شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

بادگیرهای فراموش شده استان كرمان

بادگیرهای فراموش شده استان كرمان

درآمدی بر شناخت و آسیب شناسی شهر کرمان

کرمان امروزی، شهری است بسیار دورتر از دیروز خویش؛ به عبارتی گذشت ایام تناسبی با تغییر چهره شهر نداشته است. آن معماری ناب دیروز کجا و این هرج و مرج شهرسازی امروز کجا … کرمان دیروز در حاشیه قلعه دختر و قلعه اردشیر منسوب به اردشیر ساسانی و در امتداد غربی این دو قلعه ساخته شده است. هنوز بقایایی از این دو قلعه که به نظر می رسد آتشکده آناهیت و پرستشگاه ایزدباد یا آناهیای باستانی بوده است، در منتهی علیه شرقی کرمان و بر روی ارتفاعات تپه ای باقی مانده است. گذر زمان در نظام شهرسازی ایران، آرام و پیوسته پیش رفته و وقار و استواری ماهیت بناها نیز حاصل همین پیوستگی بوده است. به همین دلیل است که چند صد سال رشد شهرسازی کرمان، در حد فاصل چند خیابان محدود صورت گرفته است. اما گسترش شهر کرمان در چند دهه اخیر چند برابر تمام تاریخ چند صد ساله کرمان است! آن هم نه به گونه ای در امتداد مسیر و بافت ماهیت فرهنگی شهرسازی دیروز که متأثر از همان نظام فرهنگی صادر شده از سوی حکومت مرکزی در قبل از انقلاب بوده است و متأسفانه همان طرح هم بدرستی اجرا نشده است. کرمان در مسیرهای شمالی، جنوبی و غربی رو به گسترش است و این مسیرها تا مناطق شمال غربی و آن سوی کمربند بزرگراه امام و در جنوب تا محدوده دانشگاههای شهر و از غرب تا فرودگاه ادامه یافته است. ساخت و ساز شرکتهای تعاون ادارات و انبوه سازی آنها با الگوهای مشابهی که در سراسر ایران برای معماری انبوه سازی وجود دارد، در حاشیه کمربندی شهر، کمربندی از توده های خاکستری سیمان، گرد بافت آجری و فیروزه ای شهر کهنه کشیده است، همچون دیوارهای زندانی که خلق محصور خویش را به تنگ آورده باشد!

شهرک خاکستری رنگ افضلی پور، شهرک کارمندان دانشگاه و در کنار آن شهرک ولایت و شهرکهای مشابه، در حاشیه کمربندی شهر، بی هیچ هویتی از بافت معماری کویری ایران و حتی دور از ساده ترین مبانی زیبا شناسی معماری امروز است. با این حال ساخت و ساز و گسترش شهر ادامه دارد. امروزه رونق ساختمان سازی بیشتر در منطقه آزادی جریان دارد. از طرفی با موانعی که این روزها برای انبوه سازی و تراکم به وجود آمده، بازار دلالی در کرمان به سمت و سوی تجارت زمین پیش رفته که خود به تورم قیمت زمین منجر شده است. به طور مثال در کمتر از دو سال قطعه زمینی به ارزش سه میلیون تومان در منطقه بلوار جمهوری کرمان، سی میلیون تومان خرید و فروش شده است! سازمانهای مسؤول نیز به جای آنکه با راهکارهای آسیب شناسانه، تورم قیمت زمین را مهار کنند، با دلالان به رقابت پرداخته و تابع بازار شده اند. از طرفی نبود قوانین روشن و مشخص باعث شده است سیاستگذاری مدیریتهای شهری با تغییر مدیریت، تغییر کند! نمونه اش پل هوایی کمربند کنار شهرک افضلی پور است که با دستور شخصی مدیریت قبلی اجازه ساخت می گیرد و در دوره مدیریت بعد، نیمه کاره رها می شود در کرمان از نوسانات قیمت زمین در چند سال گذشته، تنها نظام دلالی متصل به برخی جریان های مدیریتی سود برده اند. در کرمان، زمین هنوز به صورت قصبه ای محاسبه می شود و این قاعده نیز روند تساعدی قیمت زمین را تسهیل کرده است، به طوری که کمترین نوسانات قیمت زمین در کرمان بر پایه یک قطعه قصبه ای محاسبه می شود.

ساخت و ساز در مناطق حاشیه شهر کرمان، تا خارج از مرزهای «محدوده شهری» پیش رفته و با آنکه کمبود آب عامل محدودکننده توسعه شهری است، در کرمان، شهر بی نظارت کارشناسی رو به گسترش است. آب قنات حسین آباد که یکی از منابع مهم تامین آب شهر بوده امروزه تقریبا خشک شده و چاههای عمیق شهر نیز به خاطر نبود فاضلاب شهری در کرمان، در معرض آلودگی قرار گرفته است.

اصرار به این توسعه ناهمگون شهری، با همه بحرانهای موانع توزیع امکانات، در حالی صورت می گیرد که چندین هکتار زمین در بافت مرکزی شهر پتانسیل ساخت و ساز دارد و این روزها مخروبه هایی است که چهره بافت قدیم را تبدیل به ویرانه کرده است.

از طرفی آفت معماری ناهمگون، قلب بافت کهنه معماری شهر را نیز هدف گرفته است. کافی است در محدوده محله های بازار قدیم شهر، امتداد کوچه ای را پی بگیرید تا ویرانی ماهیت بناها را مشاهده کنید. دریغ از یک محله کهنه در کرمان که از آفت ساخت و سازهای بی هویت و ناهمگون مصون مانده باشد …

از کوچه جنب حمام وکیل، قدم به کوچه های گلی بافت قدیم می گذاریم؛ همه چیز ویران شده است و زشت تر از ویرانی خانه های متروک، بنای دولتی بانک است! در سفرنامه سایکس در قرن سیزده ه‍.ق، از کرمان با چهار محله قطب آباد، میدان قلعه، شاه عادل و خواجه خضر یاد شده اما دیگر اثر واضحی از آن محله های کهنه نیست و این کهنگی می خواهد به تاریخ بپیوندد. تنها در کوچه جنب مدرسه ضیاییه که اداره اوقاف حکومت پهلوی بوده، یک بادگیر کهنه باقی مانده است؛ هنجاری میان ناهنجارهای تمام. معماری جزء مهمی از عناصر شکل دهنده فرهنگ شهری است. وقتی این جزء مهم نادیده گرفته می شود، همه عناصر دیگر فرهنگ نیز نادیده گرفته شده است. کرمان شهر بادگیرهای فراموش شده است. نگینی در کویر ایران که با تقدیر شوم جوامع در حال گذار و بی تفاوتی نظامهای مدیریتی، مات و آلوده شده است.

● یخدان ها

در دو محله شهر کرمان و در اکثر شهرها و آبادی های استان، هنوز بنای خشتی مدور و زیبای یخدانها، ارجاعی به گذشته است. گنبد پلکانی بزرگ یخدان و حصار خشتی امتداد آن، هنوز بعد از قرنها پا بر جای مانده است. در زمستانهای قدیم، استخرهای کنار یخدان را هر روز پر آب می کردند، در شبهای سرد کویر، روی آب یخ می زند. شخصی که اداره امورات یخدان بر عهده او بوده، یخ روی آب را می شکسته و آن را در چال یخدان که در مرکز گنبد خشتی قرار دارد می انداخته است. این کار در تمام زمستان ادامه می یافته و یخ های انباشته شده بر هم به تکه یخ های بزرگی تبدیل می شده که گاه با عرقیجات، گیاههای معطر و یا دانه های انار، خوشرنگ و بومی شده است. در یخدان را در انتهای زمستان با گل و ملات می پوشاندند و در آغاز تابستان، یخچال های مؤیدی و آن دیگری که در امتداد خیابان مشتاق است، یخ ساکنان شهر کرمان را تأمین می کردند.

تابستان وقت پالوده کرمانی است. گلاب، عرقیجات آرام بخش گیاهی و نشاسته های دانه دانه، با آب و یخ فراوان یخدانهای شهر، رهگذر گرماخورده کویری را از خمودی آفتاب تند کویر لختی در می آورده است. پالوده کرمانی، امروز نیز چنین می کند!

● کرمان در تقسیمات کشوری

کرمان دومین استان پهناور ایران، یازده درصد مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. مطابق با آخرین تقسیمات کشوری، کرمان ۱۱ شهرستان دارد که بر حسب توسعه یافتگی عبارتند از: کرمان، سیرجان، رفسنجان، زرند، شهر بابک، بردسیر، بم، جیرفت، بافت، راور و کهنوج.

کرمان از شمال غربی به یزد، از شمال شرقی به خراسان، از جنوب شرقی به سیستان و بلوچستان، از جنوب به هرمزگان و از غرب به فارس منتهی می شود.

مطابق با آخرین آمارهای موجود، این استان ۱۴۳۲۰ آبادی داشته که در کمتر از ۵ سال متأسفانه ۸۳۵۳ آیادی آن، خالی از سکنه شده است! کاهش جمعیت روستا با رکود روستایی و رونق شهری و توزیع نامتناسب امکانات، ارتباط مستقیم دارد.

● کوچ با ریشه ای در اعماق

امروزه تمامی شهرهای ایران، درگیر معضل بزرگی به نام جمعیت حاشیه شهرها هستند که ضریب بالای جمعیتی آن را روستاییان مهاجر تشکیل می دهند. تعادل نداشتن در سهم بندی امکانات شهری و روستایی از یک سو و کاستی های خدمات کشاورزی که به رکود رونق زراعت انجامیده است، از سوی دیگر، از عوامل اصلی این ترک موطن و زادگاه روستاییان تلقی می شود. هجوم یکباره فرهنگ مصرفی شهری به روستاها، به غلبه فرهنگ مصرف به جای تولید می انجامد و زمانی که قواعد و ابزارهای این فرهنگ در روستا وجود نداشته باشد، طبیعی است که میل مهاجرت به خاستگاه امکانات مصرفی یعنی «شهر»، شکل می گیرد. اینگونه است که نیروی تولیدگر روستایی با غلبه قاعده مصرف به جای تولید، زمانی که در تنگنای معضلاتی همچون خشکسالی هم قرار می گیرد، به مناطق حاشیه شهرها موسوم به مناطق شهری کوچ می کند و به کارگر روزمزد شهر بدل می شود. تبعات همزیستی فرهنگهای متضاد در این مناطق شهری که از فرهنگهای گوناگون اقوام مهاجر شکل گرفته است، می تواند فاجعه بیافریند. اساساً این مناطق شهری از مهمترین مراکز پرورش بزه اجتماعی محسوب می شوند. این یک اصل جامعه شناختی است که خرده فرهنگها و همزیستی آنها در فضایی که جبر اجتماعی آن را به وجود آورده، تولید «ضد فرهنگ» می کنند. امروزه جمعیت استان کرمان در مرز ۵/۲ میلیون نفر قرار گرفته که بیش از ۵۷ درصد آن در شهرها تجمع یافته است. میزان مهاجرت روستایی در استان کرمان خارج از قاعده تولید و همچون خشکسالی و کمبود آب بوده که کشاورزی استان را نیز با معضلات جدی مواجه ساخته است.

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.