شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

راهنمای سفر به کنیا - قسمت دوم

راهنمای سفر به کنیا - قسمت دوم

قبيله ماسايي: ماسایی ها در منطقه‌اي واقع در جنوب کنيا ودرشکاف بزرگ دره ريفت ولي و شمال تانزانيا در منطقه اروشا بصورت غير متمرکز سکونت دارند. افراد قبيله ماسايي از کشور سودان مهاجرت و از طريق مرزهاي اتيوپي وارد کنيا شده اند. فعاليت اقتصادي آنها مراقبت و نگهداري از گله‌هاي گاو است. زبان ماسایی ها "ماآ" است. مهم ‌ترين ويژگي‌ اين قبيله تعلق خاطر آنان به حفظ سنت‌هاي اجداد و پيشينيان خويش است، از اين رو با وجود گسترش مظاهر جديد تمدني، ماسایی‌ها را ميتوان از معدود قبايل آفريقایی دانست که با سرسختي درصدد حفظ ارزش‌هاي بومی خود مي باشند و هنوز گروه‌هايي از آنان وجود دارند که خود را بطور کامل از تاثير و نفوذ تمدن جديد دور نگه داشته‌اند. در سرزمين ماسايی دام از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است و پايه و اساس فرهنگ آنها را تشکيل ميدهد. ماسایی‌ها از تمام فرآورههاي دامي خود استفاده ميکنند. آنها علاوه بر استفاده از شير، خون و گوشت دام‌ها از ادرار آنها در مقاصد پزشکي، از فضولات آنها براي پوشش دادن کلبه‌هاي خود، از شاخ آنها براي ساختن ظروف و وسايل، از سم آنها براي ساختن زيور آلاتي نظير انگشتر و از پوستشان براي پوشاک، کفش، سقف کلبه‌ها و طناب استفاده مي‌کنند.

 خداوند در قبيله ماسايي بنام enkai ناميده مي شود و او را بنام خداي اجدادشان مي نامند. جلوه‌هاي خداوند در باران تجلي می یابد چرا که براي احشام علوفه و براي مردم سعادت به ارمغان مي‌آورد. آنان در هنگام برگزاري مراسم دعا احشام را قرباني مي نمايند که حيوان قرباني و مکان ذبح ميبايست داراي مشخصاتي ويژه باشد. در مراسم قرباني 3 گاو در زير يک درخت خاص بصورت همزمان و سوي قبله که بسمت مشرق يعني طلوع خورشيد مي باشد ذبح ميشود. قسمت هايي از گاو ذبح شده بصورت نذري در اختيار ساير افراد و چربي هاي سينه توسط افراد ويژه اي و در ظروف خاصي سوزانده ميشود. پوست گاو قربانی خشک و از آن برای شرکت کنندگان مراسم انگشتر چرمي تهيه ميشود. مراسم دست جمعي ختنه پسران نوجوان 14 تا 16 ساله (اين مراسم قبل از اعزام جوانان بخدمت سربازی قبيله ماسايي و هر هفت سال يکبار برگزار ميشود و کليه افراد ملزم به شرکت در آن هستند) یا جشن تکليف پسرها در قبيله بزرگترين مراسم در نوع خود در ميان قبايل مختلف کنيا مي باشد. تمام كسانيكه ختنه ميشوند با يكديگر گروه سني مادام العمري را تشكيل ميدهند و نام جديدي بر خود ميگذارند. هنگام مراسم، داوطلبان در ابتدا در حالي كه گل سفيد بر خود پوشانده اند گرد هم مي آيند. هنگامي كه پوست ختنه گاه بريده ميشود خون آن در پوست گاو جمع شده، بر روي سر هر پسر قرار داده ميشود. چند هفته بعد، زمانيكه زخم اندامهاي جنسي آنان بهبود يافت، موي سرهايشان تراشيده و پسرها میتوانند جنگجو شوند. دختران مراسم خود را دارند كه درآن بخشي از اندام جنسي شان بريده يا سوراخ مي شود آنها سرهايشان را با برگهاي درختي مخصوص (نخل سرنوشت) تزيين ميكنند. وقتي كه زخمهاي دختران التيام يافت ميتوانند ازدواج كنند. تاكيد مهم بر جدايي از دوران كودكي و وارد شدن به دوره بزرگسالي است بريدن يا سوراخ كردن اندام جنسي و تراشيدن موي سر جدايي از يک مرتبه و ورود به مرتبه اي ديگر است. آغشتن صورت با گل سفيد، نماد تولدي تازه، شخصي تازه و مرتبه اجتماعي جديد است وقتي مراسم پايان مي يابد، مردان زندگي خود را به عنوان جنگجويانMoraniشروع ميكنند، جواناني كه با هم مشرف شده اند تا آخر عمر به گونه اي راز آميز و آييني به يكديگر وابسته مي شوند، درحقيقت آنان يك كالبد، يك گروه، يك جامعه و يك قوم هستند. همسر يك مرد بطور مساوي همسر مردان ديگر در همان گروه سني است. اين سطح عميقي از اظهار همبستگي گروهي است. پس از انجام مراسم ختنه طی مراسمی اردوگاهی براي سربازان جوان در نظر گرفته میشود. در اين مراسم يک فرد با تجربه بعنوان فرمانده جوانان در دوره سربازي منصوب ميشود. جنگجويان سلاحهاي خود شامل نيزه و تير و کمان را همواره در بهترين موقعيت نگاه مي‌دارند، جنگجويان تنها افرادي هستند که اجازه بلند کردن موهاي سر خود را داشته و پس از اينکه موهاي آنان به اندازه يک فوت رسيد اجازه بافتن آن را دارند. موهاي بافته جنگجويان هیبت مهيب و ترسناکي به آنان مي‌بخشد. در هنگام جنگ آنان ماسک‌هايي ساخته شده از چرم که پرهاي گوناگوني بر روي آن نصب شده است بر چهره ميزنند. اين ماسکها بگونه‌اي‌ است که وقتی آنرا بر چهره مي‌گذارند شخص از راه دور دو نفر به چشم مي‌آيد. اين امر در نبردها عامل مهمي براي تضعيف روحيه دشمن محسوب ميشود. اسلحه جنگجويان شامل سپر، نيزه‌، شمشير در غلاف و گرزی سنگين است. آنها پيش از حمله، پوست درخت خاصی را مي‌جوند که قدرت عجيبي به آنان مي‌بخشد. جنگجوي ماسایی هرگز پشت به دشمن نميکند. در جنگ‌های داخلي بين دهکده‌هاي ماسایی مردان روبروي يکديگر ایستاده و هيچيک بر نخواهند گشت مگر اينکه کشته و يا طرف مقابل را به قتل برسانند. هيچ ماسايي در نبردها فرار نمي نمايد و در حقيقت آنان هنگامي که عازم جنگ ميشوند خود را براي مرگ آماده مي‌سازند. پس از پايان جنگ نيمي از غنايم به رئيس قبيله و باقيمانده بين جنگجويان تقسيم ميشود و هر يک از آنان نيز سهم خود را به پدرش واگذار مينمايد. پس از هفت سال از ورود شخص به طبقه موراني ميتواند ازدواج نماید. به باور ماسایی خداوند تمامی گاوها را برای ماسایی ها آفریده و گله های گاو دنيا متعلق به آنان است. در هنگام جنگ، فرمانده اردوگاه از ميان سربازان حاضر جواناني که از قابليت مناسبتري در زمينه دوندگي و تيراندازي برخوردار هستند براي عمليات جهادي که شامل گاو دزدي ميشود انتخاب مي نمايد سپس قبل از اعزام سربازان، بزرگان قبيله براي آنان سخنرانی مينمايند و ماموريت سنگين و وظایفشان را خاطر نشان ميکنند. به اعتقاد ماسايي ها اگر کسي در هنگام گاو دزدي کشته شود اين شخص شهيد محسوب مي شود چرا که از حق خود دفاع نموده ولي اگر کسي در راه کشتن شير کشته شود قهرمان محسوب مي شود و قهرمان يک رتبه از شهيد پايين تر محسوب می شود چرا که از نظر ماسايي ها ازدياد احشام موجب افزايش ثروت در قبيله و شکار شير يک امر شخصي است، ماسايي ها به دو دلیل مبادرت به کشتن شير مي نمايند، اولی اينکه شيرها به گاوهاي آنان حمله نمايند و ديگري پس از اتمام دوره خدمت سربازي هفت ساله، رتبه هاي نظامي فارغ التحصيلان و کلاه هاي مخصوص اعطايي به آنان از پوست شير تهيه ميشود. کسیکه در عمليات گاو دزدي کشته شود در محل شهادت دفن و سايرین سهم شهيد از گاوهاي غنيمتي را به خانواده وي مسترد و به مادر او بعنوان زني که اينچنين فرزندی را تربيت نموده يک گاو جداگانه نيز تعلق ميگيرد. اگر جنگجو ناکام از دنيا رفته باشد برادر وي به نيابتش و از محل سهم او در خانواده ازدواج مجددي انجام و فرزندان حاصله براي يادآوري نام او در قبيله بنام شهيد نامگذاري ميشوند و فرزندان در نظر قبيله فرزندان شهدا محسوب و آنان و خانواده اشان مورد محبت و احترام قرار ميگيرند و کليه افراد قبيله ملزم به کمک به خانواده شهيد مي باشند. جنگحویان در هنگام بازگشت از عمليات گاو دزدي که همراه خواندن سرود است مورد استقبال با شکوه قرار ميگيرند و در پيش پاي آنان قرباني انجام ميپذیرد ضمنا مشابه همين مراسم در ابعادي کوچکتر براي قهرماناني که شير را شکار نموده اند برگزار مي شود. سربازان پس از پايان دوره سربازي ازدواج که اين امر و انتخاب همسر در اختيار والدين است.

 در فرهنگ ماسايي فردي بنام oloiboni است که بدليل دارا بودن قدرت روحي قادر به پيش گويي اتفاقات آينده مي باشد. آلوبون در جامعه ماسايي يک رهبر روحاني و در مراسم عبادي داراي موقعيت منحصر بفرد و از روابط سياسي با جنگجويان قبيله برخوردار است. زماني که جنگجويان عازم نبرد با قبايل همجوار و يا تاخت و تاز به رمه‌هاي گاو مي‌باشند نزد وي آمده و خواستار طلسم پيروزي ميشوند. از وظايف مهم آلوبون‌ها دعا و نيايش جهت نزول باران براي مردم ماسايي است.

 همه اسامي آفريقايي داراي معني هستند لذا نامگذاري كودكان، مناسبت با اهميتي است كه اغلب در بسياري از جوامع با جشن و سرور برگزار ميشود، بعضي از اسامي ممكن است بيانگر زمان تولد كودك باشند، اگر تولد هنگام نزول باران باشد به كودك نامي را ميدهند كه معني باران، باراني يا آب است. اگر مادر در سفر باشد، كودك مسافر، غريبه يا سرگردان ناميده شود. اگر زمان تولد مصادف با هجوم ملخ ها باشد او را ملخ، خشكسالي يا درد می نامند. مراسم نامگذاري کودک در قبيله ماسايي entomono نام دارد. نامهاي ديگري كه به كودكان داده ميشود ممكن است از مردگان زنده اي باشد كه تصور ميرود تا حدي در كودك تجسم پيدا كرده اند، بخصوص اگر اعضاي خانواده برخي ويژگيهاي مشترك را ميان كودك و يكي از مردگان زنده مشاهده كنند. زماني كه بچه در حال گريه است نامي بر او گذاشته ميشود طي اين دوره، نامهاي متفاوتي از مردگان خوانده مي شود، اگر با اسم خاصي گريه كودك متوقف شد، کودک نام را به خود ميگيرد. زن ماسایی تا زماني که ازدواج نکرده بنام مادرش خوانده ميشود و پس از ازدواج همسر وي نام ديگري به او ميدهد و اين نام تا هنگامي که بچه‌اي بدنيا نياورده به او اطلاق میشود. پس از بچه ‌دار شدن، زن بنام بچه اش خوانده ميشود و از زمانیکه از نعمت بچه دار شدن محروم ميشود تا پايان عمر به اسم شوهر خود ناميده ميشود. بچه‌هاي کوچکتر خانواده داراي هيچ رابطه اسمي با والدين خود نيستند و بعد از ازدواج نام خود را تغيير ميدهند. مردها نيز نام خود را پس از ازدواج تغيير ولی هرگز نبايد به اسم مادر خود خوانده شوند. زماني که مردي توسط رئيس قبيله فراخوانده شود و يا درباره او صحبت ميشود بايد به نام پدرش ياد شود و نام خودش تنها زماني که با مادرش صحبت مي‌کند بکار مي‌رود.

 ماساييها بسيار با وقار جلوه مينمايند و معمولا ً‌با صداي آهسته و بدون استفاده از حرکات دست و سر حرف ميزنند. زماني که روسای قبيله سخنراني ميکنند، ‌افراد چماقي را در دست گرفته و با بکار بردن آن صحبت‌هاي فرد سخنران را مورد تأييد قرار ميدهند. بالا بردن عصا به معناي تأييد و پرتاب آن به مفهوم عدم تأييد مطلب خاصي می باشد. اجتماع ماسایی ها بطور چشمگيري از مساوات و برابري برخوردار است. از اين رو هيچگاه فردي به عنوان برده در اين قبيله نگهداري نمیشده و در زمان تجارت برده داري نيز آنها با مبارزه خود هرگز اجازه اسارت افراد قبيله اشان را به سوداگران اين امر ندادند. دختران ماسایی پيش از ازدواج بيشتر وقت خود را به رقص، آواز و گشت و گذار دست جمعي مي‌گذرانند. پس از ازدواج و شروع زندگي زناشويي فعاليت اصلي زنان امور خانه داري است. بعد از بدنيا آوردن بچه کار واقعي آنها که شامل ساختن خانه‌هاي دهکده، جمع کردن هيزم، بچه داري، تهيه آب و غيره است آغاز ميشود. زماني که مرد ماسایی تصميم به ازدواج ميگيرد زن مورد نظر را انتخاب و خانواده وي پس از صحبت با پدر دختر، چند گاو بعنوان مهريه به او ميدهند. با اين وجود اگر دختر از ازدواج با مرد امتناع کند والدين نمي‌توانند او را بزور وادار به اين کار کنند. مراسم ازدواج ماسایی‌ها با تشريفات خاصي انجام ميشود. داماد لباس بلندي که از پوست گوسفند تهيه و در وسط و کناره هاي آن نقاشي پيچيدار و دانه‌هاي زيباي مرواريد توسط مادر دختر و زنان فاميل دوخته شده است بر تن ميکند. عروس نيز تعداد زيادي گردنبند مرواريد به گردن مي‌آويزد که تا پايين زانوها آويخته است. خانواده هاي ثروتمند سيم‌هاي مسي را خريداري و آنها را به نحوي بر ساق پاي داماد مي‌پيچند که گويي جوراب ساق بلند پوشيده است. مراسم اصلي ازدواج مختصر و ساده است، زوجین را با شير شستشو و مقداري علف سبز بر کفش‌ها و لباسشان گره مي زنند، پس از نوشيدن شراب عسل، پدر عروس و دوستان همسن و سال، سعادت را براي زوج جوان آرزو و آنها را در حجله تنها ميگذارند. تعدد زوجات و نوعي قرض دادن همسران در ميان گروههاي سني همسان در قبيله امري رايج است. در هنگام ورود ميهمان از گروه همسن براي ماسايي، ميتواند ميهمان را در کلبه يکي از همسران خود جاي دهد در اين وضعيت ميزبان حق تجسس از خانه همسر خود را نداشته و در صورت رضايت زن، ميتواند با ميهمان همخوابي داشته باشد. در اين مسئله، رابطه جنسي بعنوان نمايش مهمان نوازي بكار ميرود، به اين معني كه زماني كه مردي به جايي ميرود رسم است كه ميزبان زنش (دختر يا خواهر) را در اختيار ميهمان قرار دهد. در جامعه ماسايي برادران حقوق جنسي نسبت به همسران برادان خود دارند. يك شخص صدها برادر دارد كه همسر آنان بالقوه همسر او نيز به حساب مي آيند در جايي كه نظام گروه سني مانند قوم ماسايي بسيار جدي گرفته ميشود، اعضاي يك گروه كه به پيمان گروه وارد شده اند ميتوانند با همسران ديگر اعضاي گروه روابط جنسي داشته باشند. در مواردي كه شوهر تحت شرايطي مجبور به زندگي دور از همسر خود است مثلا در زماني که شوهر براي چوپاني ماه ها مجبور به ترک منزل در جستجوي آب و علف براي دام هاي خود است هم سلكان در تشرف با پذيرش ضمني جامعه، ترتيبي ميدهند كه يك دوست (طبيعتاً خويشاوند برادر) نياز جنسي همسر او را ارضا و تا حدودي او را بارو كند و بچه هاي پدر غايب را پرورش دهد. ترتيبات مشابهي درمورد شوهري كه نازا است بكار ميرود. در سال 2004 بعلت شيوع بيماري ايدز، رهبران قبيله خواستار تغيير اين سنت قديمي ليبرال شدند. ماسایی ها علاقه‌اي به شکار ندارند و صرفاً از گوشت احشام خود و خون آنها و شير گاو و بز تغذيه ميکنند. پوست گاو ميش مورد علاقه ماسایی‌ها و يکی از افتخارات آنها اين است که سپري با پوست اين حيوان در دست بگيرند. ماسايي ها به گونه اي خانه هاي خود را از گل مي سازند که گنجايش چهار تا هشت خانوار را داشته باشد. آنها اطراف خانه را با بوته هاي خار دار احاطه مي کنند. اين خانه ها بوسيله زنان ساخته ميشوند. 

قبايل برانا و گابرا: borana & gabbra دو قبيله دامدار و شبيه يکديگر هستند که در منطقه شمالشرقي کنيا زندگي و مشابهت بسياري با سومالياييها دارند. این قبايل از کشور اتيوپي به کنيا مهاجرت نموده و ريشه آنان متعلق به قبيله oromo در اتيوپي مي باشد. آنان معتقد هستند که خداوند در گذشته در کنار آنان بوده و اسباب راحتي و آسايش اشان را فراهم مي نموده است ولي بدلیل درگيري دو قبيله خداوند از آنها رنجيده و بدينترتيب از آنها دور شده است. برانا و گابرا تمامي مشگلات از جمله فقر، عدم بارش باران و غيره را ناشي از ناخرسندی پروردگار از اعمال و رفتار اين دو قوم از جمله بروز جنگ ميان آنان ميدانند و در دعا همواره براي وحدت و همبستگي دعا ميکنند. مراسم دعا در بالاي کوه و برخي اوقات در زير درخت مراد و درحاليکه دانه هاي قهوه را همچون اسفند دود ميکنند برگزار میشود، در اين مراسم حيوانات اهلی را قرباني و کفاره ميدهند. مراسم نماز اين دو قبيله که توسط رهبران روحاني در کنار رودخانه اي در مرز ميان کنيا و اتيوپي برگزار ميشود کالو qaalluu نام دارد. قبايل برانا و گابرا مراسم حج خود را در همين مکان يعني نزديکي رودخانه بجا مي آورند. مشروعيت سياستمداران و کسانيکه بدنبال قدرت مي باشند از سوي رهبران روحانی تاييد و واگذار مي شود بدينترتيب که به آنان مجوز ورود به اين حوزه را داده و برايشان دعا مي نمايند. مفهوم تقدير و سرنوشت در انديشه اين دو قبيله آيانا ayyaana نام دارد. انسانها از بدو تولد تا لحظه مرگ سرنوشت و تقدير غير قابل تغييري که در دست خداوند مي باشد دارند. از نظر آنان افراد پس از مرگ به اجداد خود در بهشت مي پيوندند ، آنان بهشت را مکاني بسيار سر سبز توصيف نموده که گاوهاي بسيار فربه و شيرده در آن وجود دارد (چون دامدار هستند چنين تصوري از بهشت دارند و قبيله دامدار ديگر يعني ماسايي تمامي گاوهاي عالم را متعلق بخود ميدانند). اين دو قبيله رسمي بنام آکابا aqaba دارند. آنان معتقد مي باشند که امور آنان براي هر سال مشخص ميباشد و در اين راستا وقت و امور خود را تنظيم مي نمايند و اداره امور سياسي و تصميم گيري را در قبيله بصورتي کاملا دمکراتيک از نسلي به نسل ديگر مي سپارند بدينترتيب که در يک دوره چهل ساله نسل جديد بايد کليه مسئوليت هاي قبيله را بر عهده بگيرد. آکابا براي يکسال اجراي امور است و تمامی مسئوليتها بين افراد دست بدست ميشود بنحویکه امکان سپردن مجدد مسئوليت قبلي به متصديان وجود ندارد ولي افراد مجددا ميتوانند پست هايي که قبلا بر عهده نداشته اند عهده دار شوند و اتوماتيک وار هر ساله مسئولين استعفا و نفرات جديد بر سر کار مي آيند و ممکن است که با انتخاب مردم قبيله مقام ديگري به آنان به غير از پست قبلي واگذار شود. پس از هشت دوره پنج ساله نيز نسل جديد مي بايد کليه امور را از نسل قديم تحويل و پس از چهل سال به نسل پس از خود تحويل نمايند. البته پريود فوق فقط شامل ریاست قبیله و رهبران روحاني و معنوي نمي باشد. 

قبيله لوو: نام ديگر اين قبيله کاويروند است. مردم آن در سرزمينهاي هموار در مجاورت درياچه ويکتوريا در غرب کنيا و عمدتاً در شهرهایی چون کيسومو، هوماباي و سيايا زندگی میکنند. اين قبيله از نظر جمعیتی سومین قبیله کنیا و از نظر قدرت سياسي، دومين قبيله بعد از قبيله کيکويو است. لوو اساساً يک قبيله ماهیگیر است که به کشاورزی نيز بصورت محدود اشتغال دارد. افراد آن بعضاً به عنوان کارگران کارگر ساده شهري در خارج از موطن خويش و در سراسر کنيا يافت ميشوند. هر طايفه از طوايف لوو بطور سنتي خود مختار است که بوسيله يک شوراي حکومتي موروثي اداره ميشود. مردم اين قبيله به يک قدرت عاليه اعتقاد داشتند که آن را "سي يا سايي" مي ناميدند اما امروزه غالب آنها از دين مسيحيت پيروي ميکنند.مردم قبيله لوو مراسم ويژه اي براي دفن اموات خود بنام teroburu دارند. کسی که مي ميرد بايد در زادگاهش دفن شود، در مراسم ترحیم رقص ویژه ای در حاليکه رقاصان پوست حيوانات را بر تن نموده اند برگزار و کساني که در مرگ درگذشته نقش داشته اند مورد نفرين و لعن قرار می گیرند. بر اساس سنت قبيله پس از مرگ شوهر، همسر داراى هيچگونه حقوقى نسبت به اموال، بچه ها و حتى تعيين محل دفن همسر خود نيست و اين خانواده شوهر است كه در اين خصوص تصميم و از ارث برخوردار می شوند، همسر متوفى نيز به تملك برادر شوهر خود در می آيد. لوو در گذشته پس از کيکويو پر جمعيت ترين قبيله در کنيا بود ولي بعلت مرگ و مير بالاي ناشي از بيماري ايدز ، پس از قبايل کيکويو و لويا در رتبه سوم جمعيتي در کشور قرار دارد. 

تمدن سواحلي: مردم سواحلي که در امتداد سواحل اقيانوس هند در حاشيه کشورهاي کنيا و تانزانيا زندگي مي نمايند داراي تمدني کهن و متاثر از فرهنگ و تمدن اسلامي هستند. سواحل کنيا از صده های اولیه اسلام داراي فرهنگ و تمدن درخشاني بوده که در اين ميان تمدن لامو به قرن دهم ميلادى باز مى گردد و خصوصيات آن از ديگر تمدن هاى سواحلي متفاوت و ويژگى هاى خاص خود را دارا است. لامو قديمى ترين شهر در شرق آفريقا مى باشد. بنا هاى اين شهر ساده و ساختمانهاى آن از سنگ، چوب درختان و گل بنا گرديده ولى درب خانه ها با طرح هاى قديمى بسيار زيبا و از چوب ساخته شده است. اين شهر از قرن 19 ميلادى به اين سو ميزبان تمامى جشن هاى اسلامى همچون ميلادالنبى میباشد و مركز علوم اسلامى و تمدن مردم سواحل است. مردم شهر براى حفظ ساختار شهر بشكل سنتى و قديمى آن بسيار كوشا مى باشند و بر اساس قانون محافظت از آثار تاريخى مصوب 1983، دولت، مردم و موزه ملى كنيا براى حفظ آثار قديمى شهر مشتركاً همكارى مى نمايند و دولت كنيا بر مسئله ساخت و سازهاى جديد در لامو كاملاً نظارت دارد. بر اساس اعلام يونسكو لامو قديمى ترين شهر جهان است كه بافت قديمى آن تاكنون حفظ شده است (در لامو هیچ وسیله نقلیه ای وجود ندارد). ساكنان لامو شامل تمامى نژادها و تبارهاى مختلف سواحلى، عرب، ايرانى، آفريقايى و غيره است که اين مسئله در موزه شهر منعكس مى باشد. جزیره لامو داراى 75000 نفر جمعيت است. عليرغم اينكه حتى در گذشته هاى بسيار نزديك اكثريت ساكنين لامو را مسلمانان تشكيل میدادند ولى در حال حاضر درصد قابل توجه اى از ساكنين شهر از مسيحيان هستند و در حاليكه تا قبل از 1999 كليسايى در لامو وجود نداشت در حال حاضر 5 كليسا در اين جزيره احداث شده است.

 سینما: در كنيا 16 سينما وجود دارد كه يازده تاى آن در نايروبى، سه سينما در مومباسا، يك سينما در ناكورو و يك سينما در كيسومو است. بازار سينماى كنيا در اختيار كمپانى هاى فوكس، مترو و كازينو كه متعلق به شركت هاى آمريكايى و اروپايى است میباشد. در كنیا جشنواره فيلم هاى بين المللى بندرت برگزار میشود. فستيوال فيلم هاي اروپايي ساليانه در نهم ماه می "روز اروپا" در نایروبی برگزار میشود. هر ساله هفته فيلم کنيا که اختصاص به ارائه آثار توليدي در اين کشور را دارد به نام" آفريقا ساين ويك Africa cine week"در محل رايزنى فرهنگى فرانسه برگزار ميشود.

 تلويزيون: در کنیا 8 كانال تلويزيونى قابل دريافت است، شبکه KBC که میتوان آنرا رادیو و تلویزیون کنیا نامید با حمايت دولت اداره مي شود و برنامه هاى آن به زبانهاى سواحيلى و انگليسى است.شبكه KTNمتعلق به بخش خصوصى و گروه رسانه اى ايست آفريكن استاندارد است. کی تی ان از طريق ماهواره قابل دريافت و تنها شبکه بين المللي کنيا مي باشد. شبكه NAITION متعلق به بخش خصوصى است. نيشن از جنبه اطلاع رساني بسيار تخصصي و قوي است و اخبار محلى و بين المللى را در حد مطلوب تحت پوشش قرار مى دهد.شبكه METRO متعلق به بخش خصوصى است كه تنها به پخش فيلم هاى سينمايى و برنامه هاى تفريحى در نايروبى و اطراف آن مى پردازد.شبكه CITIZEN متعلق به بخش خصوصى است. برنامه هاى اين شبكه به زبانهاى سواحيلى و انگليسى مي باشد.شبكه STV متعلق به کشورهاي آفريقاي جنوبي و انگلستان مي باشد و برنامه هاي آن برای تمام كشورهاى قاره آفريقا است. برنامه هاى اين شبكه اختصاص به پخش شبكه خبرى SKY NEWS انگلستان دارد.شبكه FAMILY TV كه مختص برنامه هاى تبليغى مسيحى است و برنامه هاى آن ويژه كشورهاى حوزه شرق آفريقا میباشد. اين شبكه وابسته به كليساهای آمريكايي بوده و اخبار جهان مسيحيت را بصورت گسترده اي پوشش مي دهد.شبكه TV EAST AFRICA كه به كانال 5 معروف است و برنامه هاى آن در تانزانيا تهيه و پخش میشود و در منطقه شرق آفريقا قابل دريافت است. اين شبكه به پخش موزيك اختصاص دارد.ضمنا كانال ماهواره اى DSTV با یکصد کانال بمركزیت آفريقاى جنوبى با پرداخت هزينه اشتراک قابل دريافت مى باشد.. شبكه ماهواره اى عرب سايت و برخى كانال هاى هندى نيز با در اختيار داشتن تجهيزات ماهواره بدون پرداخت هزينه اشتراك قابل دريافت است.; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin;" lang="AR-SA">متعلق به بخش خصوصى است. برنامه هاى اين شبكه به زبانهاى سواحيلى و انگليسى مي باشد.شبكه STV متعلق به کشورهاي آفريقاي جنوبي و انگلستان مي باشد و برنامه هاي آن برای تمام كشورهاى قاره آفريقا است. برنامه هاى اين شبكه اختصاص به پخش شبكه خبرى SKY NEWS انگلستان دارد.شبكه FAMILY TV كه مختص برنامه هاى تبليغى مسيحى است و برنامه هاى آن ويژه كشورهاى حوزه شرق آفريقا میباشد. اين شبكه وابسته به كليساهای آمريكايي بوده و اخبار جهان مسيحيت را بصورت گسترده اي پوشش مي دهد.شبكه TV EAST AFRICA كه به كانال 5 معروف است و برنامه هاى آن در تانزانيا تهيه و پخش میشود و در منطقه شرق آفريقا قابل دريافت است. اين شبكه به پخش موزيك اختصاص دارد.ضمنا كانال ماهواره اى DSTV با یکصد کانال بمركزیت آفريقاى جنوبى با پرداخت هزينه اشتراک قابل دريافت مى باشد.. شبكه ماهواره اى عرب سايت و برخى كانال هاى هندى نيز با در اختيار داشتن تجهيزات ماهواره بدون پرداخت هزينه اشتراك قابل دريافت است. 

مطبوعات: مطبوعات كنيا، تخصصى، انتقادى و از نظر اطلاع رسانى و آزادى قلم از وضعيت مناسبى برخوردار است. اولين روزنامه کشور استاندارد است که کار خود را از سال 1902 آغاز نمود. در كنيا 5 روزنامه منتشر مى شود كه در اين ميان Kenya Times وابسته به دولت و مطالب آن اختصاص به انتشار ديدگاههای دولت دارد، گروه رسانه اى نيشن داراى دو روزنامه Daily Nation به زبان انگليسى و روزنامه Taifa Leo به زبان سواحيلى است. تايفا تنها روزنامه بزبان سواحيلى می باشد. سطح كمى و كيفى نیشن مطلوب و گستره توزيع آن كشورهاى حوزه شرق آفريقا می باشد. روزنامه Standard بيش از يكصد سال است كه كار مطبوعاتى مى نمايد و از نظر تعداد خوانندگان در رتبه دوم قرار دارد. روزنامه People Daily نیز در سال 1990 تاسيس شده است.چندين هفته نامه انگليسى زبان از جمله Independent، Citizen و  Patriot نیز در نایروبی و Costweek در مومباسا منتشر میشود. مجلات سياسي اجتماعي dram، مجله فرهنگی Quest که در خصوص نحوه زندگي مردم کنيا و هنر و لباس در اين کشور است. فصل نامه Phat که در خصوص هنر موسيقي در کنيا و اخبار مربوط به آن مي باشد و سه مجله تخصصى در خصوص صنعت جهانگردى بنام East Africa Wildlife که به زندگى حيوانات در شرق آفريقا پرداخته و Travel News در خصوص هتل ها، مراكز خريد و تفريحگاهها و Eco Forum که ضمن پرداختن به آمارهاى مراكز جهانگردى سعى در بومى سازى صنعت توريست دارد منتشر میشوند. 

ورزش: کنیا با کسب 15 مدال در المپیک 2008 پکن موفقترین عملکرد را در میان کشورهای آفریقایی در المپیک داشته است. کنيا از دوندگان استقامت و نیمه استقامت بسيار خوبي در سطح جهانی برخوردار است، فوتبال نيز طرفداران بسياري در کشور دارد. کنيا در زمينه بوکس قهرمان قاره و واليبال زنان اين کشور جزو بهترين های جهان است. جامعه ورزش در كنيا از مشكلات ساختارى و بوركراتيك در رنج است و دامنه اختلافات در ميان مسئولين ورزش بسيار زياد است. امكانات ورزشى بسيار محدود و جوابگوى نيازهاى اكثريت جوان كشور نيست. ضمنا به وضعيت قهرمانان پس از كسب موفقيت هاى بين المللى رسيدگى نمى شود که اين امر باعث سرخوردگى و نااميدى ورزشكاران در كشور شده است. از معضلات ورزش دو ميدانى كنيا خريد اين ورزشكاران توسط كشورهاى ديگر که برده داري عضله نام گرفته است مي باشد. 

موسيقى و هنرهاى نمايشى: رقص، موسيقى و نمايشهاى اجتماعى بخشى از زندگى مردم قبايل بوده و از این طريق ارزشها و باورهاى قومى از نسلى به نسل ديگر منتقل مى شود. اين نمايشها در هنگام تولد، مرگ، ازدواج و كاشت و برداشت محصول اجرا و افراد هر جامعه احترام خود را نسبت به خداوند و ارواح درگذشتگان ابراز می نمایند. جشنها و مراسم سنتى كه در اوقات معينى در سال و در زمان رويدادهاى مهم از قبيل مرگ، تولد، ازدواج، سيل و خشكسالى برگزار مى شود علاوه بر اينكه مردم را شاد و اميد به زندگى را در آنان افزايش میدهد در تسكين آلام و رنجها نقش موثرى دارد. موسيقي و رقص که معمولاٌ با آوازهايي همراه است، قسمتي از زندگي و فعاليتهاي روزانه آفريقاييان را به خود اختصاص داده و اين بخشي از يک پديده اجتماعي مهم است، موسيقي نژادها و گروههاي مردم کنيا از قبيله اي به قبيله ديگر متفاوت است. اين تفاوت بويژه در هنگام استفاده از طبل که مهمترين آلت موسيقي بانتوهاست مشهود است. نواختن طبل به دو صورت انفرادي و دسته جمعي است که در هر دو حالت ضرب آهنگ و لحن صدا که با ضربه هاي تکنيکي و بکارگيري طبلهاي گوناگون مشخص ميشود مورد توجه قرار ميگيرد. ساير آلات موسيقي قبايل عبارت از زيلوفون (نوعي سنتور)،‌ انواع ناقوس، شاخ گاو که از آن براي تولي اصوات استفاده مي شود، تار و زنگ و زنگوله که معمولا در پا نصب ميشود است و سازهاي بادي و سيمي کمتر مورد استفاده قرار ميگيرد. 

در بررسي موسيقي کنيا با 4 نوع موسيقي سنتي قبايل، موسیقی اديان، سرودهاي ملي و موسیقی معاصر مواجه هستيم. هر قبيله موسیقی خاص خود را دارد که در جشن ها و مناسبت هاي مختلف انواع موزيک هاي ويژه نواخته مي شود. کشاورزان در هنگام کار براي رفع خستگي، دامداران در زمان چرای دام ها، زنان در زمان دوشاندن شير احشام، شکارچيان در هنگام عزيمت براي شکار و جنگجويان در هنگام عزيمت براي نبرد هر کدام سرودهاي ويژه اي دارند. کليساهاي مختلف هر يک روشهاي متفاوتی از موسيقي را ارائه مي کنند که نقش بسيار مهمي در برنامه هاي عبادي کليساها دارند. بيشتر کليساهاي کنيا در ساخت سرود از روشهاي بومي و محلي سود مي جويند و فقط کلسياي پروتستان Anglican از موسيقي غربي پيروي ميکند. مسلمانان در مراسم ميلادالنبي قصيده ميخوانند و در برخي موارد به روش سنتي سواحل طبل در مراسم آنان نواخته ميشود. در ارائه سرودهای ملي تمامي قبايل مشارکت دارند و انواع آن به زبان هاي گوناگون تهيه و اجرا ميشود، در اين زمينه پليس کنيا داراي چند گروه موزيک است که در جشن هاي ملي برنامه هاي خود را ارائه مينمايند. در زمينه موسيقي معاصر کنيايي ها از شهرت جهاني برخوردار نيستند و در اين زمينه از کشورهاي منطقه شرق آفريفا نیز عقب تر مي باشند، البته قبايل کيکويو، لوو و هنرمندان منطقه سواحل کارهاي هنري خود را در خارج از کشور ارائه نموده اند. تنها هنرمند موسيقي کنيا که داراي شهرت جهاني است آقاي Fadhili Williams از منطقه سواحل است که آهنگ معروف ايشان بنام Malaika (فرشتگان شما را دوست دارند) به زبان سواحيلي تهيه و اجرا شده است. توجه رسانه ها و جوانان به موزيكهاى غربى، موزيك به زبان سواحيلى و موزيكهاى رپ جامائيكايى و موسيقى لينگالا كه مخصوص مردم كنگو است میباشد و توجه كمى به موسيقى سنتى كنيا مي شود و غير از بازديد مقامات سياسى كشور از مناطق مختلف كه در مراسم استقبال برنامه رقص هاى سنتى و موزيك قبايل اجرا میشود و جشنواره ساليانه موسيقى در كنيا، موسيقى سنتى كمتر به نمايش گذاشته میشود. 

در ميان كشورهاى شرق آفريقا سى دى هاى موسيقى صوتى و تصويرى كه به زبان سواحيلى ارائه میشود داراى فروش بالاترى نسبت به زبان هاى ديگر است. موزيك كنيايى سواحيلى تقليدى از موزيك رپ جامائيكايى است و بيشتر آثار با اين شيوه ارائه مى شود كه مورد علاقه و توجه مردم مى باشد. از خوانندگان مشهور سواحيلى آقايان به به كول و سايدت كرولى خواننده مسلمان كنيايى كه در تمام شرق آفريقا برنامه اجرا نموده است هستند.

 در نايروبى تئاتر ملي كنيا، تئاتر فونيكس و چند نمايشخانه كوچك و انجمن فرهنگى فرانسه در برگزارى برنامه هاى تئاتر سنتى فعال هستند. تئاترهاى سنتى كنيا بر اساس داستانهاى عاميانه بوده و عقايد ارزشها و سنت هاى قبايل را بازگو میكنند. تئاتر اگر چه يكى از هنرهايى است كه از غرب وارد كنيا شده ولی بدليل اينكه توانسته خود را با برخى مظاهر فرهنگى و سنتى هماهنگ نمايد از اينرو رواج و تاثير بيشترى نسبت به ديگر هنرهاى رايج از قبيل سينما و غيره داشته است. تئاتر در كنيا از يك زمينه سنتى و تاريخى برخوردار است و بهمين دليل در نزد روشنفكران و عوام بسيار ارزشمند میباشد و بهتر مى توانند با اين پديده ارتباط برقرار كنند و مفهوم مورد نظر مجرى و كارگردان را دريابند. در زبان سواحيلى به تئاتر اكوى، مچزا و يا موى گزرا میگويند كه به معنى محل نمايش و بازى است. تئاتر سنتى در كنيا در مناطق روستايى و قبيله اى هميشه اجرا و نقّال با كمك طبل و ديگر ادوات محلى از زبان حيوانات هر منطقه مسائل اخلاقى و شيوه زندگى آباء و اجدادى را از نسلى به نسل ديگر منتقل مى كند. در واقع از طريق اجراى نمايش، ارزشها و اصول هر قبيله به مردم و به ويژه جوانان و نوجوانان يادآورى میشود. حتى بسيارى از پيوندهاى زناشويى نيز در خلال همين نمايشات بويژه پس از فصل برداشت برقرار میشود. در بخش تئاتر حرفه اى در كنيا كه يك هنر ملى و همگانى بشمار مى آيد هنرمندان كنيايى حرف هاى زيادى براى گفتن دارند، ويژگى مهم تئاتر حرفه اى در كنيا سياسى بودن آن است.همچنين همه ساله فستيوال تئاتر مدارس و دانشگاههاى كنيا در ماه هاى مارچ و اپريل باشكوه و توجه خاصى برگزار میشود.

 هنر و معماري: مصنوعات هنرمندان کنيايي داراي جلوه هاي هنري است. چنانچه آويزها شامل گردنبند، گوشواره، دستبند و پابندهاي ساخت قبيله ماسايي داراي رمز و راز بسياري بوده و بر اساس انديشه اين قبيله علائمي را به بيننده منتقل مينمايد، بطوريکه با شناخت علامت ها شما مي توانيد تشخيص دهيد که استفاده کننده آنها بيوه، مجرد، متاهل و غيره است. صنايع دستي آفريقاييها در بر گيرنده زيورآلات، ابزارهاي چوبي، مجسمه ها، سپرها و صورتکهاي گوناگون است که براي منظورهاي مختلف ساخته مي شوند. صنايع دستي چوبي کنيا در ميان جهانگردان خارجي از بازار مناسبي برخوردار است. به سازندگان اين آثار در کنيا Juakale Gollery For Contemporary East Aafrican Art است که بيشتر براي تشويق هنرمندان کنيايي داير شده است. هنر ساکنان منطقه ساحلي در طي سالیان متمادي تحت تاثير هنر اعراب قرار گرفته و نفوذ فرهنگ اسلامي در آنها آشکار است. درب هاي خانه هاي ساخت مناطق سواحل پر از علائم هنري است. کارهاي هنری سواحل شامل نقره کاري، کنده کاري اشکال هندسي منظم، نوشته هاي عربي و گلهاي درهم آميخته حک شده که جلوه خاصي به آنها مي بخشد است. در شهر لامو و ديگر شهرهاي ساحلي ديوارهاي داخلي و سقفهاي بعضي از خانه ها با آويزهاي هندسي چشمگيري تزيين ميشوند. در اين شهر صندليهاي آبنوسي ساخته ميشود که آنها را با استخوان و عاج منبت کاري ميکنند. کشتيهاي بادباني يکي ديگر از صنايع دستي مردم اين شهر است. اين کشتيها که به دهو معروفند قايق هاي بادباني ساخته شده از چوب هستند که دماغه هاي آنها را بشکل ماهرانه اي تزيين ميکنند. هنچنين در منطقه جيرياما مجسمه هايي ساخته مي شود که داراي تنه اي بزرگ هستند. برخي از قبايل از نقشهاي ديواري روي ديوارهاي گلي خانه ها به عنوان دکور استفاده مي کنند و ظروف سفالي آنها نيز معمولاً داراي طرحهايي ساده است. لومباها در ساختن چهار پايه هاي چوبي مهارت دارند. ساختن انواع سپرها و تزيين آنها با رنگهاي مخصوص در ميان کيکويوها و ماسايي ها رواج دارد. برخي از استادکاران با استفاده از مرواريد و سيمهاي برنجي يا آهني، زيور آلاتي را در طرحها و با ترکيبات رنگي متفاوت ميسازند. مجسمه سازي معاصر در کنيا از اوايل قرن بيستم و در مقياس محدودي آغاز شد. کارهاي استثنايي در اين زمينه را کامباها انجام داده اند. موتيسيا مونگي اولين مجسمه ساز زبردست از قبيله کامبا بود که سبکهاي جديدي از ساخت صنايع دستي در مقياس وسيع تري را براي فروش به توريستها عرضه کرد. در حال حاضر تلاش هايي وجود دارد كه هنر را در غالب هويت آفريقايي، ميراث فرهنگي سياهان و تجديد موسيقي سنتي، رقص و داستان هاي مردمي ارائه دهد در عين حال هنرمندان آفريقايي آگاهانه تلاش ميكنند هنر، نمايش، شعر، داستان هاي بلند و آن نوع موسيقي را خلق كنند كه خاص آفريقا است و با وجود اين به دنياي جديد تعلق دارد.

 معماري کنيا بومي و بر اساس امکانات منطقه اي و شرايط آب و هوايي است. چنانجه در منطقه خشک شمالشرقي خانه ها از گل ساخته ميشود ولی در سواحل خانه ها از سنگ ساخته ميشود. در نقاط غير شهري معماری به سليقه شخصي و بر اساس نوع زندگي کشاورزي و يا دامپروري است. در ميان قبايل کشاورز بخشي از زمين به خانه کشاورز که معمولا از گل ساخته ميشود اختصاص دارد. مالک داراي سه خانه است که يکي از آنها مختص وي و ديگری به پسرانش و خانه آخر محل اسکان خانواده شامل مادربزرگ، خاله و يا خواهران ميباشد. همچنين محلي براي انبار وسايل پيش بيني ميشود. خانه دامداران معمولا از چوب ساخته ميشود چرا که زندگي حالت عشايري دارد. شکل ظاهري خانه هاي قبايل دامدار ماسايي، تورکانا و سومالي همگون است و خانه هاي آنها گرداگرد يکديگر ساخته ميشود، آنان بخاطر مخاطراتي که در محيط اطراف زندگي آنها وجود دارد بصورت دست جمعي و در کنار يکديگر زندگي مي نمايند. خانه ها گرداگرد يکديگر قرار دارد و در ميان و وسط خانه ها طويله براي نگهداري دام ها تعبيه ميشود. تيره اي از قبيله ماسايي بنام رنديله خانه هايي مي سازند که  از تنه درختان با سقفي از پوست گاو است. آنها خانه سبک خود را با قاطر به نقاط مختلف منتقل مي نمايند. خانه در قبايل دامدار و کوچ نشين کنيا بدست زنان ساخته مي شود و مردان در ساخت آن مشارکتي ندارند. مردان فقط در ساخت جاي دام ها مشارکت دارند. در اطاق خانم ها دو تخت ساخته شده از تنه درختان و پوست حيوانات براي زن و شوهر تعبيه مي شود و بچه ها در نزد مادربزرگ خود مي خوابند.

 خوراک و نوشيدني ها: غذای مردم در نواحي مختلف بستگي به شرايط اقليمي و نوع زندگي قبايل، درآمد و اينکه چه نوع غذایی را دوست دارند بستگي دارد. غذاي مردم سواحل بنام سواحيلي ديشز ميباشد. غذاي اين مردم ترکيبي متنوع از غذاهای عربي، هندي و محلي است که با مهارت زيادي طبخ ميشود. انواع ماهي، برنج، نان Chapati و Mandazi که توسط آرد تهيه ميشود، انواع برياني و سرانجام معروفترين غذاي مورد علاقه مردم سواحل Pilau است. مردم اين منطقه در طبخ غذا از نارگيل استفاده مي نمايند. بدلیل علاقه مردم سواحل به زندگي در شهرها، رستوران ها و قهوه خانه هاي بسياري در شهرهاي ساحلي وجود دارد که مردان اوقات فراغت خود را در آنها مي گذرانند. مردم منطقه بدليل اينکه مسلمان هستند در اينکه چه مواد غذايي را استفاده نمايند از احکام اسلامي تبعيت مي نمايند. مردم مناطق شمالشرقي کنيا شامل قبايل سومالي، رنديله و بورانا دامدار و کوچ نشين هستند. غذاي اصلي آنان شير است. اين دامداران از شير دام های خود ماست و روغن تهيه ميکنند. غذاي ديگر گوشت است که بطرز ويژه اي پخته میشود، سپس گوشت را در داخل پوست گاو قرار مي دهند، اين گوشت قرمه که نام محلي آنNyirnyiri است تا مدت سه ماه قابل مصرف می باشد. همچنين از غذاهاي اصلي آنها نان بزرگ و نازکي بنامAnjera است که غذايي اتيوپيايي است. بدليل اينکه اکثريت مردم اين منطقه مسلمان هستند ضوابط شرعي بر چگونگي مصرف مواد غذايي آنها حاکم است. مردم منطقه استان مرکزي که در اطراف کوه کنيا شامل قبايل کيکويو، امبو، مرو و کامبا هستند همگي کشاورز مي باشند. غذاي اصلي آنان را حبوبات تشکيل ميدهد. غذاي اصلی اين مردم Githeri نام دارد که توسط ذرت و لوبيا با آب طبخ ميشود. غذاي بعدي Irioاست که به اشکال مختلف طبخ ميشود و مواد مصرفي آن عبارت از آرد گندم و يا ذرت، سبزيجات و سيب زميني است که با يکديگر مخلوط ميشود. غذاي ديگر Mukimo که متشکل از سيب زميني، ذرت و لوبياي کوبيده است که همچون اوگالي مخلوط و سپس سرخ ميشود. غذای دیگر اوگالي است، اوگالی آرد ذرت است که با آب طبخ و با سبزيجات خورده ميشود. مردم اين منطقه بسيار به گوشت بز علاقه دارند و با گوشت بز غذايي بنام Mutura که يک نوع سوسيس بزرگ است تهيه ميکنند، اين سوسيس معروف به African Sausaje ميباشد. اين غذا در مراسم ويژه و عروسي ها طبخ مي شود و اصولا غذاي بزرگان قبيله است، نوع استفاده از مواد غذايي در ميان اين قبايل بر گرفته از سنت آنان و دين در آن دخالتي ندارد. قبايل استان ريفت ولي شامل قبايل ماسايي، تورکانا و کالنجين است که همگي دامدار مي باشند. عمده ترين غذاي مردم اين منطقه شير است که به شکل طبیعی، جوشيده و ماست مصرف ميشود. در زماني که شير کافي در دسترس نباشد آنرا با خون گاو که از گردن حيوان مي گيرند مخلوط و خورده ميشود. غذاي دوم گوشت احشام است. ماسايي ها ساير گوشت ها را از جمله گوشت مرغ و ماهي را حرام ميدانند و اگر کسي از اين گوشتها مصرف نمايد وي را به منزل خود راه نمي دهند. گوشت قورمه Olpurda است. غذاي گوشتي ديگر ياماچوماNyama choma است که ماسايي ها آنرا به سه طريق طبخ مي کنند، ياماچوما گوشت ناحيه دنده دام است که بصورت کبابي طبخ ميشود. در گذشته اوگالي جزو رژيم غذايي مردم اين منطقه نبوده است ولي در حال حاضر آنان اوگالي را با شير و يا گوشت مي خورند. ضمنا برخي تيره هاي قبايل ماسايي، تورکانا و کالنجين خوردن سبزيجات را حرام مي دانند. حلال و حرام استفاده از مواد غذايي در اين قبايل تابع سنت هاي قبيله اي بوده و دين در آن دخالتي ندارد. مردم منطقه درياچه ويکتوريا که مردم قبيله لوو مي باشند ماهي گير بوده و کشاورزي در بین آنان در مقياس بسيار کمي شامل کاشت ذرت و گندم انجام مي پذيرد. غذاي عمده مردم اين منطقه اوگالي و ماهي است. ماهي کوچک Ngeke، ماهي بزرگ Mbuta و ماهي بسيار ريز Omena مورد علاقه مردم است. مردم اين منطقه از سبزيجات نيز در سطح محدودي استفاده مي کنند. مردم استان غربی که از قبيله کشاورز لويا هستند بيشتر به کاشت ذرت، موز و برخي سبزيجات و مرغداري اشتغال دارند. اوگالي که معروفترين غذاي کنيايي ها است خوراک اصلي آنان مي باشد که آنرا با سبزي هاي محلي خود طبخ مي نمايند. سبزي هاي سنتي اين قبيله Murere و Sakaa نام دارد. در صورت برگزاري مراسم جشن اوگالي به همراه مرغ تناول مي شود. غذاي دوم اين قبيله موز است که آنرا بهمراه آب مي پزند. غذاي ديگرCassava نام دارد که نوعي اوگالي است که با شلغم طبخ مي شود.

 نوع غذا در رستوران ها به طبقات اجتماعي بستگي دارد. فقرا معمولا در کيوسک هايي که بنام Juakali Kiosks معروف ميباشد غذاهايي را بين 5 تا 50 شلينگ تهيه مي نمايند. عمده ترين غذاي ارائه شده در اينگونه رستوران ها Sukuma Wiki نام دارد که اين غذا در زبان سواحيلي به معناي هفته را جلو انداختن مي باشد، چرا که بسیاری بدلیل فقر هر هفت روز هفته همين غذا را ميخورند. غذاي ديگر Uji نام دارد که آرد گندم و يا ذرت ميباشد که با آب جوشانده و طبخ مي شود. چاي و نان چاپاتي و چاي و کيک مندازي نيز در کيوسک ها ارائه مي گردد. غذاي ديگر giteri است که غذاي مورد علاقه قبيله کيکويو ميباشد. مردم طبقه متوسط در رستوران هاي معمولي غذاهايي را بين 50 تا 300 شلينگ تهيه ميکنند. سيب زميني سرخ کرده، پيلو، مرغ، سوسيس، کباب، اوگالی، برياني، ياماچوما و برنج و ماهي در اين رستوران ها عرضه ميشود. براي مردم متمول در رستوران ها و هتل ها غذاهاي مختلف برای سلايق گوناگون پيدا ميشود که قيمت آنها بين 300 تا 3000 کنيا شلينگ مي باشد.

 از نظر نوشيدني در سواحل چاي سياه بهمراه برخي پودرهاي (ماسالا) افزودني صرف مي شود، قهوه ترش نيز مورد علاقه مردم است. آب ميوه هاي کوکونات و منگو نيز در اين ناحيه به وفور يافت ميشود. در استان شمالشرقي چاي بهمراه شير صرف ميشود. در استان مرکزي و مونت کنيا چاي به همراه شير و مصرف قهوه در سطح کم مرسوم است. نوشيدني اين ناحيه جوشانده آرد گندم و يا ذرت است که با شکر مخلوط و Ujiنام دارد.  در منطقه ريفت ولي چاي بهمراه شير مورد علاقه مردم است . در اين ناحيه کمتر چاي نوشيده مي شود.  در شهرهاي بزرگ کنيا انواع و اقسام نوشابه ها و آب ميوه،  در فروشگاهها و رستوران ها عرضه و مصرف مي شود.

 لباس: براي بسياري ازمردم آفريقا اندامهاي جنسي وكفلها قسمتهايي از بدن مي باشند كه بايد به دقت پوشيده شوند عدم پوشش آنها درچشمان آفريقاييان به منزله عرياني است ولي در برخي اقوام مثل قبيله توركانا Turkana تقريبا اعضاي بدن آنها كاملاً لخت است و در قبيله گيلياما بالاتنه آنها كاملاً بدون پوشش و لخت مي باشد. در قرن گذشته قبيله لويا نوع پوشش شان منحصر به يك تكه پارچه كوچك بنام eshibooyaبود. آنها نگاه مى كردند اگر كسى از روبرو به آنها نزديك میشد اين پارچه را در قسمت جلوى خود قرار مى دادند و اگر كسى از پشت به طرف آنها مى آمد پارچه را در پشت بدن خود میگذاشتند. لباس زنان سواحلKanga نام دارد که در اصل لباسي سه تکه به همراه نقاب است، نوع ديگر لباس زنان Bui Bui نام دارد که حجابي اسلامي بدون نقاب صورت است. زنان در اين منطقه بدن خود را با نقش هاي حنا تزئين مي نمايند. لباس مردان سواحل Kanzu است که شبيه لباس سنتي اعراب ميباشد، اين لباس معمولا با کت و کلاه پوشيده مي شود. لباس ديگر Kikoyi است که پارچه اي مي باشد که آنرا بدور بدن میپیجند و بهمراه زير پوش پوشيده ميشود. در استان مسلمان نشين شمالشرقي لباس زنان شامل حجاب کامل اسلامي است و با النگو خود را تزئين مي نمايند. لباس مردان منطقه Kikoyi است که در برخي از موارد آنرا با شنل استفاده مي کنند. ضمنا مردان بجاي کلاه از امامه اي که بدور سر خود مي پيچند استفاده ميکنند. در استان مرکزي و مونت کنيا پوشاک مردم متاثر از لباس هاي غربي است. مردان از کت و شلوار و زنان نيز پوشاک غربی استفاده مي کنند. در غرب کنيا و درياچه ويکتوريا نيز پوشش مردم با لباس هاي غربي است و استفاده از لباس هاي سنتي رو به فراموشي است چنانچه کنيايي ها به افراد قبيله لوو بدليل شدت علاقه آنان به کت و شلوار، اروپاييان آفريقايي مي گويند. در استان ريفت مردم داراي لباس هاي ويژه اي هستند که به محض مشاهده از روي لباس ها مي توانيد هويت مردم آنرا تشخیص دهید. معروفترين لباس مردان و زنان قبيله ماسايي Maasai Shaka نام دارد که بطرز متفاوتي توسط مردان و زنان قبيله مورد استفاده قرار مي گيرد. گردنبند هایی نیز بنام Beabs براي زينت مردان و زنان مورد استفاده است. دستبندها، پابندها، کمربند و گوشواره هاي مردم اين ناحيه همچون دانه هاي تسبيح مي باشد. زنان و دختران، پسرها و مردان و زنان بيوه هر يک داراي لباس ها و زينت هاي مخصوص بخود مي باشند و بيننده از روي لباس قادر خواهد بود که موقعيت اجتماعي اعضاي قبيله را تشخيص دهد. لباس ماسايي ها قرمز است ولي لباس قبايل تورکانا و کالنجين مشگي مي باشد. ضمنا مردان و زنان ماسايي با خاک قرمز رنگي بنام Ereko بدن خود را تزئين مي نمايند، همچنين گوش مردم قبيله به روش هاي گوناگون سوراخ و تزئين ميشود. جنگجويان ماسايي کلاهي به نام Esidai دارند که از پر پرندگان درست مي شود. قهرمانان قبيله يعني شکارچيان شير با پوست شير سر خود را تزئين ميکنند که اين علامت و نشان شجاعت Olowuaru نام دارد. سران و بزرگان قبايل ماسايي و کالنجين لباس مخصوصي دارند که آنرا در هنگام انجام قضاوت و داوري ميان قبيله بر تن ميکنند. اسم اين لباس رسمي که حالتي شنل و عبا گونه دارد و از پوست ميمون مخصوصي تهيه مي شود Olkila Pus است. در شهرها نيز مردم هر آنچه مورد علاقه اشان است مي پوشند. پس از استقلال اين كشور در سال 1963 همواره مشكل لباس ملى براى مردم و مسئولين اين كشور وجود داشته است و كنيايى ها همواره يا از لباس غربى و يا از لباس هاى كشورهاى غرب آفریقا استفاده نموده اند.

 آموزش: تعليم و تربيت بزرگترين شعار در آفريقا است و دولت هاي آفريقايي از زمان استقلال تلاش كرده اند تعداد مدارس و موسسات آموزش عالي خود را افزايش دهند.سیستم آموزشی کنیاKCSE است كه شامل 8 سال ابتدايى، 4 سال متوسطه و 4 سال آموزش دانشگاهى میباشد. دوره ابتدايی از شش سالگى آغاز میشود. دروس عبارت از زبانهای انگليسى، فرانسه و سواحيلى، رياضيات، علوم، جغرافى، تاريخ، مدنى، دينى، هنر، مهارتهاى زندگى Home Science و ورزش است. ساعات آموزشى دوره ابتدايى روزانه شش ساعت و بيست دقيقه میباشد. ارزشيابى از آموخته هاى دانش آموزان تا كلاس سوم بيشتر شفاهى و از كلاس سوم بصورت كتبى و استانى برگزار میشود.دوره متوسطه 4 سال است كه به هر يك از سالهاى آنForm میگويند. موضوعات درسى دوره متوسطه عبارت از رياضيات، فيزيك، شيمى، زيست شناسى، زمين شناسى، زبان انگليسى، سواحیلی و يك زبان خارجى ديگر مثل فرانسه و يا غيره، موسيقى، هنر، حسابدارى، ورزش، اقتصاد، بازرگانى، تاريخ و جغرافى میباشد. ساعات مفيد آموزشى روزانه هفت ساعت و بيست دقيقه است. دروس دو سال اول عمومى ولى براى سالهاى سوم و چهارم دانش آموزان میتوانند از دو رشته علوم و هنر رشته مورد علاقه خود را انتخاب نموده و در آن ادامه تحصيل دهند.ارزشيابى بصورت درجه بندى شامل رتبه هاى A-B-C-D-E-U است. نمرات نيز از صفر تا صد در نظر گرفته میشود. در اين سيستم مردودى وجود ندارد. براى ورود به دوره متوسطه امتحاني از دانش آموزان گرفته میشود و كسانى كه نمرات بالاترى دارند وارد دوره متوسطه در مدارس دولتى و دانش آموزان داراى نمرات پايين تر فقط قادر به ادامه تحصيل در مدارس غير انتفاعى هستند.

موسسات و مراكز آموزش عالى در كنيا از لحاظ نظام و سيستم آموزشى بسيار قوى و پيشرفته و اكثر دانشگاههاى اين كشور توسط كشورهاى اروپايى و آمريكايى پايه ريزى شده است و دانشگاههايى همچون آكسفورد، كمبريج و غيره دانشگاه مادر آنها مى باشد. مراكز علمى در كنيا به نظم و انضباط توجه خاصى دارند ولى از كمبود منابع مالى، علمى و تحقيقاتى بويژه نيروى انسانى متخصص رنج میبرند، با اینکه دانشگاههاى كنيا سابقه چندانى ندارند کنيايي داراي بيشترين تعداد فارغ التحصيل دانشگاهي در سطح آفريقا است. پذيرش در دانشگاههاى دولتى بستگى به ظرفيت و ميزان مطالعات داوطلبين دارد. كمترين حد ّنصاب علمى براى ورود به دانشگاه اخذ نمره مثبت C در امتحانات سال آخر دبيرستان است. در كنيا هيئتى بنام هيئت پذيرش متحّد وجود دارد كه كارکرد آن نظارت كمّى و كيفى بر مسئله آموزش عالى است. دانشگاههای نايروبى، مویی، كنياتا، دانشگاه كشاورزى و تكنولوژى جومو كنياتا و ماسنو مراکز دولتی آموزش عالی در کنیا هستند. دانشگاههاى خصوصی شامل دانشگاه آفريقاى شرقى باراتون، دانشگاه كاتوليك آفريقاى شرقى، دانشگاه دى استار، دانشگاه علوم الهى اسكات، دانشگاه آمريكايي USIU، دانشگاه نازارين آفريقا، دانشگاه متوديست كنيا، دانشگاه كاباراك، دانشگاه علوم و صنعت زنان كيويرى، دانشگاه آقاخان و دانشگاه استراتمور است. موسسات آموزشی دیگری نیز همچون كنيا هايلند بابيل كالج، كالج علوم الهيّات سنت پلز، كالج بين المللى مذهبى نايروبى، كالج انجيل اعلاى كنيا، كالج مسيحى پان افريكن، كالج حكيما، مدرسه علوم الهى پروتستان نايروبى و كالج علوم الهيات سنت پلز فعالیت می تمایند. چند مدرسه عالى و پلى تكنيك نيز شامل مدرسه علوم ادارى كنيا، پلى تكنيك كنيا، پلى تكنيك مومباسا،موسسه علوم و تكنولوژى ريفت، موسسه تكنولوژى كيمایى، موسسه علوم و تكنولوژى كيامبو، موسسه استراتمور فعالیت آموزشی مینمایند.

 ايران: کنيا و ايران در آبان سال 1350 با صدور اعلاميه مشترکي زمينه برقراري روابط ميان دو کشور را فراهم کردند و در سال 1351 سفارت ايران در نايروبي داير شد. روابط دو کشوردر ابتدا جنبه اقتصادي داشت. کنيا خريدار نفت ايران بود و تا سال 1357 نفت مصرفي عمده آن از ايران وارد مي شد. در سال 1357 به دنبال اعتراض کنيا از کمک نظامي رژيم سابق ايران به سومالي روابط دو کشور قطع شد. پس از انقلاب در سال 1361 روابط مجدداً برقرار و سفارت کنیا در سال 1368 در تهران گشايش يافت. با توجه به قرارداد فی ما بین در مواقعي کشتيراني ايران، کالا و اقلام تجاري را به بندر مومباسا حمل می نمايند. صدور ويزا براي ورود ايرانيان به اين کشور از طریق سفارت آن کشور در تهران و یا در فرودگاههای کنیا صورت می گیرد. 

پارک ملی: اهمیت و نقش پارک های ملی و مناطق حفاظت شده در ابعاد گوناگون در تمام کشورها به رسمیت شناخته شده است. پارکهای ملی مهمترین میراثهای طبیعی هر کشور بشمار میروند. هر پارک ملی بیانگر طیف گسترده ای از اکوسیستمهای دست نخورده، تنوع عظیمی از گیاهان و جانوران، انواع زیستگاهها و سیماهای منحصر بفرد از عوارض زمین، رویشگاهها، زیستگاهها و چشم اندازها در گستره ای وسیع و یگانه است. هر منطقه ای بسادگی قادر نیست عنوان پارک ملی را بخود اختصاص دهد و احراز این عنوان نیازمند برخورداری منطقه از ویژگیهای برجسته ای است که بتواند در آزمون ارزیابی و تطابق خود با معیارهای جهانی گزینش پارکهای ملی سربلند بیرون آید.مناظر دیدنی و طبیعت سرسبز، جنگل های انبوه و بیشه زارهای فراوان، کوهستان های زیبا و مرتفع، حیات وحش منحصر بفرد شامل مجموعه بزرگی از پستانداران بزرگ، انواع حیوانات وحشی و پرندگان زیبا و امکان مشاهده آسان آنها در مناطق گوناگون، آبشارها و دریاچه های بسیار زیبایی همچون ویکتوریا، بوگوریا، بارینگو، آمبوسلی، تورکانا، نیواشا و ناکورو که مملو از هزاران هزار فلامینگو است و به طور طبیعی دیده سیاحانی که در جستجوی رویت صحنه های دل انگیز و شگفت آور هستند به سوی خود جلب می کند از جلو ه های پارکهای طبیعی کنیا هستند . بدلیل ویژگیهای منحصر بفرد پارکهای ملی کنیا هفت پارک ملی این کشور به مساحت 44359 کیلومتر مربع از جمله ماسایی مارا، سامبورو، آمبوسلی، تسوو شرق و تسوو غرب، ناکورو، مونت کنیا، ابدیر، مونت الگون، سیبولویی، مرو، نایروبی، مومباسا مارین و مالیندی نشنال پارک بعنوان ذخیره گاه زیست کره انتخاب و جزو پانزده پارک اول ملی طبیعی جهان محسوب میشوند.

 ماسایی مارا:Maasai Mara National Reserve   پارک ملی حیات وحش زیبا و دل انگیز ماسایی مارا با مساحت 1510 کیلومتر مربع واقع در جنوب غربی کنیا و در فاصله 224 کیلومتری از نایروبی، بهترین، مهم ترین و پر بازدید کننده ترین پارک طبیعی حیات وحش کنیا و شاید جهان است. ماسایی مارا یک نام محلی میباشد که توسط ساکنان ماسایی این منطقه بر روی آن گذاشته شده و به معنی تک درختان در امتداد یکدیگر است. حد فاصل ماههای جولای تا آگوست بهترین زمان مشاهده حیوانات وحشی که به وفور در این منطقه زیست می نمایند است ولی بدلیل وجود بارندگی و آب کافی در طول سال ماسایی مارا زیستگاه انواع حیوانات می باشد. بازدید کنندگان این پارک طبیعی شانس نزدیک به صددرصدی برای مشاهده Big Five شیر، کرگدن سیاه، فیل، بوفالو و یوزپلنگ را خواهند داشت ضمن اینکه زرافه ، گورخر، شترمرغ، گاو وحشی، انواع آهو و تمساح و... به وفور در مارا قابل مشاهده می باشد. ماسایی مارا از راه زمین در فاصله 5 ساعته و از راه هوایی 40 دقیقه با نایروبی فاصله دارد. لوج کیکوروک اولین، زیباترین و مجلل ترین و تنها کمپ بدون حصار در منطقه مرکزی ماسایی مارا است که از جمله امکانات ویژه آن باند فرودگاه، ایستگاه بالن، برکه اسب های آبی، استخر و... است. برای طیف وسیعی از طبیعت دوستان پیکره پر رمز و راز و شکوهمند ماسایی مارا رازهای ناگشوده بی پایان در سینه دارد.

 پارک ملی ابردیر Aberdar: پارک ملی ابردیر (Lord Aberdar رئیس انجمن جغرافیایی سلطنتطی انگلستان 1848) که در ماه می 1950 به ثبت رسیده است با ارتفاع 1829 الی 4001 متر از سطح دریا و مساحت 726 کیلومتر مربع در غرب منطقه کوهستانهای مرکزی کنیا (مونت کنیا) و در فاصله 180 کیلومتری نایروبی واقع است. ابردیر توسط بوته زارهای زیبا و وحشی سومین قله مرتفع کنیا احاطه شده است. این پارک رویایی جلوه گاه قلمرویی مه آلود در میان جنگل هایی با درختان گل سنگی آویزان بر آنها و ریزش آبشارهای تماشایی درون برکه های زیبا و نهرهایی پر از قزل آلا که از میان دره های سبز پوشیده از خز در جریانند میباشد جایی که فیلها در آنجا پرسه میزنند. پناهگاه ای برای ماهیگیران، رهنوردان و عاشقان خلوت و تنهایی، با چشم اندازی بینظیر از سرآفرین درخشان Mount Kenya و دریاجه های جوشان دره Great Rift Valley است. آب و هوای ابردیر سرد و ابری همراه با بارش های سنگین و پی در پی در ماههای مارس، ژوئن و سپتامبر، دسامبر است. گیاهان کوهی، بامبو و جنگل های کوهستانی پوشش گیاهی منطقه را تشکیل میدهند. میمون های آبی، شیر، پلنگ، فیل، کرگدن سیاه، گراز، خوک بزرگ جنگلی، گوزن، بوفالو، آهوی نادر و 250 گونه از پرندگان متفاوت و رودخانه های پر از ذخایر ماهیان قزل آلای رنگین کمانی و قهوه ای حیات وحش منطقه را تشکیل میدهند. پارک هر روزه از ساعت 6 صبح تا 6 عصر پذیرای بازدیدکنندگان است. پارک زیستگاهی بینظیر برای تقریبا 2000 فیل را مهیا میکند، فیل هایی که در تپه های ابر گرفته و محیط مه گرفته و چشم اندازهای فوق العاده گردش می کنند. ابردیر بخاطر آبشارهای سیل آسایش که از ارتفاعات پوشیده از ابر به دره های عمیق فرو میریزد معروف است. آنها شامل آبشار باشکوه Karuru با ارتفاع 300 متر، آبشار تحسین برانگیز Gura که از جهت مخالف همان دره سرازیر میشود، سقوط مستقیم آبشار Chania و آبشار دلربای Magura که از دهانه غار وسیع ملکه Queens Cave فرو میریزد. غارهای ابردیر از نظر اینکه مخفیگاه مبارزین کنیایی "مااو مااو" در دوران مبارزه بر علیه استعمار بوده است نیز مشهور است. یادبود جاودان مبارزین"Kimathi پستخانه" که محل درگیریهای خونین و ارسال پیام های ژنرال کیماتی برای چریکهای تحت فرمان وی "مااو مااو" در دهه 1950 بوده در منطقه قرار دارد. بدلیل شمار زیاد اروپاییان ساکن ابردیر در دهه 1920 به آن لقب White Highlands (کوهستان سفید) را داده اند. هتل Treetops زمانیکه ملکه الیزابت دوم در سال 1952 از آنجا دیدن نمود در کانون توجه دنیا قرار گرفت.           

 امکانات تفریحی پارک شامل کوهنوردی و پیاده روی است. برای صعود به قلل ابردیر لزومی ندارد که حتما کوهنورد باشید چرا که بیشتر این قله ها با یک پیاده روی مشتاقانه و کمی تلاش مضاعف قابل فتح اند. درضمن جنگل ها و بوته زارهای وسیع بیشماری هم برای راهپیمایی وجود دارند. کسب مجوز برای کوهنوردی و راهپیمایی از سرپرستی Warden پارک و همراهی رنجر جنگلی مسلح Kws الزامی است. پناهگاه بینظیر Ark که کلبه هایی آماده برای اقامت های شبانه روزی در آن در نظر گرفته شده است. باشگاه ورزشی ابردیر پناهگاه و هتلی با شمایل خانه ای است که مکانی لوکس و زیبا با امکانات وسیع میباشد. Treetops که مشهورترین خانه های درختی در جهان است. هتل Outspan با امکان دسترسی به خانه های درختی و هتلی لوکس به سبک عشایری بهمراه امکانات وسیع است. محل ماهیگیری Kiandongoro شامل دو کلبه بزرگ سنگی بزرگ سه خوابه با آشپزخانه کاملا مجهز، ناهارخوری و نشیمن مبله همراه شومینه هیزمی، ایوان، سرایدار، روانداز، حوله، چراغ های نفتی و آبگرم مهیا می باشد. امکانات مشابهی در غرب منطقه ماهیگیری بنام Sapper Hut فراهم است. کمپ جنگلی Tust با چهار کابین دو تخته، شومینه هیزمی، سرویس های بهداشتی، ایوان، آشپزخانه و ... است. همچنین اردوگاههایی توریستی عمومی در منطقه همچون Reedbuck با حمام و توالت صحرایی، Ruhuruini با سرویس بهداشتی، Wandaris و Shamata بدون امکانات و برای برپایی چادر مهیا است.

 پارک ملی ابردیر در تمام طول سال قابل دسترسی است هرچند در طول فصل بارش های سنگین وسائط نقلیه فول ویل درایو پیشنهاد می شود. برای شب مانی در منطقه نیازمند آب نوشیدنی، وسایل پیک نیکی و چادر هستید. دوربین دو چشمی، دوربین عکاسی، کلاه، کرم ضد آفتاب، عینک آفتابی، کتاب راهنما، لباس گرم چرا که دما در طول شب بسرعت افت می کند، کفش تراکینگ کوهپیمایی، قطب نما و نقشه هستید.

نیواشا: کنیا دارای چندین دریاچه فوق العاده از نظر ذخایر ژنتیک از جمله دریاچه های بوگوریا، بارینگو، ناکورو، امبوسلی، ویکتوریا و تورکانا است ولی دریاجه نیواشا در دره زیبای ریفت ولی و در چشم انداز کوه آتشفشانی لانگانات که در فاصله 90 کیلومتری و دو ساعته از نایروبی واقع شده از نظر پوشش گیاهی و چشم اندازهای طبیعی از زیبایی خارق العاده ای برخوردار است. این دریاچه زیستگاه اسب های آبی و گونه های مختلف پرندگان ... و مرکز پرورش گل کنیا است. پیرامون دریاچه تاسیساتی شامل هتل های لوکس، لوج های دارای اطاق و کلبه های چوبی و امکان برپایی چادر و کمپینگ با امکانات کامل شامل دستشویی و حمام و رستوران برای استفاده جهانگردان احداث شده است. نیواشا در حقیقت شامل سه دریاچه در کنار یکدیگر است که دو دریاچه دارای آب شیرین و یک دریاچه آن دارای آب شور است که زیستگاه تعدادی فلامینگو، پلیکان، عقاب ماهی خوار و شاه مرغ ماهی خوار و ... میباشد. جنگل حاشیه دریاچه واقعا زیبا و زیستگاه حیواناتی همچون زرافه، گورخر، انواع میمون بابون، انواع غزال، آهو، گوزن شاخدار، بوفالو، گراز و ... در پارک ملی 68 کیلومتر مربعی هیلز گیت است. امکانات نیواشا شامل قایقرانی در دریاچه رویایی "کرتر" برای مشاهده پرندگان مختلف و اسب های آبی، شب مانی در کلبه جنگلی بهمراه روشن کردن شبانه آتش در مقابل کلبه و بیداری صبح هنگام با موسیقی زیبا و خارق العاده پرندگان جنگل، یک راهپیمایی سه ساعته برای صعود به قله آتشفشانی 2780 متری لانگانات با چشم اندازهای خارق العاده و زیبا، امکان بازدید از دو پارک حیات وحش منطقه و بازدید از مراکز پرورش گل کنیا است.مهمترین احساس هر بازدید کننده ای در نیواشا اینست که بهیچ عنوان دوست ندارد که این دریاجه زیبا را ترک نماید. نیواشا در تمام طول سال قابل بازدید و دسترسی است.      

 پارک ملی ناکورو بهشت دیدار از پرندگان: پارک های ملی نمونه های تقریبا بکر و دست نخورده ای از طبیعت می باشد که بدلیل داشتن ذخائر با ارزش گیاهی و جانوری و سایر ویژگی های استثنایی و متنوع از میراث های فرهنگی و ملی هر کشور محسوب می شود.پارک ملی ناکورو Lake Nakuru Nationl Park که یکی از زیباترین پارکهای طبیعی حیات وحش کنیا و شاید جهان است با 188 کیلومتر مربع مساحت و 1756 ارتفاع از سطح دریا و در 160 کیلومتری شمالغربی نایروبی واقع میباشد. دریاچه این پارک که در سال 1968 به ثبت رسیده است مملو از هزاران هزار فلامینگو و پیرامون آن زیستگاه گونه های شگفت انگیزی از حیات وحش از جمله مجموعه ای از پستانداران بزرگ میباشد. پارک ملی ناکورو واقع در دره ریفت ولی دارای 450 گونه پرنده از جمله بیش از یک و نیم میلیون فلامینگوی صورتی، پلیکان، مرغ ماهی خوار، عقاب و ... است. از ویژگیهای شاخص این پارک نسبت به سایر پارکهای حیات وحش کنیا راههای داخلی مناسب داخل پارک با علائم راهنمایی کافی است که امکان بازدید از پارک با ماشین سواری معمولی تک دیفرانسیل را بغیر از فصول بارانی فراهم میکند. برای شب مانی در منطقه نیازمند آب نوشیدنی، وسایل پیک نیکی، چادر، دوربین دو چشمی، دوربین عکاسی، کلاه، کرم ضد آفتاب، عینک آفتابی، کتاب راهنما، لباس گرم، قطب نما و نقشه هستید. مسیر دسترسی زمینی به پارک از طریق جاده نایروبی نیواشا ناکورو  و از طریق هوایی نیز پارک قابل دسترسی میباشد. گیت اصلی پارک در 4 کیلومتری جنوب شهر ناکورو و در خیابان کنیاتا به خیابان مویی قرار دارد. شیر، کرگدن سفید و سیاه، گوزن، گورخر، زرافه، ایمپالا ... و 450 گونه از پرندگان متفاوت و دریاچه ناکورو حیات وحش منطقه را تشکیل میدهند. ساعت بازدید از پارک 6 صبح تا 6 بعدازظهر است، ناکورو دارای دو کمپ عمومی، و هفت پارک خصوصی است که برای شب مانی نیاز به رزرو دارد. پیک نیک سایت های پارک Baboon Cliff, Out Of Africa Africa Picnic Site است که نزدیک گیت اصلی میباشد. بهترین چشم اندازهای پارک در لوج های Baboon Cliff, Lion Hill, Out Of Africa Hill قرار دارد. شماره دفتر پارک در نایروبی 0025420600800 و 6002345 به ایمیل آدرس Reservations@kws.go.ke و شماره و آدرس پارک در ناکورو 00254512217151 و 2217371 به ایمیل آدرس Kwslnnp@africaonline.co.ke است. بهترین لوج های پارک ناکورو Lake Nakuru Lodge و Sarova Lion Hill Lode میباشد.     

 کوه خدا: مونت کنیا دومین قله بلند قاره آفریقا با 5199 متر ارتفاع بعنوان مرتفع ترین پارک ملی جهان، بی تردید از زیباترین و غنی ترین پدیده های طبیعی کره خاکی ما با سه و نیم میلیون سال قدمت می باشد. این کوه شگفت انگیز که به باور ساکنان پیرامون آن محل زندگی خداوند می باشد و نام کشور کنیا نیز از آن گرفته شده، از سوی سازمان ملل متحد به عنوان ذخیره ژنتیک کره زمین و سرمایه ژنیتیکی انسانها معرفی و مورد حفاظت قرار گرفته است. برای صعود به این کوه 9 راه وجود دارد ولی سه مسیر نارومورو (اصلی ترین مسیر و سریعترین راه برای دسترسی به قله لنانا میباشد که به راه اتریش ها نیز معروف است ضمنا کمپ های آن مناسب تر و مجهزتر هستند)، سیریمون و چیگوریا (زیباترین مسیر که دارای چندین دریاچه است) مناسبترین مسیرهای صعود این کوه زیبا میباشند. حداقل زمان برای صعود و فرود از این قله 3 شب و 4 روز است و کوه پیمایان پس از طی مراحل اداری و ثبت نام رایانه ای در گیت ورودی و معرفی راهنما مجوز صعود دریافت می نمایند. همچنین از مسیر نارومورو در ارتفاع 4800 متری کمپ دائمی مجهزی از سوی کوهنوردان اتریشی به منظور استفاده سنگ نوردان برای صعود و فرود از دیواره فنی چند صد متری مونت کنیا احداث شده است. در تمام طول سال مونت کنیا قابل صعود ولی بهترین زمان آن ماه های ژانویه، فوریه و جولای، آگوست و سپتامبر می باشد. مونت کنیا در حدفاصل ماههای مارچ تا جون فصل پر باران و اکتبر تا دسامبر فصل بارانی را سپری می نماید. مونت کنیا که در سال 1949 بعنوان پارک ملی با مساحت 2124 کیلومتر مربع ثبت جهانی شده در فاصله 175 کیلومتری شمالشرقی نایروبی در جاده تیکا قرار دارد. Climbing The Mountain Of God  نامی است که برای کوهنوردی در این کوه که در ارتفاع بالای 4000 متری بسیار سرد و دارای جنگل درختان بامبو زیبایی می باشد برگزیده شده است. در هنگام راهپیمایی برای صعود به مونت کنیا شانس دیدن میمون سیاه و سفید، بوفالو و گاهی اوقات فیل وجود دارد. 

 موزه ها: در کنبا موزه‌های متعددی وجود دارد که برخی از جنبه‌های زندگي مردم را به نمايش گذاشته است. موزه ملی کنيا که تاسيس آن به سال 1911 باز ميگردد تمام شاخه های علوم طبيعی، ما قبل تاريخ و زمين شناسی را در بر میگيرد و کتابخانه آن دارای مجموعه اي با 25000 جلد کتاب و نشريات آن عبارت از موزه ملی و مجله تاريخ طبيعی شرق آفريقا است. در این موزه اشياء قديمی و چگونگی تولد انسان به نمايش گذارده شده است. موزه لامو، کيسومو و مرو از شعبات موزه ملی کنيا می باشند. موزه فورت جيسوس، در سال 1960 در مومباسا تاسيس شده و بقاياي کشتيهای شکسته پرتغاليها در اين موزه بيانگر تاريخ قرن هفدهم سواحل کنيا است. اين موزه داراي کتابخانه ای با ده هزار جلد کتاب می باشد. موزه کيتالی، در سال 1924 تاسيس و شامل آثار تاريخی و علمی بويژه آثار مربوط به تعليم و تربيت است. در اين موزه کتابخانه ای با 5000 جلد کتاب داير است.

1- منبع: حسین حکیمی ـ وبسایت آراتا 

 

دسته ها: آفریقا - کنیا

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.