شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

بازار بزرگ مكاره ی سفر 2

بازار بزرگ مكاره ی سفر 2

ما با همه جذابیت ها و قابلیت هایی كه در صنعت گردشگری دنیا داریم محدودیت هایی هم داریم كه البته از این محدودیت ها نه تنها ناراحت نیستیم كه آن را جزو ارزش های خود نیز طبقه بندی می كنیم

● ورود به مالزی:
ساعت ۶ بعد از ظهر با هواپیمای مجهز قطر ایرویز به سمت دوحه پرواز می‌كنیم. معمولاً پروازهای با تاخیر در همه جای دنیا اتفاق می‌افتد كه البته تعجب‌برانگیز هم هست. اما در كشور ما معمولاً پروازهای بی‌تاخیر ما را متعجب می‌كند و این پرواز هم در كمال تعجب بدون تاخیر انجام شد!! پس از ۲ ساعت وارد دوحه می‌شویم و بعد از ۵/۳ ساعت انتظار با هواپیمایی بزرگتر و مجهزتر به سمت كوالالامپور پرواز می‌كنیم. رضا ایرانمنش مدیر وقت روابط عمومی و امور بین‌الملل شركت توسعه گردشگری ایران نیز كه با پرواز قطری از تهران به دوحه آمده است با همین پرواز به كوالالامپور می‌آید. شركت توسعه گردشگری ایران متولی برپایی غرفه ایران در نمایشگاه matta بود.

برای سفر به مالزی نیاز به دریافت ویزا نیست. اجازه اقامت حداكثر ۱۴ روزه بدون هیچ هزینه‌ای در فرودگاه بین‌المللی كوالالامپور كه یكی از زیباترین و مجهزترین فرودگاه‌های منطقه است صادر می‌شود اقامت بیش از ۱۴ روز نیاز به طی مراحلی دارد كه زیاد هم سخت نیست بعد از ورود به فرودگاه و طی كردن تشریفاتی ساده و مختصر قبل از آنكه از فرودگاه خارج شویم تابلویی كه اسم من و رضا ایرانمنش بر آن نوشته شده است توجه ما را جلب می‌كند. دكتر امامی اتومبیلی را برای ما به فرودگاه فرستاده بود. وقتی فهمیدم كه فاصله شهر تا فرودگاه نزدیك به ۵۰ كیلومتر است بیشتر به محبتی كه دكتر داشت پی بردم!

تصمیم می‌گیرم در تمام مراحل برگزاری نمایشگاه ایرانمنش را همراهی كنم. او توضیح می‌دهد كه در آخرین ساعات قبل از حركت وسایل نمایشگاهی را كه شامل اقلام تبلیغاتی و وسایل تزیین غرفه بوده است را مهیا و ارسال كرده است.

پس از استقرار در هتل legent هماهنگی‌ها برای برپایی هرچه بهتر غرفه ایران در نمایشگاه آغاز می‌شود. ملاقات با سفیر جمهوری اسلامی ایران در مالزی اولین اقدام است سفیر قول می‌دهد كه از هیچ گونه كمكی دریغ نكند و این گونه هم می‌شود و انصافاً او و همكارانش همه تلاش خود را می‌كنند تا غرفه‌ای آبرومند داشته باشیم.

سفیر در گفتگویی كه با من داشت مردم مالزی را گردشگرانی نجیب عنوان كرد و ابراز امیدواری كرد كه با تلاش بیشتر مسوولین گردشگری كشور امكاناتی فراهم شود تا این گردشگران با سهولت بیشتری به ایران سفر كنند. او گفت كه شیراز و اصفهان و مشهد شهرهایی هستند كه مالزیایی‌ها علاقه‌مندند تا از آنجا دیدن كنند. اسكی و كویر را هم جاذبه‌ای دیگر عنوان كرد كه كشور مالزی از آن بی‌بهره است. شاید به همین دلیل است كه یكی از خیابان‌های اصلی و پر تردد كوالالامپور به نام اصفهان نامگذاری شده است. ایرانمنش از فرصت استفاده می‌كند و در خصوص شركت مشتركی كه در شرف تاسیس است برای سفیر توضیح می‌دهد و از وی می‌خواهد كه در این زمینه نیز سفارت از هر گونه مساعدتی دریغ نكند كه سفیر در این زمینه هم قول می‌دهد هرگونه همكاری كه لازم است انجام دهد، و البته از ما هم قول می‌گیرد كه بعد از نمایشگاه مقداری از مجلات مسافران و اقلام تبلیغاتی مانند بروشور و پوستر و … را در اختیار سفارت قرار دهیم كه بین علاقه‌مندانی كه تعدادشان كم نیست توزیع كنند كه من در خصوص نشریه مسافران و ایرانمنش هم در رابطه با اقلام تبلیغاتی قول همكاری می‌دهیم كه در پایان نمایشگاه به قولمان هم عمل كردیم.

انتشار مسافران شماره ۳۶ به زبان انگلیسی برای توزیع در كشور مالزی خود حكایت جالبی دارد. شاید یكی دیگر از دلایل عقب‌ماندگی ما در بحث جذب گردشگر را بتوان در همین حكایت جستجو كرد. عمده مردم مالزی با ایران آشنایی چندانی ندارند. دلیلی هم برای آشنایی آنها وجود ندارد چرا كه تاكنون كمتر فعالیتی در خصوص معرفی ایران در آن كشور صورت گرفته است و انتشار نشریه‌ای كه بتواند گوشه‌ای از جذابیت‌های كشور به خصوص جذابیت‌هایی كه مورد علاقه مردم آن خطه باشد برای اولین بار بود كه صورت می‌گرفت. برای همین تصمیم گرفتیم ایران را به صورت كلی و چند استان مهم را به صورت شاخص و تفصیلی معرفی كنیم. كرمانشاه، فارس، خراسان رضوی، قم، اصفهان، تهران و كیش انتخاب و مكاتبات و مكالمات با مسوولین استانی آغاز شد تا جاذبه‌های هر استان با صلاحدید مسوولین همان استان معرفی شود. (البته با قبول حدود ۲۵ درصد از هزینه‌ها)

چند تن از مسوولین استانها با رویی گشاده و علاقه فراوان در كمتر از دو روز تمام مطالبی كه نیاز داشتیم را ارسال كردند و البته بعضی از مدیران رده متوسط استانها هم آن قدر مشغول كار و تلاش بودند كه فرصت نداشتند كار كنند !!

لطفاً این دو موضوع را با هم مقایسه كنید:
▪ وقتی به مالزی رسیدم تصمیم گرفتم ملاقاتی با عدنان وزیر گردشگری مالزی داشته باشم در كمتر از ۲۴ ساعت (دقیقاً ۱۸ ساعت) توانستم او و تعدادی از معاونینش را در دفترش ملاقات و مصاحبه كنم.

▪ یك هفته با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان تماس گرفتیم و نامه فرستادیم بعد از یك هفته موفق شدیم با منشی معاون گردشگری آن استان گفتگو كنیم. به علت عدم حضور معاون گردشگری در اصفهان هرچه درخواست كردیم موفق به دریافت شماره موبایل معاون محترم نشدیم پس از این تلاش ناموفق موبایل وی را از همتای او در استان دیگری گرفتیم و پس از بارها تماس و توضیح اینكه چه كار می‌خواهیم انجام دهیم فرمودند كه فردا تماس بگیریم و فردا و پس فردای آن روز به طور كامل با موبایل خاموش وی مكالمه كردیم !! و جالب اینجاست كه قبل از اینكه قرار گفتگو برای روز بعد گذاشته شود گله كردیم كه چرا شماره موبایل را منشی شما حاضر نیست اعلام كند كه پاسخ شنیدیم؛ قرار نیست موبایل مسوولین!! در اختیار هر كسی قرار بگیرد !! بماند كه هنوز كه هنوز است نه پاسخی شفاهی از آن استان دریافت كردیم و نه جواب مكاتبات ما را دادند.

خب وقتی در كشوری بیگانه یك روزنامه‌نگار با تخصص گردشگری بتواند در كمتر از ۲۴ ساعت وزیری را ملاقات كند و در كشور خودش نتواند حتی تلفنی با معاون گردشگری یك استان ارتباط برقرار كند به نظر شما نباید آن كشور با ۲۵ میلیون نفر جمعیت ۱۸ میلیون توریست ورودی در سال داشته باشد؟ و… بگذریم.

به هر حال مقدمات برپایی غرفه فراهم می‌شود و همكاران سفیر نهایت همكاری را با ما به عمل می‌آورند. قرار می‌شود تا بازدیدی از محل غرفه داشته باشیم تا با بررسی وضعیت موجود و با توجه به وسایلی كه در راه بود به غرفه‌آرایی مشغول شویم غرفه ایران در سالن شماره یك قرار گرفته بود و پس از بازدید اولیه متوجه شدیم كه فقط زمین در اختیار ما قرار خواهد گرفت و از موكت، روشنایی، پانل‌ها، و… خبری نخواهد بود! (دلیل آن را دیر واریز كردن وجه اعلام كردند) وسایل هنوز از تهران نرسیده بود و تلاش ما هم برای كسب اطلاع از چگونگی ارسال بار نتیجه نمی‌داد. اختلاف زمانی نزدیك به ۵ ساعت هم مزید بر علت شده بود تا ظهر هر روز نتوانیم با تهران ارتباط برقرار كنیم. و بعد از برقراری ارتباط هم جواب دقیقی نمی‌توانستیم بگیریم. به هر صورت یك روز قبل از برگزاری نمایشگاه اعلام شد كه بار در فرودگاه است و با تلاش زیاد سفارت بار ترخیص و به محل نمایشگاه حمل شد. پس از باز كردن بسته‌بندی‌ها تازه متوجه شدیم كه نیمی از بار به مالزی نرسیده است (البته مابقی بار كه قسمت مهم آن هم بود یك روز مانده به خاتمه نمایشگاه به مالزی رسید!!). از یك طرف غرفه‌ای بدون امكانات و از سویی دیگر عدم دریافت كامل بار این نگرانی را به وجود آورد كه این غرفه چگونه در كمتر از یك روز آماده خواهد شد. خوشبختانه دكتر امامی و همكارانش به خصوص علیرضا قادری كه صاحب تجربه در برگزاری نمایشگاه‌های توریستی در كشورهای مختلف بود بسیاری از مشكلات را حل كردند. دكتر با سعی و تلاش فراوان موفق شد با كمترین هزینه ممكن امكانات اولیه غرفه از قبیل موكت، پانل‌ها، كتیبه‌ها و… را مهیا كند و از طرف دیگر با كمك یكی از ایرانیان علاقه‌مند به نام محسن امیدزاد توانستیم مبلمانی شكیل با تعدادی از صنایع دستی ایرانی را به نمایشگاه آورده و غرفه‌ای زیبا مهیا كنیم. بدون تردید اگر همكاری سفارت، دكتر امامی، علیرضا قادری و محسن امیدزاد نبود (با توجه به نرسیدن بار به نمایشگاه) غرفه ایران به هیچ وجه امكان برپایی پیدا نمی‌كرد. بی‌انصافی است كه اگر از تلاش یك ایرانی دیگر كه خواست نامی از او نبرم یاد نكنم. همو بود كه با توجه به حرفه سابقش توانست با هماهنگی‌های زیاد پوشش بسیار خوب خبری به نمایشگاه بدهد. صدا و سیما، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، خبرگزاری فارس و … در همان روز اول گزارش‌های مفصلی از غرفه ایران به كشور مخابره كردند كه احتمالاً در بخش‌های مختلف خبری آن را ملاحظه كردید.

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.