شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

طبیعت لگدمال طبیعت گردان

طبیعت لگدمال طبیعت گردان

ایرانیان دوست ‌دارند در دنیا ملتی با پیشینه تاریخی درخشان و فرهنگ و تمدن غنی شناخته شوند. البته اگر کسی به کتاب‌های تاریخی رجوع کند یا با گردش در این سرزمین پهناور، آثار برجای مانده از گذشته را ببیند، با آنان هم عقیده خواهد شد؛ اما اگر همان شخص، همراه ایرانیان به دامن طبیعت برود، صحنه‌هایی را می‌بیند که کوچک‌ترین نسبتی با غنای فرهنگی و پیشرفت تمدنی ندارند.

کوه و دشت و جنگل و ساحل و رود و دره، همه جا پوشیده از زباله‌ است. لابد اگر همان شخص از همسفران خود بپرسد موضوع چیست، با شرمساری بسیار و در حالی که می‌کوشند مساله را رفع و رجوع کنند، پاسخ می‌دهند که متأسفانه اندکی از ایرانیان که ما آنها را طبیعت گردنما و کوهنوردنما و جنگل نوردنما لقب داده‌ایم، از روی ناآگاهی یا غفلت چنین کرده‌اند! اما اگر آن شخص متقابلا با استناد به آمار رسمی دولت ایران بگوید آیا ۶۰۰ تن زباله‌ای که فقط در روز سیزدهم فروردین در مناطق حفاظت شده استان تهران رها شده، کار تعداد اندکی از مردم است، پاسخش چه خواهد بود؟

خوشمان بیاید یا نیاید، ما دیگر نسبت چندانی با آن گذشته درخشان نداریم و فرهنگ عمومی‌مان چنان افت کرده که تنها یکی از نمودهایش آلودگی شدید محیط زیست است. این که اساس افکار معنوی ایرانیان باستان بر تقدس عناصر چهارگانه، خصوصا آب و خاک بود و در جای‌جای سرزمین‌شان، هرجا که چشمه ساری و رودی و برکه‌ای بود، برای ایزدبانوی آب‌ها نیایشگاهی ساخته بودند؛ این که به روزگار پس از اسلام، آب مهریه دختر پیامبر بود و حرمت فراوان داشت و روشنایی چشم با نگاه به سبزه فزونی می‌گرفت و بر کاشتن درخت ثواب بسیار بود و شکستن شاخه درختان به شکستن بال فرشتگان می‌مانست، گویی مقوله‌ای است از جنس تاریخ که دشوار بتوان ردپایی از آن را در فرهنگ عمومی امروز پیدا کرد.

بی‌عملی و گاه بی‌تفاوتی سازمان‌های دولتی مسئول نیز مزید بر علت شده و وضع را وخیم‌تر کرده است. برای رفع مشکلات، کارهای زیادی می‌توان کرد. می‌توان در مناطق حفاظت شده سطل‌های زباله تعبیه کرد و در مبادی ورودی آنها کیسه زباله در اختیار مردم قرار داد. دست‌کم در مناطق حساس و قابل کنترل با راه‌اندازی گشت‌های کنترل و نظارت با متخلفان برخورد کرد. در ورودی پلاژهای ساحلی، پارک‌های جنگلی و مکان‌های مشابه، مبالغی را از گردشگران دریافت کرد که با جمع‌آوری و تحویل زباله به آنان برگردانده می‌شود.

با وضع مالیات بر ظروف پلاستیکی یکبار مصرف که بیشترین و خطرناک‌ترین زباله‌های رها شده در طبیعت هستند، تولید و مصرفشان را کاهش داد. پلاستیک‌های قابل تجزیه با پایه گیاهی را جایگزین پلاستیک‌های شیمیایی کرد و از آن مهم‌تر می‌توان از طریق تولیدات رسانه‌ای، تبلیغات محیطی، کتاب‌های درسی مدارس، آموزش تورگردانان و بسیاری شیوه‌های دیگر، سطح آگاهی عمومی درباره حفاظت محیط‌زیست را افزایش داد و برای پاکیزه نگاه داشتن یا پاکسازی طبیعت، انگیزش درونی در آنان ایجاد کرد.

اینها، ساده‌ترین کارهایی هستند که یا تاکنون انجام نشده‌اند یا از گستره و عمق کافی برخوردار نبوده‌اند. برای مثال، در ماده ۶۴ برنامه چهارم توسعه کشور، مصوب ۲۳‌/‌۶‌/‌۸۳ مقرر شده بود در راستای ارتقای آگاهی‌های عمومی و دستیابی به توسعه‌ پایدار به منظور حفظ محیط زیست و با تأکید بر گروه‌های اثرگذار و اولویت‌دار از ابتدای برنامه‌ چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، آیین‌نامه اجرایی مربوط را به پیشنهاد شورای عالی حفاظت محیط ‌زیست به تصویب هیأت وزیران برساند. کلیه دستگاه‌های ذی‌ربط، رسانه‌های دولتی و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ملزم به اجرای برنامه‌های آموزشی بدون دریافت وجه موضوع این ماده قانونی هستند.تازه در نوروز امسال، چهار سال پس از پایان مهلت قانونی این برنامه، سریالی با عنوان آب پریا درباره ضرورت حفظ محیط زیست و پیامدهای تخریب آن پخش شد و البته انتظار نمی‌رود ساخت چنین آثاری هرچقدر که گیرا و پربیننده باشند، تأثیر کلی در رفتار مردم بگذارد؛ چندان که پس از یک دهه برنامه‌سازی در موضوع راهنمایی و رانندگی، هنوز هم تعداد تخلفات و تصادفات و تلفات رانندگی در ایران بسیار چشمگیر است.

 

منبع: aftabir

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.