شماره تلفن تماس با ما

051-34227301

 

My title

گردشگری در قرآن 2

گردشگری در قرآن 2

یكی از واژه هایی كه در رابطه با گردشگر ی و جهان گردی در قرآن مطرح شده است, واژه سیاحت است این كلمه با سایر اشكال آن در چند جای قرآن به چشم می خورد

قرآن مجید, به هنگام ترسیم سیمای مؤمنان و تصویر چهره فرزانگان به تكلیفهای فردی و اجتماعی و ویژگیهای ارزشی آنان اشاره می كند و یكی از آن ویژگیها را (سائح) بودن آنان می شمرد: (التائبون العابدون الحامدون السائحون الراكعون الساجدون الآمرون بالمعروف والناهون عن المنكر و الحافظون لحدود الله…)۱۷

آنان كه با خدا روی آشتی دارند و خدا را عبادت می كنند, با سپاس و ستایش خداوند نرم و آرام در راه زندگی قدم می زنند, تكلیف انفرادی خود نماز را با دو ركن اصلی آن ركوع و سجده بپا می دارند و تكلیف اجتماعی خود را با دو ركن اساسی آن امر به معروف و نهی از منكر, به فرجام می برند و مرزهای الهی را نگهبانند.

در این آیه (سیاحت) در كنار دیگر ارزشها قرار گرفته و معنای آن هم نمی تواند منحصر و محدود به یك مصداق مانند روزه باشد. گروهی از مفسران به قرینه سیاق و روند آیه آن را به معنای سیر وحركت به سوی مراكز عبادی معنی كرده اند, ولی هم ایشان باز در توضیح معنای سیاحت گفته است كه: (یسیحون ویجولون من معهد من المعاهد الدینیّه و مسجد من مساجد الله الی غیره)۱۸

از ویژگیهای مؤمنان راستین یكی آن است كه گردش و حركت می كنند از پایگاهی از پایگاههای دینی و عبادی بسوی پایگاهی دیگر. این معنا سازگار با همان معنای لغوی است كه سیاحت را به معنای حركت و جابه جایی و گردشگری دانسته است. در آغاز سوره توبه نیز این آیه به چشم می خورد كه: (فسیحوا فی الأرض اربعهٔ اشهر.)۱۹

پس بچرخید در زمین چهار ماه.

علامه طباطبایی در تفسیر آیه می نویسد:

(السیاحهٔ, السیر فی الأرض والجری ولذلك یقال للماء الدائم الجریهٔ فی الساحهٔ: السائح, و امرهم بالسیاحهٔ اربعهٔ اشهر كنایهٔ عن جعلهم فی مأمن فی هذه البرههٔ من الزمان و تركهم بحیث لایتعرض لهم بشر حتی یختاروا مایرونه انفع بحالهم من البقاء او الفناء.)۲۰

سیاحت, گردش در زمین است به همین جهت به آبی كه دائم درجریان است (سائح) گویند. خداوند كه به مشركان دستور سیاحت می دهد كنایه از آن است كه چهار ماه در امنیت باشند [ و به هر چیز بیاندیشند و به هر جا بروند] تا آنچه به سودشان هست برگزینند; ماندن یا رفتن و نابود شدن.

در سوره (تحریم) نیز, اوصاف زنان شایسته را شمارش می كند كه از جمله (سائحات)۲۱ بودن آنان است.

از مجموع این آیات چنین به دست می آید كه ایستایی و ماندن در یك مكان مانند زادگاه و یا محل زندگی به خودی خود ارزش نیست, بلكه از آن سوی سیروسفر و سیاحت و حركت و گردش كردن و آگاهی یافتن از محیط پیرامون وجهان پهناور, نوعی ارزش بشمار می رود كه مؤمنان از آن برخوردارند. سیاحت و مسیح

از اشارات آیات قرآنی و نیز از صراحت روایات بر می آید كه: حضرت عیسی(ع) مصداق كامل و روشنی از گردشگران و جهانگردان دنیا به شمار می رود.

لغت شناسان پیرامون واژه (مسیح) چنین اظهار داشته اند:

(ساح فی الأرض أی ذهب… وقد ساح, ومنه المسیح بن مریم علیهما السلام, فی بعض الأقاویل: كان یذهب فی الأرض فأینما أدركه اللیل صفّ قدمیه و صلی حتی الصباح, فاذا كان كذلك فهو مفعول بمعنی فاعل.)۲۲

این واژه (ساح) به معنای (رفت) آمده و كلمه (مسیح) هم از این اصل گرفته شده و در پاره ای از گفته ها آمده است: آن حضرت در زمین راه می رفت و می گشت, آن گاه كه شب فرا می رسید تا به صبح به عبادت می ایستاد. بنابراین (مسیح) در این جا به معنای (سائح) و گردشگر است.

امام صادق(ع) درباره این ویژگی حضرت عیسی(ع) می فرماید: (ان عیسی بن مریم كان من شرایعه السّیح فی البلاد….)۲۳

گردش كردن و مسافرت در بین شهرها و آبادیها جزء شریعت حضرت عیسی(ع) به شمار می رفته است.

او, همواره در زمین سیر می كرد و به سیاحت مشغول بود, تا هم با شگفتیهای آفرینش آشنایی بیش تری پیدا كند و هم در راه هدایت بندگان خداوند گام بنهد و هم از بدخواهان گریخته و به دیدار نیكان توفیق یابد.

در كتابهای روایی و تاریخی این ویژگی آن حضرت به گونه ای روشن تر بیان شده است:

۱ . (قال رسول اللّه(ص) مرّ اخی عیسی(ع) بمدینهٔ وفیها رجل وامرأه یتصالحان.)۲۴

۲ . (وعنه(ص) مرّ اخی عیسی(ع) بمدینهٔ واذا فی ثمارها الدود.)۲۵

۳ . (وعنه(ص) مرّ اخی عیسی(ع) بمدینهٔ واذا وجوههم صفر.)۲۶

تعبیر پیامبر اسلام(ص) به این كه حضرت عیسی(ع) از آبادی و یا شهری می گذشت نشانگر آن است كه آن حضرت, همواره در حال سفر و سیاحت و گردش هدفدار بوده و در راستای هدایت مردم و آشنایی آنان به ارزشهای الهی, از این سوی به آن سوی و از این شهر به آن شهر در حركت و رفت وآمد بوده است.

در پاره ای از روایات از امام صادق(ع) چنین رسیده است كه: (بینا عیسی بن مریم فی سیاحته اذ مرّ بقریهٔ فوجد اهلها موتی فی الطریق والدور….)۲۷

در لابه لای گردش و سیاحت, حضرت عیسی(ع) به آبادی رسید كه تمام مردمان آن در راه و منزلها مرده بودند….

باز همین تعبیر (سیاحت) به عنوان الگوگیری و نمونه یابی بر زبان رسول خدا(ص) جاری شده است. ابی ذرغفاری می گوید: روزی در خدمت پیامبر بودیم, آن حضرت نماز خواند و سپاس خدای گفت سپس فرمود: (یابن جندب من اراد ان ینظر… الی عیسی فی سیاحته… فلینظر الی هذا الرجل المقابل… فالتفت الناس ینظرون من هذا المقبل فاذا هو علی بن ابی طالب علیه الصلاهٔ والسلام.)۲۸

پسرجندب! هر كس بخواهد به سیاحت عیسی بنگرد… به آن مردی كه از روبه روی آید بنگرد. مردم به آن سو نگریستند, چهره علی بن ابی طالب(ع) را مشاهده كردند.

مقصود آن است كه عیسی(ع) به عنوان الگوی سیاحان و گردشگران در فرهنگ دین مطرح شده است. جالب این است كه در پاره ای از تعبیرها و گویش های امامان معصوم(ع) از حضرت عیسی به عنوان (سیّاح) و جهانگرد یاد شده است.

مرحوم مجلسی, روایت مفصّلی را می آورد بدین شرح:

مردی یهودی كه دانا و آگاه به شرایع آسمانی بود, از شام به مدینه آمد و در جمع یاران رسول خدا(ص) كه علی(ع) هم در میان آنان بود حاضر شد. پرسشهای فراوانی داشت كه یكی یكی مطرح كرد و پاسخ آنها را می طلبید. علی(ع) آمادگی خود را برای پاسخ گویی اعلام كرد, و او پرسشهای خود را آغاز كرد از جمله:

طرفداران عیسی چنین می پندارند كه او (سیاح) و جهانگرد بوده است؟

امام(ع) فرمود: آری چنین است و پیامبر اسلام(ص) نیز سیاحتش در صحنه های جهاد و پیكار بود.

روایتها و رهنمودهای رسیده از پیشوایان معصوم نیز گویای آن است كه: پختگی و كمال و حقیقت یابی و رسیدن به عینیّت و واقعیت در پرتو سیروسفر و جهانگردی ممكن و میسور است و مسلمانان باید برای این بخش از زندگی نیز, برنامه ریزی كنند.

امام علی(ع) در این زمینه می فرماید: (لیس للعاقل ان یكون شاخصا الا فی ثلاث, مرمهٔ لمعاش اوخطوهٔ فی معاد, او لذهٔ فی غیر محرم.)۳۰

خردمند از شهری به شهری [و از كشوری به كشور دیگر] نمی رود, مگر برای یكی از این سه چیز: سامان دهی امور معیشتی, گام نهادن در اصلاح آخرت, برخورداری از لذت و تفریح سالم.

(شاخص) به معنای جابه جایی و انتقال از مكانی به مكان دیگر و از شهری به شهر دیگر است. در این فراز, امام علی(ع) بهره مندی و برخورداری از لذتهای مباح و حلال را در گرو سیر و سفر دانسته و آن را بخشی از زندگی مسلمانان شمرده است.

در جای دیگر از آن حضرت رسیده است كه فرمود: (لیس الخبر كا المعاینهٔ.)۳۱

شنیدن كی بود مانند دیدن.

ونیز فرمود: واسكن الأمصار العظام فانها جماع المسلمین.)۳۲

در شهرهای بزرگ, كه مركز اجتماع انبوه مسلمانان است, سكنی گزین.

دانشمند فرزانه محمد جواد مغنیه در توضیح این فرازاز كلام امام می نویسد:

(سكنی گزیدن و سفر كردن به شهرهای متمدن و بزرگ, آدمی را به ره آوردهای تمدن و ابتكارات و اختراعات بشری, آشنا می سازد و فاصله تمدنها و پیشرفتها را به مردم نشان می دهد. و افقی ژرف تر وگسترده تر از آنچه در آن می زیند به روی آنان می گشاید.)۳۳

در ضرب المثل ها آمده است: (جهان دیدن به از جهان خوردن) است.

از حدیثهایی مانند (اطلبوا العلم ولوبالصین)۳۴ نیز می توان آموخت كه اسلام برای فراگیری علم و دانش مرز نمی شناسد و گردشگری و جهانگردی را در رابطه با اندوخته های علمی و فراگیری تجربه از دیگر ملتها و كشورها لازم و ضروری شمرده و به مسلمانان دستور و فرمان اكید داده است.

ادبیات فارسی و عربی ما نیز, از همین فرهنگ قرآن و سنّت اثر پذیرفته و در آثار باقی مانده و موجود ملی و مذهبی, به مسأله گردشگری و جهانگردی اهمیت و توجه فراوانی شده است:

تغرب عن الأوطان فی طلب العلی و سافر ففی الاسفار خمس فوائد تفرّج همّ واكتساب معیشهٔ و علم و آداب و صحبه ماجد

در این شعر كه منسوب به حضرت علی(ع) است, به مسأله سیر و سفر و جدا شدن از وطن و زادگاه اشاره شده و گذشته از این كه سفر و گردشگری را تعالی بخش شمرده به فایده های پنجگانه آن نیز پرداخته است.

۱. غم زدایی و پیدایش نشاط و شادابی

۲ . فقرزدایی و رسیدن به زیستی شایسته

۳ . دانش آموزی و فراگیری تجربه.

۴ . آشنایی با فرهنگها و آداب و رسوم

۵ . دوست یابی و شناخت یاران نیك و بزرگوار.

شاعران فارسی زبان نیز در این زمینه به نكته های ارزشمندی اشارت كرده اند. سعدی شیرین سخن, كه خود جهانگردی را به مدت سی سال آزموده است, می سراید:

در اقصای عالم به گشتم بسی به سر برم ایام با هر كسی ز هر گوشه ای توشه ای یافتم ز هر خرمنی خوشه ای یافتم

همو در ره آوردهای سفر و گردشگری می سراید: جهانگشته و دانش اندوخته سفر كرده و صحبت آموخته

بر همین اساس انسانهایی را كه مسافرت نمی كنند و بسته به خاك و وطن خویشند, پخته و كامل نمی شناسد:

اگر پارسایی سیاحت نكرد سفر كردگانش نخوانند مرد

سعدی, هشیاری, حكمت اندوزی و حكمت آموزی خود را مرهون جهانگردی ها می داند.

اوحدی نیز, گردش و جهان دیدن را مقدمه گشایش روزنه های نوین در زندگی می شمرد:

آن كه شش ماه در سفر باشد روی دیگر به راه در باشد

نظامی, پویایی و بالندگی اندیشه و پختگی و ناب شدن خرد را درگرو سفر می داند:

سرعت عقل در جهانگردی جنبش روح در جوانمردی فردوسی, فرزانگی و آزمودگی آدمی را در پرتو گردشگری و جهانگردی میسّر می شمرد:

درست است گفتار فرزانگان جهاندیده و پاك دانندگان جهان آزموده دلاور سران گشادنند یك یك به پاسخ زبان

عطار گوید سیاحت و سفر زمینه بروز استعدادها, خلاقیّت ها و ابتكارهاست:

زین بحر همچو باران بیرون شو و سفر كن زیرا كه بی سفر تو هرگز گهر نگردی

و شاعری دیگر اندر فواید سفر و جهانگردی گفته است:

ای دل ارچند در سفر خطر است كس گهر بی سفر كجا یابد آن كه چون سایه گشت خانه نشین تابش ماه و خور كجا یابد زاغ كزآشیان نپرد بر شكاری ظفر كجا یابد نمونه ها و الگوها

بخش گسترده ای از بحثهای قرآن در قالب سرگذشت اقوام پیشین و داستانهای گذشتگان بیان شده است. توجه به این نكته كه تاریخ بستر حوادث گوناگون است و آنچه را به صورت ذهنی و فلسفی جست وجو می كند, گاه در صفحه های تاریخ به صورت عینی قابل بازیابی است, نقش محوری و زیربنایی تاریخ را نشان می دهد. مطالعه و نگرش به تاریخ و دیدن و گشتن در مكانهای تاریخی كه ظرف وقوع رخدادها بوده اند, عمر آدمی را به بلندای عمر بشر دراز می سازد و آموزه های نظری و عملی و كاربردی فراوانی را فرا راه جوامع بشری می نهد.

قرآن, با نقل فصل ها و فرازهای از داستان گذشتگان, روایتی تصویری و هنری از اندیشه و فرهنگ آنان را به نمایش می گذارد و حسّ كنجكاوی آدمی را برای ردیابی و شناسایی مكانها و سرزمینهای وقوع این داستانها بر می انگیزاند و همین به نوبه خود گونه ای گردشگری و جهانگردی را می طلبد كه قرآن در ضمن بیان قصه ها داستانهای گذشتگان مردمان را به آن سو فرا می خواند: (نحن نقص علیك احسن القصص بما اوحینا الیك هذا القرآن و ان كنت من قبله لمن الغافلین.)۳۵

ما نیكوترین سرگذشت را با این قرآن كه به تو وحی كردیم, برتو حكایت كنیم و تو پیش از آن از بی خبران بودی.

توجه به واژه (قصص) در بحث مورد نظر می تواند راهگشا و درس آموز باشد:

(كلمه (قصص) در قرآن بر وزن (عَسس) آمده نه (فِرَق جمع فرقه) واژه یادشده صورت جمع ندارد و در اصل به معنای (پی گیری) و (ردیابی) است… قصص به معنای رمان یا حوادث خیالی نیست, بلكه به معنی سرگذشت و ماجرای واقعی است.)۳۶

بنابراین, بهره وری از قصص قرآنی آن گاه به شایستگی انجام می گیرد كه انسانها در راستای پی گیری و ردیابی رخدادها قرار گیرند و با گردش ونگرش در ظرف و بستر داستانها از آن پند و عبرت آموزند و تنها به شنیدن و مطالعه بسنده نكنند.

امام علی(ع) می فرماید: (لن یصدق الخبر حتی یتحقق العیان.)۳۷

گزارش آن گاه مورد تصدیق و تأیید است كه عینی و خارجی باشد.

 

 

منبع: http://www.aftabir.com

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.