شماره تلفن تماس با ما

051-34225776

 

My title

بررسی ومطالعه استعدادهای اکولوژی در بیابان لوت شمالی

بررسی ومطالعه استعدادهای اکولوژی در بیابان لوت شمالی
بهمن ایزدی

از آغاز تاریخ بشر، همواره طبیعت و پدیده های موجود در آن مورد توجه انسان بوده است تا با بهره مندی از منابع موجود در طبیعت، دوام و بقاء خویش را تضمین نماید.بنابراین پیوسته انسان در راه کشف پدیده های گوناگون زیستکره تلاش نموده و به این باور رسیده است که تمامی اجزاء و منابع موجود در محیط زیست و قلمرو زندگی اش، مجموعه به هم پیوسته ای است که در مسیر نظام مندی قرار گرفته و متأثر از آن تعادلات جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی را بهمراه دارد.لذا انسان برای ایجاد تعادل در مصرف منابع و رعایت حقوق ملی و بین المللی، نسبت به توسعه شناخت خویش از منابع زیستکره و همچنین محیط زیست   اقلیم های محدود محلی، همواره تلاش نموده است.

هرچند گسترش سیری ناپذیر انسان در توسعه فزاینده اقتصادی، اجتماعی بمنظور رسیدن به منافع آنی خویش، مشکلات وافر زیست محیطی، فرا روی مدیریت منابع طبیعی بوجود آورده، اما در کنار همین مشکلات باز هم حس جستجوگر انسان برای از بین بردن خرافات و موانع تحقیقاتی به منظور شناخت زیستکره و پایش سرزمین ادامه دارد.این رویکرد در جامعه بشری تا جایی پیش رفته که نهادهای مدنی جانبدار محیط زیست درگوشه کنار جهان متشکل شده اند و به رصد طبیعت و آگاهی بیشتر از مواهب و پدیده های طبیعی با فرآیند حفظ ارزشهای طبیعی، ملی  بیوسفرتلاش می نمایند، در همین راستا تشکل زیست محیطی کانون سبز فارس پس از یک دهه تلاش تحقیقاتی در رشته کوه دنا، سالهاست مشغول فعالیت تحقیقاتی در بیابان لوت است تا با ارائه اطلاعات تکمیلی به نهادهای ملی و بین المللی نسبت به ارائه پیشنهاد عضویت بخش های ارزشمندی از بیابان لوت از جمله منطقه گندم بریان ،کلوت های غرب لوت ، ریگ یلان وپدیده های چاله مرکزی و..... در شبکه ژئو پارکهای جهانی اقدام نماید.

در سال 2004 میلادی با حمایت سازمان یونسکو 17 ژئوپارک در اروپا و 8 ژئوپارک در چین عضو شبکه نخستین ژئوپارک جهانی شدند.ژئوپارک قشم نیز بعنوان ژئوپارک منحصر بفرد در ایران و خاورمیانه هم اکنون عضو شبکه ژئوپارک های جهانی میباشد و مدیران آن در حال حاضر برای رفع موانع واستمرار عضویت آن منطقه تلا ش می کنند.
در صورت رسمیت یافتن ژئوپارک مناطق بیابان لوت ، قطعاً رویکرد گردشگری علمی در  بیوم های آن بیابان، به تقویت استانداردهای ژئوتوریسم می انجامد و در این صورت ضریب اطمینان حفظ و پایش ارزشهای طبیعی موجود درلوت که از جمله پدیده های منحصر بفرد در کشور و زیستکره میباشد، قوت می گیرد.

جاذبه های طبیعی و پدیده های زمین شناختی و آثار تاریخی و فرهنگی ارزنده بیابان لوت در منطقه گندم بریان، چاله مرکزی ودیگر نواحی لوت ، در صورت برخورداری از قوانین ژئوپارکها به رشد علمی کشور در حیطه جهانی، حفظ آثار طبیعی و ملی، رشد اقتصادی، اجتماعی جوامع محلی، مهیا شدن فعالیتهای مشارکت مدار بومیان برای حفظ پدیده های بیابانی وکویری کمک میکند و بر اثر آن زمینه فراهم آمدن مدیریت پایش ارزشهای طبیعی کویر میسور میگردد. این مهم از اهداف متعالی کانون سبز فارس میباشد که براساس آن فعالیتهای مؤثر در لوت مرکزی داشته است.

شهر باستانی شهداد با جمعیتی حدود 8000 نفر چتر سبز خویش را در حاشیه غربی لوت مرکزی گسترده تا ذائقه رهگذران را با شهد پرتقال و حلاوت نخل های استوارش، شیرینی بخشد.شهداد و روستاهای حومه آن منجمله ده سیف و شفیع آباد از جمله واحدهای اجتماعی هستند که با وجود مشکلات ناشی از کمبود آب همچنان راه را بر پیشرفت شن زارهای کویر بسته اند.
شهداد مرکز برنامه ریزی و استقرار اولیه گروه تحقیقاتی است تا خود را برای ورود به بیابان لوت مهیا نمایند.جاده 295 کیلومتری شهداد به نهبندان تنها مسیر آسفالته ای است که از میان لوت میگذرد و ما باید یک سوم این جاده را با خودرو بپیمائیم. پدیده های نمکی و کلوت ها که بر اثر فرسایش باد و خاک بوجود آمده اند، تل گزی ها که به نبکا معروفند، قلعه تاریخی شفیع آباد، نمک زارها و کال (رودخانه) شور از جمله جاذبه های طبیعی پیرامون این جاده است.

پس از طی مسافت 15 کیلومتر در جاده شهداد به نهبندان به "نبکا" زار میرسیم نبکاها از جمله پدیده های شگفت انگیز همزیستی گیاه، آب و خاک اند. نبکا (تل گز) یکی از پدیده های گیاهی لوت در این ناحیه میباشد. رشد و نمو این گیاه در میان شن های روان کویر، تابلویی از مقاومت و سبز ماندن را به تصویر میکشد، پس از رویش نهال گز، اطراف تنه این نهال را شن های روان فرا میگیرند و این گیاه با مقاومت در برابر محاصره ماسه ها به  سبزینگی خود ادامه میدهد، در طول سالهای متمادی هر چه رشد این درخت بیشتر میشود، محاصره شن ها در اطراف تنه اصلی ادامه می یابد و نهایتاً پیرامون این درختان را تپه های شنی که ارتفاع برخی از آنان به 10 متر میرسد فرا میگیرد، تل گزی های غرب لوت علاوه بر ارزش علمی و اثرات مفیدی که در جلوگیری از پیشروی رسوبات ماسه ای لوت دارند، بلحاظ زیبا شناختی، منظره دلپذیری در ناحیه بوجود  آورده اند که گردشگران را ساعت ها مسحور خویش میسازند.


در کیلومتر 40 جاده شهداد به نهبندان به منطقه کلوت ها (روستای صحرایی)، شگفت انگیزترین پدیده بیابانی لوت میرسیم، کلوتها مجموعه ای از سازه های بسیار کهن و ترکیبی از جنس خاک رس ، گچ ونمک دارند  که جهت شکل گیری آنها به طرف بادهای غالب است.کلوت ها از سمت شمالغرب به طرف جنوب شرق دشت لوت توسعه می یابند. کلوت ها در ناحیه غرب لوت مرکزی در محدوده ای به عرض حداقل 40 وحداکثر حدود 70 کیلومتراز شرق به غرب  و طول حدود 140 کیلومتر از شمال غرب به سوی جنوب شرق گسترش یافته اند.در حال حاضر عمده ترین بادی که موجب فرسایش بیشتر کلوت ها میشود، بادهای 120 روزه سیستان میباشد.کلوتهای شمالغرب این ناحیه به دلیل تاثرات رطوبت اراضی عمدتا نمکی اطراف کال شور ، فرسایش یافته اند وبه صورت  مخروط های کله قندی ظاهر می شوند. شیارهای موجود در حد واسط کلوت ها، دالانها و خندق های متعدد و تو در تویی بوجود آورده که بر سطح آنها شن های روان، نمک زارها و عرصه های کلوخی و گچی موجود میباشد. رشته های کلوت به وسیله همین خندق ها که بسیاری از آنان دارای کفی مسطح می باشند از هم جدا شده اند. اختلاف موجود در سطح این خندق ها  به طور متوسط حدود 70 متر میباشد، همین ویژگی موجب شده است تا کلوت ها با ارتفاعات مختلف و اشکال گوناگون ، زیبایی بی نظیری به بیابان لوت ببخشند و برخی آن را شهر خیال بنامند.کلوت ها در کنار جاذبه علمی زمین شناختی و مکانیزم چگونگی پیدایش آنها و ریخت زمین شناسی، از طرفی دیگر برای علاقه مندان به دیدن شگفتی های طبیعت، مناظر بدیع و پدیده های اعجاب آور طبیعی، ظرفیت منظریابی جالب و باشکوهی بوجود آورده که به همین دلیل موجب شده در سالهای اخیر رویکرد گردشگران داخلی و خارجی به آن مکان افزایش یابد و همچنین حضور برخی از گردشگران غیرمسئول نیز جلب شود و متأثر از آن با بجای گذاشتن آلودگی های ناشی از رها نمودن زباله ، ضمن ایجاد محیطی غیربهداشتی، از طرفی دیگر نیز به عرصه مقدس لوت بی احترامی نمایند این رویداد تلخ نگرانی و اعتراض بسیاری از گروه های جانبدار محیط زیست را برانگیخته است.


در کیلومتر 62 جاده شهداد به نهبندان، کال (رودخانه) شور عرض این جاده را رد میکند و از میان نمکزارها و کلوت های کله قندی به سمت جنوب شرق پیش میرود.کال شور تنها رودطولانی در لوت است که از مناطق آبخیز خراسان جنوبی سرچشمه میگیرد.کال شور تقریباً از محدوده فوقانی لوت شمالی میگذرد و  همچنان با فاصله از جنوب روستاهای آبگرم کویر، نای بند و دیگ رستم عبور میکند و به سمت غرب پیش میرود و با بعد مسافت از شرق راور نیز گذشته و در ادامه از شمال و جنوب غرب تپه گندم بریان پیش میرود و پس از گذر از میان اراضی شور ، نهایتاً در شمال شرق شهداد در چاله معدن نمک که محلی ها آن را گود نمک می نامند از حرکت باز می ایستد و در این ناحیه بر اثر شدت تبخیر ، به صورت صفحه های نمکی (پلی گن ) میگردد. ارتفاع گود نمک از سطح دریا بیش حدود 200 متر میباشد. شش ضلعی های نمکی در اطراف کال شور و پهن آبهای نمکی اطراف آن، یکی دیگر از جاذبه های طبیعی لوت است. رد شدن از پهن آب بیش از یکصد متری کال شور برای دستیابی به تپه گندم بریون از جمله نقاط مخاطره آمیز سفر به لوت است و به دلیل باتلاق های نمکی در این رود، همواره برای کسانیکه قصد دارند با خودرو از این رود بگذرند، ایجاد دلهره و نگرانی میکند.


کویر، کویژ یا کفیژ در ادبیات فارسی به معنای پیاله یا پیمانه، چاله یا زمین های پست وسیع و شوره زار   بی حاصل است. لوت نیز به معنای برهنه، عور و زمین بی آب و علف میباشد. از همین روی فردوسی پرچمدار ادبیات فارسی و بیدارگر هویت ایرانی در شاهنامه، کویر را چنین توصیف می نماید :
بیابانی از وی رمان دیو و شیر                                 همه خاک شخ و همه ره کویر

اما با تمامی توصیفاتی که از موقعیت و شرایط جغرافیایی و جوی لوت می شود، بنظر برخی از  علاقه مندان به ارزشهای طبیعی، ملی. نه تنها بیابان لوت مکان پر وحشت، بی در و پیکر و محل رمیدگی انسان از آن نیست بلکه سرزمین پرگهر و مقدسی است که در کوچکترین اجزاء آن حضور سبز یار قدیم ساری و جاری است، از همین روی برخی بیابان را چنین توصیف می کنند.بیابان جایی است که باد غزل خوان بر عرصه زمین نقاشی میکشد و رنگ عاشقانه اش را به دل رهگذران وصالش می پاشد.
در کنار سایر برنامه های تحقیقاتی کانون سبزفارس، شناسایی مسیرهای دستیابی جدید به تپه گندم بریون از جمله اهداف میباشد که در طول سالهای اخیر چندین مسیر که دارای تپه های ماسه ای و بستر شنی و دَق های نمکی است را بدون گذر از کال شور تجربه کرده است.


در سفر تحقیقاتی آذر ماه سال89، ما از مسیر جدید شناسایی شده سال قبل برای رسیدن به منطقه گندم بریون بهره جستیم، بنابراین پس از یکساعت رانندگی از شهداد و گذر از کلوت ها به منطقه ریگ پنج انگشت رسیدیم. وجه تسمیه این مکان، بدلیل از بین رفتن کاروانی 5 نفره در زمانهای دور بوده است ، کاروانیان بخاطر گرفتار شدن در طوفان شن از بین رفته و انگشتان دست یکی از آنان از شن بیرون مانده بود. پنج انگشت مبداء ورود ما به هامادا لوت شمالی است. مسیر جدید دارای سطح ریگی بوده و لایه اصلی زیرین آن را ماسه و خاکهای بسیار نرم و سبک تشکیل میداد که رانندگی و پیاده روی در آن، را با مشکلات زیادی مواجه می نمود، اما با نظر به پیش بینی های ایمنی و امدادی که از قبل به آن پرداخته بودیم و داشتن مهارت لازم و تجهیزات مناسب برای شناسایی مسیر و همچنین برخوردار بودن از تخصص کافی برای هدایت خودرو در مسیرهای خطرناک ، موفق به پیشروی به سوی گندم بریون شدیم، لازم بذکر است دستیابی به مسیر جدید به همت آقای مهندس شهریار ایزدی که مطالعات مسیریابی و مکان سنجی لوت شمالی را بعهده داشت، صورت پذیرفت. وی در خصوص شنا سایی درجه سختی مسیر های مختلف با امکانات موقعیت سنجی ، از جمله بوسیله GPS و همچنین مطالعات توپوگرافی چاله و تپه گندم بریون در یکسال اخیر کمک شایانی برای قرار گرفتن گروه در مسیر جدید بعمل آورد که این مهم، نقطه قوت سفر گروه تحقیقاتی در بیابان لوت بود. در کیلومتر 5 مسیر جدید، به رویشگاه درختچه های تاغ برخورد نمودیم که سرشاخه های آنها در جهت باد غالب (غرب به شرق) خم شده بود. تاغ ها در عرصه ماسه ای به مساحت دو هکتار پراکنده بودند.دیدن درختچه های شورزی و شن پسند تاغ در میان کویر لوت موجب تعجب گروه شد زیرا تاکنون براساس اعلام نظر برخی از محققان، رویش وجود هرگونه رستنی در این ناحیه رد شده بود. به هر حال گروه به تحقیقات پیرامون نحوه و مکان رویش تاغ ها پرداخت و پس از جمع آوری اطلاعات به سمت غرب کویرلوت، مسیر خود را پی گرفت.


مسیر پیش رو ریگزار (هامادا) وسیعی بود که سطح زیرین آن مملو از ماسه های بادی بود و ما مجبور بودیم از شیارها و تل های ماسه ای این مسیر بگذریم، بنابراین سرعت ماشین را به 80 کیلومتر در ساعت رساندیم تا با سرعت و شتاب بیشتری از بسترهای شنی بگذریم.رانندگی در چنین شرایطی، قایق رانی بر امواج دریا را تداعی میکرد و ما برای گریز از تل های ماسه ای و چاله های شنی مجبور بودیم از مکانیزم سرعت بالا استفاده و از مکانهای موصوف بگذریم، به همین دلیل با رد شدن از تل های ماسه، گاهی خودرو از سطح زمین کنده میشد و فشار زیادی به راکبین وارد میکرد، اما با نظر به آمادگی قبلی، تحمل چنین شرایطی از جمله مواردی بود که گروه برای وصال به قلب کویرلوت پیش بینی کرده بود.


مسیر ما از شمال دق بزرگی بود که در نقطه ای وسیع و پست تر از ریگ زارهای اطرافش قرار داشت و ما سعی میکردیم به دلیل گیر نکردن در لایه های خاکی، نمکی این دق، از آن فاصله بگیریم.دق مذکور از ناحیه جنوبی تپه گندم بریون آغاز میشود و به صورت تنگه ای وسیع به سمت جنوب شرق پیش میرود. این دق طولانی در برخی از جاها بیش از یک کیلومتر عرض دارد و بدلیل ساختار جغرافیایی اش بومیان آن را تنگ دق می نامند. شیب تنگ دق از وسط لوت شمالی  به سمت جنوب شرق پیش میرود و کشیدگی آن تا انتهای پست ترین حوضه های چاله مرکزی ادامه می یابد.براساس جمع آوری اطلاعات محلی، مشخص شد، حاشیه تنگ دق یکی از مسیرهای قدیمی رفت و آمد کاروانیان از نواحی سیستان و بلوچستان به خراسان می باشد.


ما همچنان با سرعت، شن زارهای لوت شمالی را پشت سر می گذاریم و به دامنه ضلع شرقی تپه گندم بریون میرسیم. براساس تدوین برنامه شناسایی ریخت زمین شناسی توسط آقای مهندس نعمت اله امیریان و همچنین تصمیم گروه، راننده خودرو را برای رسیدن به ضلع شمالی گندم بریون هدایت میکند که پس از طی مسافت 1000 متر، به دلیل کم کردن سرعت، خودرو در چاله بخشی از جلگه آبرفتی پهنه سینه گندم بریون گیر کرد و از حرکت باز ایستادیم.


جلگه آبرفتی مذکور ناشی از جمع شدن ماسه و خاکهای سبک باقیمانده از سیلابهای زمستانی در این ناحیه بود که پس از تبخیر آبها، خاک های پوک این مکان مانند آرد نرم گردیده بود و موجب شد خودرو تا شاسی در میان آن فرو رود.
با توجه به تمهیدات امدادی و ایمنی که توسط آقای مهندس محمود عماری مسئول امداد گروه بعمل آمده بود و همچنین تجهیزات و امکانات امدادی که بهمراه داشتیم، با بیش از یکساعت تلاش، موفق شدیم تا خودرو را از چاله 200 متری مذکور بیرون بکشیم و به ضلع شرقی تپه گندم بریون بازگردیم. سپس خودرو را در شیب تند تپه شنی که مقابل گندم بریون قرار داشت، متوقف کردیم تا برای حرکت مجدد از سهولت بیشتری برخوردار گردیم.گروه از این به بعد آماده شد تا با پیاده روی به سوی تپه گندم بریون روان شود.
در این سفر قصد داشتیم نسبت به ادامه مطالعات سالهای قبل در خصوص شناسایی ویژگی های طبیعی و طول و ارتفاع دیواره های خاکی و گدازه ای گندم بریون تحقیقات بیشتری داشته باشیم، به همین دلیل گروه تحقیقاتی به دو شاخه تقسیم شدند. گروه اول، دقایقی قبل از حرکت گروه دوم به سمت تنگ شرقی گندم بریون به راه افتاد و متعاقباً گروه دوم به سمت پهنه سینه در جهت شمال شرق گندم بریون حرکت نمود.


زمانی که گروه اول به مسیل کلوخی، ماسه ای دامنه شرقی گندم بریون رسید از حرکت باز ایستاد و با صدای بلند گروه ما را که حدود 400 متر از آنها فاصله داشتیم به پیوستن به خود  فرا خواندند، پس از پیوستن به آنها،  نظر ما را به سوی فوجی پشه جلب کردند. مشاهده ده ها پشه و چند مگس که بر روی دستهای یکی از افراد نشسته بود تعجب همگان را برانگیخت، ما نیز به محض مشاهده پشه ها به تصویر برداری از آنان پرداختیم که در این هنگام فوجی از پشه ها بر روی دوربین و دستهای ما نیز نشستند. پس از این واقعه، سئوالات زیادی از طرف گروه مطرح شد، یکی میگفت براساس اعلام عدم وجود حیات در کویر گندم بریان، هرگز گمان نمی کردیم جانوری در این مکان ببینیم، آقای حمید هنرپژوه با هفتاد سال سن، یکی از افراد مسن تیم بود که بیش از پنجاه سال در طبیعت کشور به اندوختن تجربه پرداخته بود، به پیوستگی چرخه اکولوژیک اشاره میکرد و اظهار میداشت که باید در این مکان غذایی باشد تا پشه ها بخورند و حتماً باید جانوری دیگر باشد تا پشه ها را شکار کند.موضوع مذکور موجب شد به منظور بررسی حیات در لوت جلسه اضطراری برگزار شود و نهایتاً تصمیم گرفته شد در خصوص پیدا نمودن گونه های جانوری، سعی و دقت بیشتری بعمل آورده و پیمایش گسترده تری در آن نواحی داشته باشیم.بنابراین مسیر تحقیق تغییر یافت و در کنار پژوهش اصلی به موضوع پیداکردن علائم دیگر حیات در لوت پرداختیم.

 

پس از گذر از دامنه تپه گندم بریون که سطح زیرین آن خاکهای سبک و شن قرار گرفته بود و سطح بیرونی آن مملو از شن های روان و سنگهای سیاه گدازه ای بود به سمت ناحیه شرق گندم بریان پیش رفتیم و از تنگی که بدلیل موقعیت جغرافیایی و بی نامی اش، آن را تنگ شرقی نام گذاشتیم، صعود کردیم. گدازه های آتشفشانی که میلیون ها سال قبل در اثر فعالیت آتشفشان گندم بریون، از اعماق زمین به بیرون فوران کرده بودند به صورت تکه سنگهای سیاه رنگ و متخلخل کوچک و بزرگ در مسیر خاکی، شنی این تنگ بر روی زمین پراکنده شده و منظره باشکوهی را بوجود آورده بودند.در میانه تنگ شرقی به چند برج خاکی برخورد کردیم که سنگهای سیاه آتشفشانی مانند گلبرگ تا ارتفاع 2 متر سطح رویی این برج ها را پوشانده بود. ما نیز بدلیل ساختار ظاهری اش آنرا دسته گل بریان نامیدیم.گروه پس از مستند نمودن پدیده های مذکور با دقت و هوشیاری بسیار به صعود ادامه داد، در ارتفاعات فوقانی تپه گندم بریون و در مدخل دروازه شرقی به فضله جانوری برخورد کردیم که طول آن 2 سانتی متر و طرفین آن هلالی بود.این موضوع حساسیت گروه تحقیقاتی را بیشتر کرد تا با دقت بیشتری به پژوهش بپردازند، بنابراین مسئول گروه بوسیله موبایل از همکاران کرمانی، سرکار خانم هما مجدزاده (دبستانی) مسئول تیم پشتیبانی که با خودرو دوم در اطراف تپه گندم بریون مستقر شده بودند درخواست نمود که به اتفاق اعضاء این تیم آقایان بهزاد و پدرام بدخشان در کار تجسس و پژوهش به گروه تحقیقاتی مستقر در ارتفاعات گندم بریون بپیوندند.گروه پشتیبانی به صعود پرداخت و بعد از 50 دقیقه به فراز تپه گندم بریون رسید و به گروه قبل ملحق شدند. تمامی اعضاء تیم تحقیقاتی پس از استراحت کوتاهی به ادامه برنامه مطالعاتی خویش بر سطح فوقانی گندم بریون مشغول شدند.گندم بریون که جامعه محلی بیابان لوت آن را با نام "ریگ سوخته" نیز می شناشند در فاصله 80 کیلومتری شمال شهر شهداد واقع شده که با آخرین اندازه گیری توسط تیم پژوهش مشخص شد که مساحت آن حدود 200 کیلومتر مربع است. سطح گندم بریون پوشیده از سنگها و گدازه های بازالتی سیاهرنگ آتشفشانی است.به گفته برخی از زمین شناسان این سنگها از نوع آذرین بیرونی هستند. تقریباً به غیر از جناح شمالی این تپه، دور تا دور آنرا دیواره ای خاکی با ارتفاعات مختلف که بلندترین آن از 30 متر تجاوز نمیکند مانند قلعه  فرا گرفته است.سنگهای گدازه ای سیاهرنگ که ارتفاع برخی از آنان حدود چهار متر میباشد نیز تمامی سطح فوقانی دیواره های خاکی را پوشانده است. همزیستی خاک زرد رنگ پایه و سنگهای سیاه بازالتی، از جمله پدیده های بی نظیر در این مکان است که زیبایی زائد الوصفی به منطقه گندم بریون بخشیده است. ارتفاع 483 متری از سطح دریا و ریخت زمین شناسی (Morphology) منحصر بفرد تپه گندم بریون، این مکان را از دیگر مناطق ریگزار و پست پیرامونش متمایز کرده است.چنانچه از طریق تصاویر ماهواره ای به گندم بریون نگاه کنیم، این تپه مانند ملاقه ای است که دسته آن در سمت شمال قرار می گیرد. شایان ذکر است ناحیه شمالی گندم بریون با دشت های پیرامونش همسطح می شود و تنها خاک سیاه رنگش (گدار باروت) که مانند دسته ملاقه است موجب می شود که اشتباه کنیم و آنرا همسطح تپه گندم بریون تصور نماییم.
خاک و شن های سبک موجود در سطح گندم بریان که سطح وسیعی از آن پوشیده از سنگهای سیاه   گدازه ای است، وضعیت غریبی برای بیننده بوجود می آورد که ذهن آدمی با آن فضا کاملاً بیگانه است و همین موضوع باعث می شود که تصور نمائیم در مکانی بغیر از کره زمین قرار گرفته ایم.


تپه گندم بریون و دشت های پیرامونش از نظر زمین شناسی، بررسی پدیده های کویری، ریخت زمین شناسی و منظره یابی و جاذبه های ژئوتوریسم نیاز به بررسی و بازشناسی بیشتر دارد تا خلاء مطالعاتی در لوت مرکزی را به حداقل برساند.
-برخی بر این نکته تأکید دارند که گندم بریون پست ترین و گرم ترین نقطه زمین است، پیرو این اظهارات، مکرراً آقای دکتر کردوانی بیان نموده اند: " اثبات شده که گندم بریان در بیابان لوت با دمایی بیش از 67 درجه سانتیگراد در سایه، گرم ترین نقطه کره خاکی است." منطقه گندم بریان که در دشت لوت در 80 کیلومتری شهداد و در شرق رود بیرجند قرار گرفته، منطقه ای با پوشش آتشفشانی است و همین پوشش سیاه آتشفشانی موجب بالا رفتن شدید گرما در این منطقه می شود. همچنین گندم بریان پست ترین منطقه داخلی ایران است و این موضوع نیز از دیگر دلایل گرمای شدید آن است. دکتر کردوانی معتقد است در گندم بریان، در منطقه ای بطول 200 و عرض 150 کیلومتر، هیچ موجود زنده ای زندگی نمیکند و شرایط به گونه ای است که امکان زیست هیچ گیاه یا حیوانی وجود ندارد. گواه او بر این مدعا این است که در پژوهش های خود مشاهده کرده است که گاو و گوسفند مرده ای که توسط کامیونهای عبوری در گندم بریان رها بودند، تجزیه نشده و نگندیده بودند بلکه فقط در اثر حرارت خورشید خشک شده بودند و این موضوع نشان میدهد د راین منطقه حتی باکتری هم امکان حیات ندارد.اینچنین است که دکتر کردوانی معتقد است، کویر لوت، کره ماه زمین است (روزنامه شرق صفحه 16 شماره 122 یکشنبه 7 آذر 1389) :


براساس نظر دیگر دانشمندان گرمترین نقطه کویر لوت در کویرلوت جنوبی و غرب نصرت آباد است. در این خصوص استراتیل زاور (1975) استاد جغرافیای دانشگاه وین از جمله محققان خارجی است که در کویرلوت به دستاوردهایی رسیده است، 52 سال پیش پس از اندازه گیری دمای کویرلوت، چنین نتیجه می گیرد که گرمترین نقطه کویرلوت با 57 درجه بالای صفر در غرب نصرت آباد است.
د رکتاب بررسی اجمالی علوم طبیعی (لوت) نوشته تئودور مونو که با زحمات آقای دکتر فرج اله محمودی ترجمه شده است. مونو پس از تحقیقات خویش در کویرلوت که آقایان پروفسور احمد مستوفی و دکتر بلوچ ایشان را همراهی کرده اند، در صفحه 68 این گزارش، اظهارات زاور را در خصوص تعیین گرم ترین نقطه لوت، تایید می نماید. سازمان ناسا نیز در سال 2003 کوئین لند استرالیا با دمای 3/69 درجه سانتیگراد و در سال 2004، 65 کیلومتری غرب نصرت آباد با دمای 68 درجه سانتیگراد و در سال 2005، 75 کیلومتری غرب نصرت آباد با دمای 7/70 درجه سانتیگراد بعنوان گرمترین نقاط زمین معرفی میکند که هر دو نقطه در غرب نصرت آباد و در کویر ریگ یلان قرار گرفته است. فاصله هوایی این مناطق با محدوده گندم بریان در حدود 200 کیلومتر، یعنی تقریباً به اندازه  فاصله هوایی شهر تهران تا ساری است. لازم بذکر است، معیار اندازه گیری ناسا LST (Land Surface Temperature) است. LST میزان حرارتی است که از سطح زمین ساطع میشود و مشابه دمای پوست بدن است. بطور ساده تر، LST دمایی است که انسان با لمس سطح زمین احساس میکند. هر کسی که با پای برهنه بر روی ماسه های ساحل دریا و یا ریگزار راه رفته باشد تصدیق خواهد کرد که گرمای زمین بیش از دمای محیط است.
لذا براساس وضعیت موجود ، اظهار نظر قطعی در خصوص اینکه گندم بریون پست ترین و گرم ترین نقطه کره زمین و همچنین فاقد حیات است عاری از واقعیت موجود و فاقد استانداردهای علمی میباشد.


موقعیت جغرافیایی و ارتفاع تپه گندم بریون براساس اندازه گیری که در آذر ماه سالجاری توسط این گروه انجام پذیرفت،بدین شرح است. فراز شرقی این تپه 437 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در موقعیت جغرافیایی 31 درجه و 3 دقیقه و 59/59 ثانیه شمالی و 57 درجه و 45 دقیقه و 16/48 ثانیه شرقی است و همچنین در بلندترین نقطه شمال غرب این تپه با موقعیت جغرافیایی 31 درجه و 6 دقیقه و 38/51 ثانیه شمالی و 57 درجه و 35 دقیقه و 23/56 ثانیه شرقی دارای 483 متر ارتفاع از سطح دریا است. بنابراین گندم بریون پست ترین نقطه بیابان لوت نیست و در خصوص این ادعا که گرم ترین نقطه زمین است می بایست بررسی علمی و عملی دقیق تری انجام پذیرد.


لذا شایسته است برای تعیین صحت و سقم نظریه های مختلف و دستیابی به دقیق ترین اطلاعات علمی، با استفاده از تجهیزات و فن آوری های پیشرفته در خصوص تعیین گرم ترین نقطه کویرلوت، زمینه های تحقیقات علمی توسط نهادهای ملی، بین المللی و دولتی در لوت هموار شود و توسط کارشناسان و محققان ذیربط، پژوهش های علمی و عملی گسترده و ژرف تری انجام پذیرد تا با ارائه مطالعات علمی حاصل شده در این ناحیه ، دانشگاهیان، مردم و علاقه مندان به پدیده های طبیعی کشور از مواهب طبیعی بیابان لوت بیشتر مطلع شوند. بدیهی است در این صورت بستر مطالعات کاربردی در لوت و دیگر مناطق بیابانی کشور نیز فراهم می گردد.


-در این روز به دلیل فعالیت گسترده و استفاده بیشتر از زمان موجود، گروه موفق به صرف نهار نشد و در اوایل شب، تپه روحبخش گندم بریون، که برخی آن را "قلعه سیاه" گفتند را ترک کردیم و در کنار دیواره خاکی مسیلی که شرق آن را تپه ماسه ای احاطه کرده بود و حدود 8 متر از سطح کویر پایین تر بود، اتراق نمودیم تا کمتر در معرض بادهای شدید و سرد شبانه قرار بگیریم.
سردی استخوان سوز شب، جایگزین گرمای شدید روز گردید و آسمان ما را در سکوت سرد کویر به تماشای اخگرهایش دعودت کرد، ستاره های کویر درخشنده تر از هر جا، به زمین نزدیک شده بودند و به نظر میرسید آسمان سینه ریز ستارگانش را به گردن گندم بریون می آویخت.

گروه ما نام سمبلیک لوت را از قبل "پیاله تهی" گذاشته بود و از اینکه در این شب به ضیافت پیاله رفته بودند به خوابی فرحبخش فرو رفتند و خستگی روز گذشته را به دست رویا دادند. روز بعد قبل از طلوع آفتاب تمامی دوربین های گروه به سمت شرق بیابان لوت تنظیم شد و پس از دقایقی دیگر، عامل ثبت ریزش "شراب نور" در "پیاله تهی" شدند.پس از اتمام مستندسازی تصویری، برای پیدا نمودن ردی از حیات حدود پنجاه هکتار از اراضی دامنه شرقی گندم بریون را کاویدند، شعاع آفتاب بامدادی شن های سردِ شب زده کویر را گرم میکرد و ما را نیز به سوی انوار گرمش می کشاند. نور افقی آفتاب موجب میشد تا انواع سنگهای رنگارنگ آذرین پیش رو را درخشان کند و ما از میان چلچراغ های سطح کویر رد می شدیم. صرف صبحانه بهانه ای شد تا نسبت به تقسیم فعالیت تحقیقاتی در این روز و تبیین شرح وظایف گروه بپردازیم. پس از جمع کردن چادرها و کمپ شبانه به سمت توده ای از کلوت های سوزنی شکل در 6 کیلومتری جنوب شرق گندم بریون پیش رفتیم و ناچار بودیم از عرض تنگ دق نیز بگذریم.

مجموعه کلوت های مذکور که بر اثر فرسایش آب و باد بوجود آمده بودند با حدود دو هکتار مساحت،در میان دق های بی انتهایی قرار گرفته بودند. یکی از کلوت های منفرد سوزنی شکل این ناحیه، که ارتفاعش حدود 12 متر بود، آنرا از دیگر کلوت ها متمایز نموده و زیبایی بی نظیری به این منطقه بخشیده بود.گروه تصمیم گرفت به دلیل بزرگداشت فعالیتهای مؤثر و شخصیت گرانقدر همنورد هنرمند خویش، شادروان بابک دبستانی که در طریق معرفی کلوت های شهداد به جامعه علمی کشور و نیز تلاش برای پایش آنان سهم بسزایی داشت

دسته ها: ایرانگردی

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.