شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

سفر به تربت جام با استاد فاروق کیانی

سفر به تربت جام با استاد فاروق کیانی

تربت جام از لحاظ فرهنگ موسیقایی یکی از غنی‌ترین مناطق ایران است. این مهم به دو صورت نمود پیدا می‌کند؛ نخست موسیقی مقامی تربت جام که شامل مقام‌های آوازی و‌ سازی است که به وسیله دوتار (که ساز غالب در منطقه است) و سرنا اجرا می‌شود. دوم بازی‌های آیینی و رقص‌های محلی و فولکلوریک که هر یک بیانگر نکات ارزشمند تاریخی، اجتماعی و فرهنگی است. هدف این مقاله این است تا ضمن معرفی یکی از مشهور‌ترین چهره‌های رقص آیینی تربت جام، موسیقی سرنا و دهل و همچنین بازیها و لباس‌های محلی این منطقه را نیز به خوبی معرفی کند.

● معرفی استاد فاروق کیانی

استاد محمد فاروق کیانی‌پور معروف به «فاروق کیانی»، چهره نام‌آشنای بازی‌های آیینی در ایران و جهان، متولد۱۳۳۰ تربت جام است. تحصیلات ابتدایی را در دبستان مِرآت و متوسطه را در تنها دبیرستان شهر به نام «دبیرستان سینا» به پایان رساند. در سال ۱۳۴۵ با تنی چند از یاران بنا به توصیه پدر و ذوق و استعداد خدادادیشان اقدام به تشکیل گروه بازی‌های آیینی کرد و در همان سال اولین برنامه را در تهران اجرا کـرد و با تشویق کارشناسان روبرو شد. در سال ۱۳۵۲ به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به کسوت شریف معلمی نایل آمد. خدمت در روستاها سبب شد تا بیشتر درباره ایـــن هنر تحقیق کرد.

استاد فاروق کیانی در داخل کشور برنامه‌های متعددی داشته که از آن جمله‌اند؛ تئاتر شیخ صنعان، هفت خوان رستم، روایتی از کربلا، سریال غبار نور، کلیپ نهانخانه دل، کلیپ شبهای سفید، کلیپ خورشید خاور، کلیپ از ماست این دیار و... ایشان فعالیت‌های هنری زیادی نیز در خارج کشور داشته‌اند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود؛

ـ اجرای برنامه در کشور کانادا در فستیوال مرد و دنیای پیرامون او

ـ شرکت در سی و سومین جشنواره لفگادای یونان و کسب مقام اول در بین ۱۵ گروه شرکت‌کننده به دعوت دکتر رابرت چولی

ـ اجرای برنامه در مانهایم آلمان در فستیوال جاده ابریشم

ـ شرکت در فستیوال موسیقی خراسان در کشور هلند

ـ اجراهای متعدد در کشورهای فرانسه، انگلستان، بلژیک، پرتغال، آلمان، اتریش، تاجیکستان، امارات، قطر و....

که حاصل این برنامه‌ها کسب چندین لوح و دیپلم افتخار، مدال طلا، قاب و قدح طلایی و... بوده است.

● شناخت مقام‌های سرنا و دهل:

سرنا (سورنا = نای شادمانی) نی‌ای است که منتهی به انتهای شیپور مانندی می‌شود و بر سر آن از پوست نی زبانه‌ای می‌گذارند که به آن قمیش می‌گویند. دهل که از سازهای کوبه‌ای است با پوست حیوانات پوست کشی می‌شود و با مضراب عصا مانندی برآن می‌کوبند. این ساز برای حفظ ریتم دراجراهای موسیقی و مخصوصا در بازی‌های تربت جام به کار می‌رود. به نوازندگان سرنا و دهل (ساز و دهل) در منطقه سـاز دهلی و به نـوازنده دهل نیز دهلی می‌گویند.

برخی از مقام‌های سرنا و دهل در تربت جام عبارتند از: حتن(۱)، الله‌سحر(۲)، چوب بازی، کلاغ ره (۳)، آفر بالا پرده و پایین پرده(۴)، پَلتان پتن(۵)، حنایی(۶)، راه جنگ عجم و راه جنگ ببر، سه چکه و....

مقام‌های سرنا و دهل در تربت جام همواره با حرکات و رقص‌های آیینی این منطقه همراه است که معمولاً در مراسم شادی و شادمانی اجرا می‌شود؛

▪ کِلاغ رَه: معمولاً قبل از مراسم عروسی اجرا می‌شود و در حقیقت با اجرای کلاغ ره به مردم خبر می‌دهند که عروسی در راه است.

▪ راه جنگ عجم و راه جنگ ببر: این دو مقام نیز معمولاً هنگام کشتی‌گیری کهکی از برنامه‌های جشن عروسی است نواخته، و اجرا می‌شود.

▪ الله سحر: یکی از شاخه‌های مقام الله است که به علت اجرا با ساز سرنا به الله ساز معروف است.

● بازی‌های آیینی

حرکات و بازیهای آیینی هر منطقه ریشه در تاریخ و گذشته آن قوم دارد. این حرکات می‌تواند بزمی، رزمی، عرفانی و... باشد. به هر صورت یکی از صور معرفی فرهنگ اقوام مطالعه در حرکات آیینی آنهاست.

در تربت جام نیز اجرای حرکات آیینی که نام بازی به خود گرفته است تنوع زیادی دارد. برخی از این بازی‌ها منسوخ و فراموش شده و برخی دیگر نیز متأسفانه رو به فراموشی است. «دوروغه»(۷) و «هی همبه»(۸) از بازی‌هایی هستند که از بین رفته اند. «گل پتی خان(۹)» نیز از بازی‌هایی است که رو به فراموشی و نابودی است. برخی بازی‌ها نیز اکنون به جز عدّه‌ای اندک راوی و بازیگر ندارند مانند پلتان.

● بازی‌ها

۱) حتن: به فتح الف و ت و سکون ن و بر وزن چمن در زبان پهلوی به معنی شیر بیشه و کرانه‌های کوهستان آمده است. عدّه‌ای نیز در توجیه لزوم تمرین آماده‌سازی بدن آن را حتماً می‌گفته‌اند. این بازی یکی از معمولترین انواع رقص‌های محلی منطقه خراسان است. حرکات حتن سراسر حرکات رزمی و پهلوانی بوده و در پادگان‌های نظامی برای آمادگی جسمانی و روحی سربازان اجرا می‌شده است. حتن با حرکاتی موزون شامل چرخ‌ها (چپ و راست و چرخ سینه) و پرش‌ها شامل یکسری حالات حمله و دفاع است که به وسیله ۱۰۰-۱۲ بازیگر انجام می‌شود. بازیگران با هماهنگی بسیار دیدنی دو دست را به نشانه تشکر از مام زمین به خاطر باروری و رویش بر زمین می‌گذارند که این حرکت خود معرّف یگانگی و وحدت است. حتن امروزه انواع مختلفی دارد که براساس منطقه بازی و حتی نام برخی نوازندگان سرنا به علت تبحری که در اجرای آن مقام داشته نامگذاری می‌شوند.

حتن عشایری (اوشاری)(۱۰) این بازی مخصوص منطقه جام بوده است، حتن جامی (ملی)، حتن افغانی (اگرچه نامی مأنوس برای مردم منطقه است ولی اصل آن متعلق به افغان‌هاست)، حتن باخرزی این بازی را مخصوص بانوان می‌دانند، (اگرچه در جشن‌های فامیلی مردهای فامیل نیز در کنار زنان طایفه به اجرای حتن باخرزی می‌پردازند) و حتن استاد رسول (یکی از نوازندگان بنام سرنا) از آن جمله‌اند. تفاوت این مقام‌ها از دو جهت قابل بررسی است؛ یکی اینکه از لحاظ نوازندگی تفاوت‌هایی درتحریر‌ها و فسیل‌هایی (بالا‌ترین نت مقام) است که در آن اجرا می‌شود. دوم از لحاظ ریتم بازی؛ مثلاً حتن حسن‌آبادی که ریتم کندتری دارد و معمولاً برای بازیگران مسن و پیر اجرا می‌شود.

۲)چوب بازی: بیانگر جایگاه اولیه چوب به عنوان اولین وسیله دفاعی بشر است. چوب بازی شامل دو نوع یک چوبه و دو چوبه است که نوع دوم نبرد رستم و سهراب را به نمایش می‌گذارد.

هریک از این بازی‌ها دارای ۱۲ تا ۱۸ حرکت است. حرکات حریف طلبیدن، رجزخوانی، راه جنگ ببر، راه جنگ عجم، تک و پاتک و جنگ و گریز، خروس جنگی، چرخ محمودآبادی و... از جمله این حرکات است

۳) مشق پلتان: مشق = رژه، پلتان = پیل تنان

در زمان هخامنشیان و اشکانیان در پادگان‌های نظامی برای آمادگی جسمی به سربازان آموخته می‌شده است. افراد در این بازی همراه با سرنا ( سورنا = نای شادمانی که جای شیپور جنگ را گرفته است) بازیگران این بازی اکنون از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی‌کند.

۴) سه چکه: این آیین نیز از آیین‌های فراموش شده است که در اصل دور شدن دو قبیله از هم و وداع کردن آنها با یکدیگر را نشان می‌دهد.

۵) گل پتی خان: بیانگر داستان عاشقی چوپانی پاکدل به دختر خان است. به خاطر اختلاف فاحش طبقاتی برادران دختر چوپان را از بین می‌برند. گل پتی خان مانند رقص خنجر ترکمن توأم با اصواتی است که از گلوی بازیگران خارج می‌شود. این آیین نیز به فراموشی سپرده شده است.

۶) حنایی: مراسم خاص مجالس عروسی است. آیینی بزمی است که مرد و زن با هم انجام می‌داده‌اند. در آخرین شبی که دختر در خانه پدر است و فردای آن روز به خانه شوهر می‌رود دست‌های عروس را حنا می‌کنند. نزدیکان عروس و داماد نیز در این مراسم شرکت کرده و آنها نیز به نشانه شادمانی دست‌هایشان را حنا می‌کنند و هدایایی به عروس می‌بخشند. حرکات آیینی که زن و مرد دست‌جمعی انجام می‌دهند این بازی در ابتدا با حرکات بسیار سنگین شروع شده و در آخر با چرخ‌هایی که نشان‌دهنده حنابندان است ختم می‌شود. حنایی دارای ۱۸ حرکت بوده که هم اکنون به جز چند حرکت آن به جا نمانده است. رقص حنایی نیز بیانگر همین رسم و رسومات است.

۷) آفر: از مصدر آفریدن است و در منطقه به آن اَپر(۱۱)، اَفر(۱۲) و لَپَر(۱۳) نیز می‌گویند. در دو شکل اجرا می‌شود که یکی مراسم کاشت، داشت و برداشت گندم که دومی آخر قالی بافی است.

آفر کاشت گندم دارای حرکات خاصی است که عبارتند از ۱۸ حرکت، بدین ترتیب:

الف) انتخاب مرغوبترین زمین توسط سالار کشتمندان. در حالیکه دست چپ را بر گُرده کمر استوار کرده و دست راست را به نشانه قدرت گرفتن از عالم بالا در بالای سر نگه می‌دارد.

ب) مرحله کاشت بذر. ۱۲ هنرمند با لباس‌های متحدالشکل به کاشتن بذر در دل زمین می‌پردازند.

ج)شخم زدن.

د)پوشاندن بذر در دل زمین برای جلوگیری از خورده شدن و اتلاف آنها توسط پرندگان.

ه) پَل بندی(۱۴). این کار به منظور تقسیم یکسان و مساوی آب به زمین است.

و) دعا برای رشد سریع و به هنگام محصول

ز) پاسبانی و نگهبانی از کشت.

ح) درو کردن محصول.

ط)حمل محصول برای خرمن کردن.

ی) کوبیدن محصول برای جداسازی کاه از دان.

ک)غربال کردن.

ل) آسیاب کردن گندم برای تهیه آرد.

م) ساختن چونه و پختن نان.

ن)نشان دادن سال بد و کم حاصل با زدن یک دست بر سر.

س) نشان دادن سال قحطی با زدن دو دست بر سر.

ع) عبادت به درگاه خداوندگار عالم. این حرکت با نگه داشتن دو دست در جلو صورت و پیشانی نمایش داده می‌شود.

ف) نهادن دست راست بر زمین به نشانه تشکر و قدردانی از مادر زمین به خاطر آنچه برای زندگی رویانیده است

ص) شادی و دست‌افشانی. در این حرکت که آخرین حرکت آفر است به صورت حلقه‌وار جمع می‌شوند و اذکاری را بر زبان می‌رانند.

● لباس‌های محلی

اگر چه اکنون فقط هنرمندان محلی و پیران منطـقه لباس‌های محلی را می‌پوشند اما این لباس ریشه بسیار کهنی دارد و هریک از اقسام آن فلسفه و تعریف خاص خود را دارد. لباس‌های محلی منطقه عبارتند از پیراهن ۴۰ تریزه و شلوار سفید، جلیقه سیاه، پی تاوه، کلاه و مندیل(۱۵)(دستار)، کفش‌های مخصوص و دستمال ابریشمی که جداگانه هریک از آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم؛

۱) پیراهن و شلوار سفید که در قدیم دو نوع بوده. در گذشته ۲ قشر از مردم به نام‌های خوانین و کشاورزان زندگی می‌کرده‌اند که به فراخور حال هر یک لباس مخصوص خود را داشته‌اند. لباس خان‌ها به بَرچاک(۱۶) معروف بوده. بدین معنی که از دو سمت راست و چپ دامن برش خورده و به دو تکه جلویی و عقبی تقسیم می‌شود که اکنون به لباس پاکستانی یا افغانی در بازار عرضه می‌شود و لباس کشاورزان همین لباس ۴۰ تریزه بوده است. این پیراهن از برش‌های متعددی که تریزه(۱۷)(تکه) نام دارد دوخته می‌شده است. ویژگی بارز این لباس دامن چین دار آن است که در زمان برزیگری محصول را در آن جمع‌آوری می‌کردند. این در حالی است که در دامن برخی از این لباسها حدود ۴۰ کیلوگرم گندم جا می‌گرفته است. همچنین دامن ۴۰ تریزه در زمان چرخشهای بازیگران به سان چتری باز می‌شود.

۲)جلیقه سیاه در برابر لباس سفید نشان‌دهنده تاریکی در برابر روشنایی و نور است.

۳) پی تابه = پا تابه (که در محل به آن «پی تََوَه»(۱۸) یا «پَتَک»(۱۹) می‌گویند). بافته‌هایی است پشمین که بر پا می‌پیچیدند که هم محافظ پا از یخ زدن در فصل زمستان باشد و هم پا را از گزش و نیش امثال مار و عقرب و آسیب خار و خاشاک محافظت نماید. کلاه و مندیل عبارتند از کلاه قرص و دستاری که بر سر می‌بندند. این دو نیز محافظ سر و صورتند. کلاه معمولاً از الیاف سیمی مرغوب و با آستری مخمل ساخته می‌شده است. مندیل نیز در گذشته از جنس کرباس بوده ولی اکنون مرغوبترین آن از جنسی به نام فاج (۲۰)است.

۴)چارق یا چقه کفش‌های مخصوصی هستند که در قدیم استفاده می‌شدند. چارق پا افزاری چرمی در دو نوع «رُوّی»(۲۱) و «اُوّی»(۲۲) بوده که اولی در مواقع پیاده روی و راه پیمایی و دومی در مواقع آبیاری کشت یا به اصطلاح محلی «اوگیری»(۲۳) مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند. چقه که تلفظ درست آن «چُقِّی»(۲۴)است، عبارت بوده از کفی یِ تخت و نسبتاً پهنی با رویه‌ای کلاً چرم که کفی و تخت در اصطلاح به صورت «گُوّمیشی»(۲۵) به هم دوخته می‌شده است.

۵) دستمال ابریشمین: اگرچه غالب بازیگران آن را به گوشه راست لباسشان می‌آویزند ولی چنین بر می‌آید که دستمال در لباس قدیم جایگاهی نداشته و در آن زمان سارُق(۲۶) یا روسری (چارقَد)(۲۷) سفید و مندیل مانندی بوده که آنرا به کمر می‌بستند.این سارُق یا چارقَد استفاده‌های متعددی داشته است. مثلا در موقع رفتن سر زمین در آن نان و آذوقه روز را می‌بستند و با خود می‌بردند. همچنین چون در موقع کار عرق می‌کردند و بعد از فراغت از کار ممکن بود سرما خورده و کلیه درد و کمر درد بگیرند، لذا از سارُق به عنوان وسیله‌ای برای گرم نگه داشتن بدن استفاده می‌کردند.

با تشکر ویژه از اساتید موسیقی و بازی‌های آیینی تربت جام آقایان غلامعلی پورعطایی، فاروق کیانی، الله‌داد ضربی، عبدالله عبدی و سیدمهدی امیری.

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.