به زنجان سفر می کند پس از طی ۳۰۰ کیلومتر اتوبان به سلطانیه می رسد. بعد از دیدن سلطانیه گزینه های زیاد دیگری برای بازدید ندارد که از جمله آنها موزه رختشویخانه زنجان، بقعه پیراحمد زهره نوش، بازار و کمی دورتر غار کتل خور است که تمامی آنها به رغم داشتن جاذبه های توریستی کافی به نظر نمی رسد.

حال این مسیر را مقایسه کنید با مسیر گردشگری که از تهران تا اصفهان را می پیماید.

● اصفهان ـ نطنز ـ ابیانه ـ کاشان ـ قم ـ تهران

علاوه بر شهرهای یادشده امکان دسترسی به شهرهای دیگر نیز هست که زواره از آن جمله است. اگرچه متأسفانه چنین امکانی در حال حاضر در منطقه موجود نیست.

راه حل این مشکل نیز از صدها سال پیش در همان نزدیکی ها حیات دارد و آن دهکده ای در کوهپایه شمالی رشته کوه هایی است که بین استان های زنجان و گیلان واقع شده به نام ماسوله.

● یک سفر هیجان انگیز

هیجان برانگیز است که اگر تصور کنید پس از دیدن سلطانیه و جاذبه های آن بتوانیم از جاده طارم ادامه مسیر دهیم و در مسیری کوهستانی و پر از مناظر اکوتوریستی منطقه ای در شمال شرقی استان زنجان و مرز زنجان و گیلان سفر را ادامه دهیم. جایی که از لحاظ تقسیم بندی جغرافیایی جزو استان زنجان محسوب می شود و از نظر شاخصه های اقلیم با ارتفاع متوسط ۴۰۰ متر از سطح دریا منطقه ای دشتی با آب و هوای معتدل است.

از اله مان های زیبای منطقه می توان به کوهپایه های بکر طارم علیا، آبشارها، چشمه ها، ییلاقات، یخچال های طبیعی دائمی و غار شگفت انگیز و رودخانه قزل اوزن و روستاهایی چون انزل، جزلاو شیت و ‎/‎/‎/ که از حیث معماری بومی حائز اهمیت است. جالب است بدانید کوهی که طارم را از گیلان جدا کرده است در وجه مقابلش روستای دلپذیر ماسوله را در دامنه خود جای داده است.

در حوالی منطقه، دارم ـ شیت کوتاه ترین مسیر برای رسیدن به ماسوله است که هم اکنون سالانه گروه های متعدد کوهنوردی از این مسیر برای رفتن به ماسوله استفاده می کنند. فاصله هوایی درام تا ماسوله حدوداً ۲۰ کیلومتر است.

با توجه به مطالب ذکر شده و وجود پتانسیل هایی که به آنها اشاره شده ایجاد مسیری بین طارم و ماسوله و یا تقویت دسترسی های مالروی فعلی و یا حتی احداث تله کابین از توجیه اقتصادی کافی برخوردار خواهد بود. آنچه بر هیجان موضوع می افزاید تفاوت اقلیمی است که بین سوی زنجان و سوی گیلان این رشته کوه ها وجود دارد نکته ای که حتی در عکس های هوایی منطقه نیز به وضوح قابل مشاهده است تجسم کنید که بر تله کابینی سوارید که از این رشته کوه می گذرد: هنگامی که روی خط الرأس حائل بین دو استان قرار می گیرید و در یک سو طبیعت دشتی زنجان و در سوی دیگر جنگل های استان گیلان را یک جا زیر پای خود می بینید. راهی که توصیف شد شاید هزار و دومین مسیر نامگذاری شود و شاید هیجان انگیزترین شان.

ماسوله؛ پاسخ درست معماری به اقلیم

بافت تاریخی شهر ماسوله هم اکنون ۳۵۰ خانه مسکونی دارد که از ۶۰۰ خانه که در گذشته در منطقه بوده، باقی مانده است. همجواری به گونه ای طراحی شده که خانه ها زنجیروار و به هم پیوسته در امتداد خطوط توپوگرافی زمین قرار داشته باشند. بیش از ۷۰ درصد خانه ها به صورت دو طبقه احداث شده اند و مابقی یک تا چهار طبقه هستند. به طور معمول طبقه پائین غیرمسکونی بوده و به کاربری های انبار یا طویله اختصاص داشته است. طبقات پائین از سنگ و طبقات بالا از خشت ساخته شده است. این معماری و فضاهای داخلی با شرایط اقلیمی، توپوگرافی و اجتماعی سازگاری کامل دارد و به طوری که می توان ماسوله را پاسخ درست معماری به اقلیم توپوگرافی منطقه دانست، پیشینه ماسوله به ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ سال پیش بازمی گردد که مردمانی از مناطق مختلف سرزمین به دلایل نامعلوم به این ناحیه کوچ کردند. شماری از ساکنان «کهنه ماسوله» واقع در شش کیلومتری شمال غرب ماسوله فعلی با این مهاجران همراه شدند. در کاوش های باستانی سفالینه های متعلق به قرن های پنجم تا هشتم هجری قمری به دست آمده که دقیق ترین مستندات قابل توجه معماری در منطقه را به دست می دهد.

● سلطانیه؛ باشکوه ترین سازه آذری

گنبد سلطانیه با شکوه ترین سازه به شیوه آذری و شاید کل معماری ایران باشد که در فاصله سال های ۷۰۱ تا ۷۰۳ هجری قمری در کنار آرامگاه سلطان محمد خدابنده (الجایتو) ساخته شده است. از مجموعه بزرگ سلطانیه که دربرگیرنده بیمارستان، خانقاه و میانسرای بزرگ آن بوده، تنها گنبد خانه و آرامگاه الجایتو (تربت خانه) برجای مانده است. این میانسرا به اندازه دو برابر میدان نقش جهان اصفهان وسعت داشته و فضای تربت خانه بعداً به آن افزوده شده است. گنبد دوپوسته ای پیوسته آن ۲۵ متر دهانه دارد. ارتفاع نوک گنبد تا کف زمین ۵۰ متر است.

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دسته ها: ایرانگردی

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.