شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

بوشهر سرزمین گنج های پنهان و آشكار 2

بوشهر سرزمین گنج های پنهان و آشكار 2

این بندر در زمان ساسانیان احداث گردید و برای تامین آب آشامیدنی آن به فرمان اردشیر بابكان كانال و شبكه آبرسانی مجهزی ایجاد شد تا آب آشامیدنی آن را از محل دیگری انتقال دهند و همین امر نیز موجب گردید «اردشیر آب» نام گیرد

بندر سیراف نه تنها یك بندر، بلكه یك مركز تجاری و بازرگانی بین‌المللی بود. تجار ایرانی، هندی، چینی، زنگبار و جزایر شرقی و خلیج‌فارس كالاهای خود را به این شهر حمل و كالاهای مورد نیازشان را تهیه و باز می‌گشتند به علاوه سیراف مركز مهم تجارت مروارید در جهان بود.

سیراف در قرن‌های سوم و چهارم هجری به منتهی ترقی و شكوفایی خود رسید.محققین و سیاحان اسلامی درباره سیراف مطالب زیادی نوشته‌اند از جمله مسعودی نوشته هنگامی كه در سال‌های ۹۱۶ و ۹۲۶ میلادی از ماداگاسكار بازدید می‌كرده كشتی‌های زیادی را دیده كه متعلق به بازرگانان سیراف بوده و از بندر اُبله و آبادان مال‌التجاره حمل می‌كرده‌اند و ۲۰ سال بعد یعنی حدود سال ۹۵۰ میلادی جغرافیدان دیگری به نام اصطخری درباره سیراف نوشته است كه در ناحیه اردشیر خوره دومین شهر بزرگ و آباد پارس و مركز بازرگانی و تجارت بوده است.

بازرگانان سیرافی كالاهایی همچون كاغذ، كفش‌های چوبی و صندل، عطر و ادویه و كافور را وارد و به نقاط دیگر می‌فرستادند. بازار چادر و دستمال كتانی و صدف و مروارید بوده است اصطخری درباره «زندگی» در شهر و بندر سیراف همچنین نوشته است:

مردم سیراف ثروتمند و دارای عمارت‌های مجلل دو سه طبقه هستند با وجود گرمای زیاد هوا، كمیابی آب آشامیدنی و میوه و سبزیجات را احساس نمی‌كنند زیرا این مواد را به قدر نیاز از منطقه «جم» وارد می‌سازند.

آنها برای ساختن خانه، چوب از آفریقای شمالی به سیراف می‌آوردند و ارزش هر خانه در سیراف ۳۰ هزار دینار است.

براساس تخمین ابن بلخی معاملات سالیانه بازرگانان تجار سیرافی در سال‌های ۹۰۸ تا ۹۳۲ سالیانه بیش از ۲۵۳۰ هزار دینار بوده كه حكایت از اهمیت اقتصادی و بازرگانی منطقه دارد.

«ابن حوقل» نویسنده دیگری كه در قرن دهم می‌زیسته علاوه بر تشریح شرایط ممتاز تجار سیرافی از ۳ عبادتگاه بزرگی كه در این شهر وجود داشته خبر می‌دهد و بالاخره «مقدسی» محقق اسلامی دیگری می‌نویسد سال ۹۷۷ میلادی زلزله مخربی كه مدت هفت شبانه‌روز به طول انجامید باعث ویرانی و نابودی سیراف گردید.

پس از ویرانی سیراف در نزدیكی‌اش بندر طاهری و كمی دورتر كنگان و دورتر از آن دبر احداث شد همان گونه كه گفتم بندر طاهری در قرن‌های چهارم و پنجم هجری مدتی تبادل كالا در آن تا حدودی رونق داشت ولی هرگز نتوانست اهمیت تجاری و بازرگانی سیراف را باز یابد.

مدت‌ها بود با بالا آمدن خورشید لطافت هوای صبحگاهی به گرمای شرجی آزار دهنده‌ای تبدیل شده بود.

پس از تبادل نظر كوتاهی رئیس شركت به راننده گفت هركجا مناسب بود نگهدار كمی استراحت كنیم و چای و صبحانه بخوریم.

راننده گفت می‌بینید در مسیر راه جای مناسبی پیدا نمی‌شود باید در اولین شهر و بندری كه رسیدیم آنجا سراغ چایخانه و كافه را بگیریم.

ساعتی بعد به بندر لاور رسیدیم روستایی بود با تعدادی خانه ساحلی و چند نخل پراكنده خرما … با چوب و آهن و سنگ و ساروج چند متری در دریا پیش رفته بودند تا قایق‌ها و كشتی‌های كوچك بتوانند پهلو بگیرند بار یا مسافر خود را تخلیه یا سوار كنند.

اتومبیل به زودی كنار یك چایخانه كه به كمك الوار و نی و حصیر و پارچه درست شده بود توقف كرد.

چند تخت چوبی در كنار هم زیر سایبان‌های حصیری چیده شده و چند نفری روی آنها نشسته یا لمیده بودند، چای می‌نوشیدند و قلیان می‌كشیدند.

متصدی چایخانه كه قهوه‌چی نامیده می‌شود تختی را برای ما آماده كرد روی آن نشستیم و گفت اگر دست و صورتتان را بخواهید بشویید آب سرد هم هست.

پیشنهاد خوبی بود مورد استقبال همگی قرار گرفت كوزه بزرگی را آورد و كمك كرد تا دست و صورتمان را بشوییم و بعد، چند چای داغ و پر رنگ و پی در پی، نشاط خاصی در همگی به وجود آورد.

راننده از بسته داخل ماشین، مقداری نان و پنیر و ماست آبگرفته و خرما آورد و پس از صرف صبحانه، پیرمرد گفت من هوس قلیان كرده‌ام و دستور قلیان داد.

قلیان در ایران و بعضی كشورهای همجوار یك وسیله تدخیر است وقتی دود می‌گیرند و می‌كشند علاوه بر اثر نكوتین تنباكو، صدای قل‌قل یا كل‌كل آب تنگ زیرین آن نیز، اثر آرامش دهندگی دارد. قلیان یكی از ابزار تشخص هم هست و پیوسته صاحبان قدرت و ثروت از قلیان‌های گران قیمتی استفاده می‌كنند.

قلیان به طور كلی از سه قسمت تشكیل می‌شود سر و تنه و تنگ یا ته قلیان و قسمت سر و تنه قلیان نیز هریك شامل دو سه قطعه است.

در حالی كه نوع كار و ابزار اصلی و اساسی قلیان در همه جا تقریباً یكی است ولی جنس و شكل ظاهری قسمت‌های مختلف آن در همه جا یكسان نیست و تقاوت‌هایی با هم دارد.

صاحبان قدرت و ثروت از قلیان‌های گران قیمتی استفاده می‌كنند كه سر آن از چینی است یا از سنگ‌های مخصوصی تراشیده‌اند جای تنباكوی آن از ورشو یا نقره قلمكار است بدنه‌اش را از چوب گردو تراشیده‌اند و نی آن نیز مزین به نقره و فیروزه و نگین‌های مختلف است، بالاخره تنگ زیرین آن از چینی یا بلور تراش می‌باشد. و گاه از این قلیان‌ها با همین مشخصات به عنوان یك وسیله زینتی استفاده می‌شود.

نمونه‌های این نوع قلیان‌های گران‌قیمت، در بعضی موزه‌ها یا عتیقه‌فروشی‌های بعضی كشورهای آسیایی و اروپایی دیده می‌شود اما:

وسایل به كار رفته در قلیان‌های معمولی شامل همان سر و تنه و تنگ آن است كه همگی از چوب و شیشه و سنگ و فلز كم بهاست.

قهوه‌چی قلیان را آورد و پیرمرد پس از تعارف به همگی شروع به كشیدن كرد و پس از چند پك طولانی قلیان را به معاون و او پس از چند پك به رئیس شركت تعارف كرد. آنها مرتب قلیان را در اختیار یكدیگر قرار می‌دادند و لب بر جای لب دیگری بر روی نی قلیان می‌گذاشتند بدون این كه هیچ گونه نگرانی داشته باشند.

معاون یك قلیان دیگر سفارش داد و وقتی حاضر شد آن را به من تعارف كرد و گفت مخصوص شماست!

من در حالی كه تشكر می‌كردم به نظرم رسید كه در مقایسه با قلیان‌های نقاط مختلف ایران و حتی پاره‌ای كشورهای همجوار وسیله عجیب و غریبی است زیرا این قلیان كه از جمله صنایع دستی اینجاست و چلیم خوانده می‌شود هیچ یك از اعضایش هیچ تناسبی با هم ندارند و بر خلاف قلیان‌های معمولی كه آن را روی میز یا زمین می‌گذارند و به راحتی به وسیله نی قلیان یا نی پیچ دود آن را به شش‌ها منتقل می‌سازند برای استفاده از چلیم باید آن را با دست نگهداشت كه البته كاری است كه نیاز به تجربه و تبحر دارد.

پس از ساعتی استراحت دوباره اتومبیل جیپ به طرف سیراف و بندر طاهری به حركت درآمد. چند ساعت بعد در نزدیكی بندر طاهری راننده جلوی یك چایخانه كه مغازه نسبتاً بزرگی بود توقف كرد و پرسید آیا نهار می‌خورید؟

هر كس نظری داشت و در نهایت گفتند هرچه من بگویم.

من گفتم چون هوا خیلی گرم است به نظر من همان چیزهایی كه به همراه داریم سالم‌تر از غذای كافه و رستوران است.

مدیر شركت گفت اگر با ماهی موافق باشید كاملاً سالم است منتهی باید جایی غذا بخوریم كه نزدیك دریا باشد و ماهی‌های صید شده را توی آب دریا نگاه داشته باشند.

همه حرف‌های او را تصدیق كردند ولی من از حرفهایش چیزی نفهمیدم و بدون این كه بروی خود بیاورم گفتم با هرچه صلاح بدانید موافقم و با خود اندیشیدم در صورتی كه غذا شرایط مناسبی نداشت من به راحتی قادر خواهم بود از غذاهای همراهمان استفاده كنم.

جیپ از مدتی پیش در مسیری قرار گرفته بود كه رشته كوه‌های نه چندان مرتفعی به موازی دریا امتداد می‌یافت و وقتی به بندر طاهری رسیدیم دریافتم كه بندر در مغرب آن قرار دارد و از وسعت و آبادانی زیادی برخوردار نیست و به همین جهت از توابع شهرستان كنگان است.

بقایای بندر سیراف در جوار بندر طاهری و در جنوب شرقی بندر بوشهر قرار دارد.

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.