شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

دوره صفویه به گردشگری ایران جان بخشید

دوره صفویه به گردشگری ایران جان بخشید

سابقه بسیاری زیرساخت های گردشگری ایران به دوره صفویه بازمی گردد. ساخت تاسیسات رفاهی بین راهی، اتصال شهرها با ایجاد شاهراه ها، دعوت از سرمایه گذاران خارجی، زیباسازی پایتخت و شهرهای مهم، ساخت بناهای باشکوه و رونق خوشنویسی، نقاشی، کاشیکاری، فرشبافی و معماری از اقدامات مهم این دوره است.

ایران عهد صفوی، مسافران بسیاری را به خود دیده است. برخی از آنان نمایندگان سیاسی بودند که برای عقد قرارداد نظامی یا بازرگانی به ایران سفر می کردند. یا بازرگانانی بودند که در جستجوی بازار تازه ای برای فروش اجناس خود به این سرزمین می آمدند. یا اعضای هیأت های مذهبی بودند که عدم تعصب مذهبی و میهمان نوازی ایرانیان آنان را به این نقاط کشانده بود. بعضی نیز مسافرانی بودند که فقط برای لذت مسافرت به ایران می آمدند. سلسله صفوی پس از حدود ۸۵۰ سال (از فروپاشی ساسانیان تا برآمدن صفویه) دولتی متمرکز، نیرومند، باشکوه، فرهنگ گستر و هنرپرور به وجود آورد که از ثمرات آن وحدت ملی و سیاسی و روابط گسترده با دولت های خارجی بود. در زمان شاه عباس، بار دیگر ستاره بخت و اقبال ایران درخشید و اقتصاد ایران یک بار دیگر شاهد دوره ای پر رونق و درخشان شد. در این زمان ایران و به ویژه اصفهان مرکز آمد و رفت دول اروپایی و آسیایی گردید.

به گونه ای که بیش از پنجاه سفارت خانه در اصفهان تاسیس شد. تحت لوای امنیت سیاسی و نظامی این دوران، کاروانسراها در شهرها و جاده ها بناشد، مراکز حمل و نقل کالا رونق گرفت، کارگاه های صنعتی افزایش یافت و هنرمندان ارج و قرب یافتند و هنرشان را عرضه کردند. وقتی به اعمال شاه عباس نظری اجمالی می افکنیم، در کنار اندیشه رفاه برای مردم، تفکر ارتباط با دیگر ادیان، مردمان و سرزمین ها را نیز در دوران او در می یابیم. کارهای او باعث شد که مردمان سرزمین های دیگر به ایران بیایند و تجارت کنند و نهایتا ایران را معرفی کنند، تا جایی که اگر گفته های دقیق مسافران متعدد اروپایی نبود، مطالعه تاریخ سیاسی و اقتصادی ایران در زمان صفویه غیرممکن می شد. آزادی مذهبی ایران نیز در زمان شاه عباس وجود داشت. مسیحیان از آزادی کامل(در به جا آوردن آیین خود) برخوردار بودند.

شاه عباس هنگامی که پیروزمندانه وارد ایروان و گرجستان شد، جمعیت ارامنه مستقر بر نوار مرزی را با خود به اصفهان آورد و در محله ای در جنوب زاینده رود اسکان داد و برای ساخت کلیساها همت گماشت. وی به این ترتیب گام به گام به اروپاییان مسیحی نزدیک شد و با آنان برعلیه عثمانی ها متحد شد. ارامنه که دارای تجارب طولانی و موفق در امر تجارت بین المللی به ویژه با اروپاییان بودند و به دلیل هم مسلکی با اروپاییان و حمایت های دولتی در فاصله اندکی توانستند به ثروت هنگفتی برسند، که نتیجه اش به سود ایران تمام می شد. شاردن اشاره می کند که فقط در جلفای اصفهان او توانسته تعداد ۱۴۰ خانه مسکونی بیابد که از نظر زیبایی، شکوه و جلال با کاخ های سلطنتی برابری می کردند. اگر به قبرستان ارامنه و کلیساهایی که در اصفهان قرار دارند، نظری بیفکنیم، مقبره هایی متعلق به اتباعی از کشورهای فرانسه، انگلستان، آلمان، لهستان، هلند، قزاقستان، استرالیا و آمریکا را پیدا می کنیم که تاییدی بر پذیرش و انتخاب ایران به عنوان مامنی برای خارجیان است.

اصفهان نهایتا شهری بود که زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان و مسلمانان در آن با هم زیستی کامل می زیستند. از طرفی دیگر، دربار شاه عباس مهد پرورش هنرمندان، ادبا و دانشمندان گشت و هنرهایی همچون خوشنویسی، نقاشی، کاشیکاری، فرشبافی و معماری دوباره رونق گرفتند. در زمان او باغ شهرها و باغ ها و پل ها و راه ها ساخته شد. بازارها و راه های تجاری اهمیت بیشتری یافتند و همه این ها به ثروتمند شدن کشور کمک می کرد. در یک کلام تصمیماتی که شاه عباس درباره اداره سرزمینش می گرفت، بازتاب خوبی در جهان بیرون داشت و ایران را یک کشور با ثبات معرفی می کرد. اثرات تفکرات و تصمیمات وی همچنان نیزگردشگران اروپایی را به ایران می کشاند.

شاردن از کسانی است که در دوره صفویه به ایران مسافرت کرده بود. او در شرح مسافرتش حتی آثار باستانی ایران و ابنیه تاریخی را ذکر کرده است و اطلاعاتی که او راجع به ایران به دست داده، به مدت دو قرن به عنوان تنها منبع مطالعاتی در این زمینه تلقی می شد. به نظر یکی از مستشرقین: «کتاب وی، بهترین کتابی است که ما را با ملت ایران آشنا می سازد.» سیاست خارجی شاه عباس، روابط ایران و اروپا را در زمانی که بلای عثمانی گریبان ایران را گرفته بود، بهبود بخشید. به یک نمونه توجه کنید: «سر آنتونی شرلی که برای ایجاد اتحاد میان ایران و اروپا به ایران سفر کرده بود، هنگامی که به عنوان سفیرکبیر شاه ایران به اروپا بر می گشت نامه ای در دست داشت که در آن از طرف شاه عباس چنین نوشته شده بود: «... شما سلاطین، که به مسیح عقیده دارید، بدانید که این شخص بین من و شما ایجاد دوستی نموده است... . »

اگر از بعد گردشگری به اقدامات شاه عباس نظری بیفکنیم به موارد بسیاری می توان اشاره کرد که بعضی از آن ها در ادبیات امروز گردشگری با عنوان زیرساخت ها مطرح می شوند. غیراز مواردی که در بالا به آن ها اشاره شد، می توان ساخت تاسیسات رفاهی بین راهی، اتصال شهرها با ایجاد شاهراه ها، تساهل دینی و ساخت کلیساها و در پس آن به نوعی دعوت از سرمایه گذاران دیگر کشورها، ایجاد امنیت در کشور و در مرزها، زیباسازی شهرها(به ویژه پایتخت و شهرهای مهم و مقدس) و بنا کردن بناهای باشکوه را نام برد. جالب این است که برخی از کاروانسراهای شاه عباسی هم اکنون نیز به عنوان هتل مورد استفاده قرار می گیرند که نمونه بسیار معروف آن همان هتل شاه عباسی معروف اصفهان و کاروانسرای مورچه خورت است. بعضی از کاروانسراهای دوران شاه عباس؛ جایگاه رصد آسمان شب برای علاقمندان است. رصد آسمان در دل کویر ایران در صورت تبلیغات مناسب یکی از انواع گردشگری درآمدزا برای کشورمان خواهد بود.

شاه عباس با شرکت در اعیاد ملی به احیا و رونق آن ها کمک کرد. به طور مثال وی؛ مراسم آب پاشان را دوباره مرسوم کرد که هم اکنون هم کمابیش رایجاست. شرکت در مراسم و رویدادهای ملی و مذهبی، یکی از علاقمندی های گردشگران دنیاست که با توجه به گوناگونی این آیین ها و مراسم در ایران، ظرفیت ها قابل بررسی هستند. شاه عباس در میدان نقش جهان بازی ها و ورزش های ملی همچون چوگان را برقرار ساخت که امروزه می توان به عنوان میراث معنوی از آن ها یاد کرد و حتی با مدیریت کارآمد می توان نوعی از گردشگری ورزشی را بر مبنای آن گسترش داد. وی همچنین مسابقات قایقرانی را در زاینده رود و در کنار پل های تاریخی رونق بخشید. نصف جهانی که شاه عباس بانی اش بود، بعدها شهری شد که آندره مالرو درباره اش می گوید: «چه کسی می تواند ادعا کند که زیباترین شهر دنیا را دیده، درحالی که اصفهان را ندیده باشد.» یا اینکه جان تیلور، رمان نویس و شاعر قرن بیست و یکم می نویسد: «هرگاه که در میانه میدان نقش جهان می ایستم، این حس ناخودآگاه بر من غلبه می کند که بر فراز بام کل هستی پای نهاده ام.»

همه این تعریف ها و تمجید ها از کسانی که دنیا نامشان را می شناسد و به خاطر دارد، اصفهان و ایران روزگار دوران شاه عباس را به نوعی نوستالژی شیرین تبدیل کرده که هر گردشگری آرزوی دیدنش را داشته باشد. هرچند شاه عباس با نگاه گردشگری سیاست هایش را تبیین نمی کرد ولی با نگاه امروزی می توانیم او را در زمره قهرمانان رونق گردشگری در همان سال ها و سال های بعد بدانیم. پ. ژ. مناشه می نویسد: «یک انگلیسی عهد سلطنت الیزابت، یک فرانسوی آشنا به دربار ورسای و یک رومی خود را در دربار شاه عباس بزرگ غریب احساس نمی کردند.»

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.